۱۷ شاخص کلیدی عملکرد در حوزه مدیریت پروژه

۱: انحراف از ROI برنامه‌ریزی شده

انحراف از بازگشت برنامه‌ریزی شده سرمایه گذاری (ROI) تفاوت بین بازگشت سرمایه‌گذاری در پایه برنامه‌ریزی شده و بازده واقعی سرمایه‌گذاری است.

۲: ارزش (بودجه) کار برنامه‌ریزی شده

ابزار مناسبی جهت برنامه‌ریزی برای تأمین مالی بر اساس هر فاز و درصد قرارداری یک پروژه. نام دیگر آن BCWS مخفف کلمات Budget Cost of work Schedule است.

فرمول: PV هر فعالیت از طریق فرمول زیر محاسبه می‌شود:

PV = درصد پیشرفت برنامه فعالیت × بودجه برآوردی فعالیت

به عنوان مثال اگر درصد پیشرفت برنامه‌ای فعالیتی تا تاریخ گزارش ۸۰% باشد و بودجه برآوردی آن ۱۰۰۰$ در نتیجه: ۸۰% × ۱۰۰۰$ = PV

۳: ارزش (بودجه) کار انجام شده (کسب شده)

شاخص ارزش کار انجام شده ابزار مناسبی برای رصد و کنترل بودجه مصرف شده در حین اجرای پروژه است. نتیجه حاصل از محاسبه این شاخص، در کنترل انحراف هزینه (CV) استفاده می‌شود. نام دیگر آن BCWP مخفف کلمات Budget Cost of Work Performed است.

فرمول: EV هر فعالیت از طریق فرمول زیر محاسبه می‌شود:

EV = بودجه برآوردی فعالیت × درصد پیشرفت واقعی فعالیت

به عنوان مثال اگر درصد پیشرفت واقعی فعالیتی تا تاریخ گزارش ۵۰% باشد و بودجه برآوردی آن ۱۰۰۰$ در نتیجه: EV = 50% × ۱۰۰۰$ = ۵۰۰$

۴: هزینه واقعی کار انجام شده

نام دیگر آن ACWP مخفف کلمات Actual Cost of Work Performed است.

AC فعالیت‌ها شامل هزینه واقعی انجام و یا تکمیل فعالیت مورد نظر تا تاریخ گزارش است که در واحد مالی سازمان پروژه ثبت می‌شود مانند: نیروی انسانی (حقوق و مزایا)، متریال، تجهیزات، ماشین‌آلات، پیمانکاران فرعی، هزینه‌های ثابت و…

۵: انحراف هزینه

این شاخص کلیدی عملکرد میزان انحراف بین ارزش کار کسب شده (EV) با میزان هزینه واقعی کار انجام شده (AC) را نشان می‌دهد و فرمول آن برابر است با: EV-EC
اگر عدد بدست آمده از فرمول، مثبت باشد، به معنی آن است که هزینه فعالیت (پروژه) کمتر از بودجه مصوب تکمیل کار (BAC) است که به این حالت Under-run گفته می‌شود و اگر عدد حاصل شده، منفی باشد، یعنی هزینه فعالیت (پروژه) بیشتر از بودجه مصوب تکمیل کار (BAC) است که به این حالت Over-run می گویند و اگر برابر صفر باشد بیانگر آن است که فعالیت (پروژه) مطابق بودجه (On Budget) هزینه شده است.

۶: انحراف برنامه

شاخص انحراف برنامه (SV) به معنی انحراف زمانبندی است و میزان انحراف بین ارزش کار کسب شده (EV) با میزان ارزش کار برنامه‌ریزی شده (PV) را نشان می‌دهد و فرمول آن برابر است با:

SV = EV – PV

به عبارت دیگر SV به ما می‌گوید آیا حجم کار انجام شده با آنچه برنامه‌ریزی کرده بودیم، مطابقت دارد یا خیر. اگر عدد بدست آمده از فرمول مثبت باشد نشان دهنده آن است که از زمانبندی جلوتر هستیم (Ahead of Schedule) و اگر منفی باشد بیانگر آن است که از زمانبندی عقب هستیم (Behind Schedule) و اگر برابر صفر باشد به معنی آن است که فعالیت (پروژه) مطابق زمانبندی (On Schedule) است.

۷:عملکرد هزینه

شاخص عملکرد هزینه (CPI) بعیاربست برای اندازه گیری کارایی هزینه و از نسبت ارزش کار کسب شده (EV) به هزینه واقعی کار انجام شده (AC) حاصل می‌شود و فرمول آن برابر است با:

CPI = EV / AC

عدد بدست آمده از این فرمول شامل سه حالت زیر است:

۱) CPI>1: به معنی آن است که به ازای یک ریال خرج شده در پروژه، بیش از یک ریال کار انجام شده است.

۲) CPI=1: به معنی آن است که به ازای یک ریال خرج شده در پروژه، یک ریال کار انجام شده است.

۳) CPI<1: به معنی آن است که به ازای یک ریال خرج شده در پروژه، کمتر از یک ریال کار انجام شده است.

۸: عملکرد زمانبندی

شاخص عملکرد زمانبندی معیاری است برای اندازه‌گیری کارایی زمانبندی پروژه و از نسبت ارزش کار کسب شده (EN) به ارزش کار برنامه‌ریزی شده (PV) به دست می‌آید:

SPI = EV / PV

عدد بدست آمده از این فرمول نیز همانند CPI شامل سه حالت است:

۱) SPI>1: به معنی آن است که به ازای یک ریال ارزش کسب شده در پروژه، بیش از یک ریال از کار برنامه‌ریزی شده، انجام گردیده است.

۲) SPI=1: به معنی آن است که به ازای یک ریال ارزش کسب شده در پروژه، یک ریال از کار برنامه‌ریزی شده انجام شده است.

۳)SPI<1: به معنی آن است که به ازای یک ریال ارزش کسب شده در پروژه، کمتر از یک ریال از کار برنامه‌ریزی شده، انجام شده است.

۹: انحراف بودجه برنامه‌ریزی شده

انحراف از بودجه برنامه‌ریزی شده (هزینه)، تفاوت در هزینه‌های برنامه‌ریزی شده با مصرف واقعی است. این شاخص معمولاً پس از تکمیل پروژه محاسبه می‌شود

۱۰:درصد پروژه‌های به موقع

این شاخص درصد پروژه‌هایی در قالب زمان‌بندی برنامه‌ریزی و بودجه است. (هزینه‌ها بر اساس مبنای خود اجرا می‌شوند.)

فرمول: [تعداد پروژه‌های فعال به موقع شروع شده و بودجه برنامه‌ریزی شده] درصد [تعداد کل پروژه‌های فعال]

۱۱:میانگین تعداد مایلستون‌ها در هر پروژه

برای تمرکز در مدیریت پروژه، بهتر است پروژه دارای تعداد Milestone ها متعادل باشد.

فرمول: [تعداد کل مایلستون‌ها] تقسیم بر [تعداد پروژه‌ها]

خوب: ۵ تا

میانگین: بین ۱۵ تا ۲۵ تا

ضعیف: ۲۵ به بالا

۱۲: میانگین زمان بین تعریف و شروع پروژه

میانگین زمان (به عنوان مثال در روز) بین تعریف و شروع پروژه‌ها.

۱۳: % پروژه‌ها انتظارات متقاضیان را برآورده می‌کند

فرمول: [تعداد پروژه‌هایی که انتظارات ذینفعان را برآورده می‌کنند] درصد [تعداد کل پروژه‌ها]

۱۴: میانگین زمان بین تعریف و تکمیل پروژه‌ها

زمان (در روز) بین تعریف و تکمیل پروژه‌ها.

۱۵: میانگین زمان برای تصویب پروژه‌ها

میانگین زمان (مثلاً در روز) برای تصویب پروژه‌ها.

۱۶: % پروژه‌های “متوقف شده/ کشته شده”

تعداد پروژه‌هایی است که به عنوان یک درصد از کل پروژه‌های فعال برای یک دوره مشخص که پس از آغاز پروژه، کشته می‌شوند / متوقف می‌شوند.

۱۷: میانگین پروژه‌های اختصاص داده شده به هر مدیر پروژه

تعداد میانگین پروژه‌های اختصاص داده شده در هر مدیر پروژه.

شاخص هاي كليدي عملكرد فرآيند مدیریت منابع انسانی

به جهت اينكه تصوير دقيق و صحيحي از وضعيت فعلي خود بدست آوريد بايد شاخص هاي اندازه گيري مناسبي طراحي و تعريف كنيد. با اندازه گيري مقادير اين شاخص ها مي توانيد نسبت به شرايط كنوني هدفگذاري كرده و براي تحقق اهداف پيش بيني شده، برنامه هاي منسجمي را طراحي كنيد. با تداوم اندازه گيري و محاسبه مقادير شاخص ها در دوره هاي بعدي كاملا درمي يابيد كه در مسيري كه حركت مي كنيد چقدر موفق بوده و چه مقدار به هدف هاي خود رسيده ايد.

۱. درصد اثربخشی دوره های آموزشی برگزار شده

۲٫ سرانه نفر ساعت آموزش های برگزار شده

۳٫ میانگین امتیاز رضایت پرسنل

۴٫ سرانه پیشنهادات پرسنل

۵٫ درصد پیشنهادات اجرا شده به کل پیشنهادات ارائه شده

۶٫ درصد اثربخشی پیشنهادات اجرا شده

۷٫ درصد غیبت

۸٫ درصد تأخیر

۹٫ درصد ترک کار

۱۰٫ تعداد سوانح ایمنی

۱۱٫ امتیاز نظام آراستگی ۵S کل سازمان و هر واحد

۱۲٫ درصد اجرای برنامه های آموزشی

۱۳٫ و بسیاری شاخص های دیگر

شاخص ها مالی و فروش

شاخص‌های سنجش عملکرد مالی شرکت:
سود خالص(Net Profit)
حاشیه سود خالص(Net Profit Margin)
حاشیه سود ناخالص ( Gross Profit Margin)
حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)
نرخ رشد درآمد
میزان کل بازگشت سهامدار (Total Shareholder Return)
میزان ارزش افزوده اقتصادی (Economic Value Added)
میزان بازگشت سرمایه ( Return on Investment)
میزان بازگشت سرمایه نیروی انسانی (Return on Capital Employ)
میزان بازگشت دارایی‌ها
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt-to-Equity Ratio)
چرخه تبدیل وجوه نقد (Cash Conversion Cycle)
نرخ سرمایه در حال کار (Working Capital Ratio)
نرخ هزینه‌های عامل (Operating Expense Ratio)

شاخص‌های مربوط به مشتری:
امتیاز ترویج مشتری: مشتریان به سه دسته ترویج دهنده (آن دسته از مشتریان راضی که در هر شرایطی از شما خرید می‌کنند)،
مشتریان منفعل(آن دسته از مشتریانی که از شما راضی هستند، ولی از خرید رقبای شما نیز اجتناب نمی‌کنند)، مشتریان مخالف و
ناراضی (آن دسته از مشتریانی که از شما ناراضی هستند و به برند شما صدمه وارد می‌کنند)
نرخ حفظ مشتری
شاخص میزان رضایت مشتری
امتیاز میزان سوددهی مشتری
ارزش طول عمر مشتری
نرخ گردش مالی مشتری
میزان تعامل مشتری
شکایات مشتری

شاخص‌های مربوط به بازار و بازاریابی:
نرخ رشد بازار
میزان سهم بازار
میزان نفوذ برند در بازار
نرخ مکالمه با مشتریان
رتبه جستجوی برند در اینترنت
نرخ کلیک در صفحه و مشاهده سایت از سوی مشتریان
سطوح مشارکت آنلاین مشتریان
میزان مشارکت در شبکه‌های اجتماعی
سنجش عملکرد اجرایی شرکت
سطوح شش سیگما
نرخ استفاده از ظرفیت منابع موجود
سطح موارد زائد و دور ریز در فرآیندها
زمان چرخه تکمیل سفارش
نرخ ارائه به‌هنگام و کامل خدمت
نرخ کمبود موجودی
میزان انحراف از برنامه زمانی پروژه
میزان انحراف از هزینه‌های پروژه
شاخص میزان ارزش حصول شده
بازگشت سرمایه پیرامون نوآوری‌های مختلف
میزان دوباره‌کاری
شاخص کیفیت
شاخص اثربخشی تجهیزات
میزان زمان خرابی یا کار نکردن خرابی ماشین یا فرآیند
شاخص‌های عملکرد کارکنان
میزان ارزش افزوده سرمایه نیروی انسانی
میزان سود به ازای هر کارمند
شاخص رضایت کارمندان
سطح مارکت کارمندان در کار
نرخ آشفتگی کارکنان
میانگین مدت زمان بودن کارمند در شرکت
میزان غیبت از کار
امتیاز بازخورد ۳۶۰ درجه
زمان استخدام
میزان بازگشت سرمایه‌های حاصل از آموزش نیروی انسانی
سنجش عملکرد حفاظت از محیط زیست و پایداری اجتماعی
میزان استفاده از کربن
میزان استفاده آب
میزان مصرف انرژی
میزان صرفه‌جویی
میزان نرخ بازیافت

نمونه شاخص های کلیدی عملکرد در زمینه فروش:
۱٫تعداد قراردادهای جدید امضا شده در هر دوره
۲٫ارزش ریالی قراردادهای جدید امضا شده در هر دوره
۳٫تعداد ساعت-منبع مورد استفاده برای پیگیری فروش
۴٫ارزش فروش از دست رفته
۵٫فروش خالص برحسب ریال یا درصد رشد آن
۶٫میانگین درآمد به ازای هر محصول
۷٫تعداد متوسط فعالیت ها (تماس ها، جلسات، و غیره) برای بستن قرارداد

چند نمونه شاخص در زمینه مالی:
۱٫رشد درآمد
۲٫حاشیه سود خالص
۳٫حاشیه سود ناخالص
۴٫جریان نقدی عملیاتی
۵٫ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
۶٫گردش موجودی
۷٫هزینه پردازش صورتحساب‌ها
۸٫ارزش پولی متوسط ​​صورتحساب های عقب افتاده

نمونه شاخص های کلیدی عملکرد در زمینه خدمات مشتریان:
۱٫تعداد مشتریان باقیمانده
۲٫درصد سهم بازار
۳٫میانگین زمان لازم برای رسیدگی به خواست مشتری بعد از تماس
۴٫میانگین زمان تقاضا
۵٫تعداد شکایات مشتریان
۶٫متوسط زمان انتظار تماس برای مشتریان در صف

چند نمونه شاخص در زمینه تولید:
۱٫هزینه تولید به ازای هر واحد
۲٫هزینه و میزان مصرف مواد
۳٫میزان سفارشات باز
۴٫ظرفیت فرآیند
۵٫درصد بهره وری
۶٫تولید برنامه ریزی شده
۷٫موجودی قطعات نیمه ساخته در خط تولید(WIP)
۸٫کاهش نرخ ضایعات
۹٫کارایی کلی تجهیزات
۱۰٫عملکرد بنچ مارک های صنعتی
۱۱٫درصد استفاده از ظرفیت

نمونه شاخص های کلیدی در زمینه عملکرد:
۱٫زمان برآوردن سفارش
۲٫مدت زمان ارائه محصول به بازار(Time to market)
۳٫نرخ رضایت کارکنان
۴٫نرخ تعویض کارکنان
شاخص های کلیدی عملکرد فرآیند مدیریت منابع انسانی

۱-درصد اثربخشی دوره های آموزشی برگزار شده

۲-سرانه نفر ساعت آموزش های برگزار شده

۳-میانگین امتیاز رضایت پرسنل

۴-سرانه پیشنهادات پرسنل

۵-درصد پیشنهادات اجرا شده به کل پیشنهادات ارائه شده

۶-درصد اثربخشی پیشنهادات اجرا شده

۷-درصد غیبت

۸-درصد تأخیر

۹-درصد ترک کار

۱۰-تعداد سوانح ایمنی

۱۱-امتیاز نظام آراستگی ۵S کل سازمان و هر واحد

۱۲-درصد اجرای برنامه های آموزشی

شاخص ها عملکرد

شاخص های مالی

سود (Profit)

اکثرا با مفهوم این شاخص اشنا هستیم اما باید بدانید که این شاخص مهمترین شاخص عملکرد در بین سایر شاخص ها است که شامل سودخالص و سودناخالص میباشد. با بررسی دقیق هریک متوجه میشوید که آیا سازمان شما در رسیدن به بازگشت سرمایه بالا موفق عمل کرده است و یا خیر.

هزینه (Cost)

میزان اثر بخشی هزینه های خود را محاسبه کنید و بهترین راهکار را برای کاهش و مدیریت هزینه های خود بیابید.

درآمد حاصل از کسب و کار در مقابل درآمد هدف (LOB Revenue Vs.Target)

مقایسه ای است بین مابین درآمد کسب شده شما و درآمد پیش بینی شده شما . تهیه نمودار، تجزیه و تحلیل میان این دو به شما در سنجش عملکرد سازمان کمک می کند.

هزینه کالاهای فروخته شده (Cost Of Goods Sold)

شما میتوانید با مطابقت دادن همه هزینه های تولید محصولی که میفروشید ایده های بهتری را برای تغییر قیمت محصولاتتان و همچنین میزان سودخالص بدست بیاورید. این اطلاعات به شما کمک میکند تا بتوانید بیشتر از سایر رقبایتان فروش داشته باشید.

دوره وصول مطالبات حاصل از فروش (Day Sales Outstanding DSO)

مطالبات دریافت شده خود را بر کل فروش اعتباری خود تقسیم کنید، عدد حاصل شده را در تعداد روزهایی که برای فروش اعتباری خود در نظر گرفته اید ضرب کنید. اگر میزان این مقدار کم است برای سازمان شما بهتر است تا بر فروش های نقدی بیشتر تمرکز کند. از این شاخص هر ماه، فصل و سال استفاده کنید تا شاهد پیشرفت خود باشید.

فروش منطقه ای (Sales By Region)

شما از طریق تجزیه و تحلیل اهداف فروشی که در جلسه ها برای هر منطقه خود داشته اید، میتوانید تا برای مناطق ضعیف خود که عملکرد پایینی داشته اند راه کارهای بهتری را در نظر بگیرید.

هزینه های خط تولید در مقابل بودجه (LOB Expenses Vs. Budget)

کل مخارج را با بودجه پیش بینی شده مقایسه کنید. تا با فهمیدن این موضوع متوجه شوید که در کدام قسمت از برنامه خود منحرف شده اید و به شما کمک میکند تا #بودجه_سازمانی بهتری را در آینده داشته باشید.

برای محاسبه این شاخص تعداد کارمندانی که کار خود را رها کرده اند بر میانگین کارمندان خود تقسیم کنید. اگر این رقم برای شما زیاد است، باید فرهنگ محیط سازمانی و محیط شرکت را مجددا بررسی کنید.

% درخواست ها برای موقعیت های شغلی

هنگامی که شما درصد بالایی درخواست از متقاضیان واجد شرایط برای موقعیت های شغلی خود دارید ،بهترین موقعیت را برای بررسی بهترین متقاضیان دارا میباشد.

یکی از راه­های تشخیص مرتبط بودن KPI استفاده از معیارهای SMART است.

هر کدام از این حروف ابتدای کلمات خاص(Specific)، قابل اندازه ­گیری (Measurable )، قابل دستیابی (attainable)، مرتبط (Relevant) و مقید به زمان (Time-bound) هستند.

۵ شاخص کلیدی عملکرد برای نگهداری (KPI)

احتمالاً اولین بار نیست که می شنوید برای رسیدن به نتایج عالی ، شما باید یک هدف و معیارهای خاص داشته باشید تا بتوانید هدف خود را محقق کنید یا نه؟

برای مدیران تعمیر و نگهداری ، اندازه گیری KPI با استفاده از نرم افزار EAM که امکان ایجاد داشبوردهای سفارشی را بر اساس داده هایی که جمع آوری شده است ، بسیار آسان تر شده است.

تعمیر و نگهداری KPISo اگر آسان باشد ، چرا بخش های تعمیر و نگهداری هنوز هم گاهی اوقات آن را به چالش می کشند؟  جواب این است … داده  با داشتن اطلاعات بیش از حد احاطه شده ، می توانید گم شوید و به جستجوی داده ها و اعداد بپردازید که در واقع به همان اندازه که فکر می کنید مهم نیستند.  در زیر ۵ شاخص کلیدی عملکرد (KPI) برای تعمیر و نگهداری به منظور کاهش هزینه های نگهداری و افزایش بهره وری را پیدا خواهید کرد!

هر سازمان در مورد نگهداری اهداف مختلفی دارد ، اما همه آنها دارای مناطق متمرکز هستند:

۱٫کارآیی و خرابی

۲٫بودجه و هزینه های نگهداری

۳٫ چرخه دارایی و عملکرد

۴٫زمان پاسخگویی به تعمیر و نگهداری

۵٫مدیریت سفارش کار

۱٫خرابی

Downtime برای هر شرکتی که دارایی دارد ، بسیار هزینه بر است.  طبق تحقیقات ونسون بورن ، میانگین زمان خرابی طبق تصمیم گیرندگان در زمینه خدمات و مدیریت خدمات میدانی ، در هر ساعت ۲۴۰٫۰۰۰ دلار آمریکا در ساعت هزینه دارد.

۷۰٪ از عدم آگاهی شرکتها مبنی بر اینکه دارایی ها به نگهداری نیاز دارند که منجر به خرابی های غیرقابل پیش بینی و خرابی پر هزینه می شود.  با داشتن یک استراتژی مناسب برای تعمیر و نگهداری ، می توانید بیش از ۳۰٪ خرابی را کاهش دهید!

اندازه گیری زمان خرابی به عنوان KPI ، می تواند به اداره نگهداری کمک کند تا تجزیه و تحلیل کند که چگونه آنها استراتژی های تعمیر و نگهداری را بطور موفقیت آمیز اجرا کرده اند و می توانند براساس آن تصمیم گیری کنند.

چگونه می توان خرابی را محاسبه کرد؟

خرابی = ساعت زمان خرابی / کل دوره اندازه گیری شده * ۱۰۰

با این حال ، مهم تر برای درک در اینجا چگونه Downtime بر هزینه های شما تأثیر می گذارد!  این یک محاسبه ساده برای اندازه گیری آن است:

برای مدت زمانی خاص مثلاً  ۱ ساعت  در نظر بگیرید که در هر ساعت چند قسمت یا محصول تولید می شود و تعیین کنید که هر محصول چقدر می تواند به طور بالقوه درآمد داشته باشد.  سپس ، تعیین کنید که زمان خرابی چه مدت ممکن است طول بکشد (یا در گذشته طول کشیده است).

با استفاده از این فرمول ، اگر ما در هر محصول (واحد) ۳۰٫۰۰ دلار سود کسب کنیم و ۳۰ محصول در ساعت تولید کنیم ، این بدان معناست که هر ساعت ۹۰۰ دلار ارزش دارد.  در سناریویی که ۳ ساعت از کار افتادگی را تجربه می کنید ، فقط ۲۷۰۰،۰۰ دلار در همین چند ساعت از دست می دهید!

برای پس انداز بیشتر آماده هستید؟

بهترین روش را برای هزینه های نگهداری تجهیزات بیاموزید.

بودجه موجودی و نگهداری

غالباً از بخش تعمیر و نگهداری خواسته می شود که برای انجام عملیات و فعالیتهای مربوط به بودجه پیش بینی شود.  معمولاً بسیار چالش برانگیز است ، خصوصاً به دلیل عدم خرابی برنامه ریزی شده و داده های ضعیف نگهداری.

برای پیش بینی دقیق ، داده های دقیق و به راحتی در دسترس است.  داشتن راه حل EAM / CMMS به مستند سازی فرآیندهای نگهداری کمک می کند ، اما در مورد صحت اطلاعات چیست؟  اگر EAM شما به طور مستقیم در ERP یکپارچه نشده باشد ، ممکن است بخش های نگهداری دارای داده های نادرستی باشند و تصمیمات و پیش بینی های مستعد خطا می گیرند.

با استفاده از سیستم CMMS یکپارچه به ERP ، داده ها آزادانه از سیستم مدیریت موجودی موبایل به سیستم ERP با توجه به سطح سهام یدکی منتقل می شوند.  آگاهی از سطح قطعات یدکی برای متخصصان نگهداری بسیار مهم است.  داشتن اطلاعات در مورد موجودی در نوک انگشتان آنها می تواند به بهبود پیش بینی بودجه تعمیر و نگهداری و همچنین هزینه های کنترل کمک کند.

در Dynaway Enterprise Asset Management ، می توانید شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) برای دارایی ها (اشیاء) و انواع شیء را محاسبه کنید.  KPI ها برای به دست آوردن یک نمای کلی از عملکرد در اشیاء استفاده می شوند.

با داشتن EAM Mobile در دستگاه تلفن همراه ، کارگران تعمیر و نگهداری می توانند قطعات یدکی مورد نیاز برای انجام کار سفارش را مصرف و ثبت کنند.  سپس ، بخش خرید می تواند در زمان واقعی ببیند که چه تعداد قطعات یدکی اختصاصی باقی مانده است.  حتی می توانید هنگامی که قطعات به سطح سهام خاص می روند ، اعلان های فشار را تنظیم کنید تا بخش خرید را در مورد سطح پایین سهام اعلام کنند.

۱٫مدیریت دارایی

چرخه عمر دارایی

عمر دارایی از زمان تأسیس آن ، از طریق دستیابی به آن ، بهره برداری و هرگونه تعمیر و نگهداری یا به روزرسانی ، در اختیار آن محاسبه می شود.  چرخه زندگی ، تکامل دارایی را از نظر افزایش و کاهش در استفاده و ارزش آن از ابتدا تا زمان بازنشستگی توصیف می کند.

اصطلاح دیگر عمر مفید یک دارایی است که به تعداد سالهایی که یک دارایی در خدمت باقی می ماند اشاره دارد و باعث ایجاد درآمد مقرون به صرفه می شود.  با این حال ، پیش بینی طول کل دارایی می تواند چالش برانگیز باشد.

با استفاده از نرم افزار EAM ، مدیران تعمیر و نگهداری می توانند بینشی بهتر در کلیه مراحل و عملیات نگهداری داشته باشند.  به عنوان یكی از مثالها ، DAMaway EAM دارای قابلیت ساخت درخت سلسله مراتب دارایی است كه محل و دارایی را نشان می دهد.  در راه حل مدیریت دارایی Dynaway Enterprise ، می توانید شاخص های مختلف عملکرد کلیدی (KPI) را برای اشیاء و انواع شیء محاسبه کنید.

۲- چرخه دارایی

سلسله مراتب مکاني كاركردي براساس نيازهاي فرد شركت براي نگهداري تجهيزات داخلي يا سرويس دادن به تجهيزات مشتريان است.

این امر به شما امکان می دهد به راحتی موقعیت مکانی هر دارایی را مشاهده کنید و تجهیزات یا مکان های جدیدی اضافه کنید.  این به بخش تعمیر و نگهداری کمک می کند تا روند خرابی را رصد کند و برنامه ریزی بهتر نگهداری پیشگیرانه را بر اساس داده ها یا داده های تاریخی تجهیزات انجام دهد.  در نتیجه ، تعمیر و نگهداری می تواند معیارهایی را برای افزایش طول عمر تجهیزات ایجاد کند.

زمان پاسخگویی به تعمیر و نگهداری

تعمیر و نگهداری KPI:

زمان پاسخگویی به تعمیر و نگهداری به یک اندازه گیری زمانی از زمان باز شدن درخواست سفارش کار تا شروع کار واقعی اشاره دارد.

به عنوان مثال ، اگر از نظر زمان پاسخگویی از نظر داخلی مشکل دارید ، اگر کار در زمان مناسب شروع نشده باشد ، مشکلات اصلی خرابی ممکن است رخ دهد.  بخش تعمیر و نگهداری می تواند به راحتی در مورد زمان پاسخ KPI با استفاده از محلول EAM ، که جمع آوری داده های دقیق و ارائه آن به آسانی در درک و تجزیه و تحلیل است ، تأمل کند.  EAM / CMMS به شناسایی سرعت و کارآمد مکانیکها در پاسخگویی به درخواست های سفارش کار کمک می کند.

این به مدیریت کمک می کند تا بخش ها یا دارایی های ناکارآمد هزینه را تصفیه کند ، و همچنین تصمیماتی را در مورد چگونگی بهبود فرآیند های پاسخ و چه عواملی در وهله اول ایجاد می کند.

پیشگیری در مقابل واکنش

تعمیر و نگهداری واکنشی همچنین اغلب به تعمیر و نگهداری خراب می شود به این معنی که تعمیر تجهیزات پس از خرابی تجهیزات انجام می شود.

در حالی که نگهداری واکنشی ممکن است از نگاه اول معقول باشد (تعمیر فقط در صورت بروز خرابی) ، در طولانی مدت هزینه بیشتری دارد: خرابی غیر منتظره در وسط تولید می تواند منجر به کالاهای آسیب دیده ، تحویل های دیر هنگام ، از دست دادن مشتری و در نتیجه تأثیر درآمد شود.  .

هنگامی که فعالیت های نگهداری خود را برنامه ریزی می کنید ، وقت خود را بر اساس داده های قبلی و برنامه تولید ، آنالیز ، در نظر بگیرید و اقدامات خود را انجام دهید.  با رویکرد واکنشی ، خرابی ها به طور غیر منتظره اتفاق می افتد ، کارگران در جستجوی کتابچه های راهنمای ایمنی صحیح و اسناد و همچنین لوازم یدکی و ابزار هستند.

همانطور که از KPI ، شما باید تمرکز کنید تا در حد امکان از سفارشات کار بر روی واکنشی را کاهش دهید.  با این وجود ، همیشه تعیین اهداف واقع بینانه مهم است … اگر شما امروز هیچ فعالیتی در زمینه پیشگیری ندارید ، احتمالاً ایده خوبی نیست که بتوانید سفارش کار واکنشی را در یک ماه انجام دهید.

از تجربه ما ، همیشه خوب است که از رویکرد اهداف SMART در هنگام استفاده استفاده کنیم!

SMART مخفف مخفف Specific، Measurable، Achieveable، Relevant و Timely است و می تواند برای هدایت تنظیم هدف شما مورد استفاده قرار گیرد.  با تعیین اهداف برای سازمان یا بخش خود ، هدفی را برای هدف خود ارائه می دهید و عملکرد و دستاوردهای خود را نیز منعکس می کنید.

برای اطمینان از اینکه اهداف شما مشخص و قابل دستیابی است ، باید هریک از آنها:

خاص: هر هدفی باید به خوبی تعریف شده ، واضح و بدون ابهام باشد.

قابل اندازه گیری: با معیارهای خاصی که پیشرفت شما در رسیدن به هدف را اندازه گیری می کند.  هر هدف دارای معیارهای مختلفی برای ارزیابی پیشرفت در مقابل هدف است.

دست یافتنی: دستیابی و غیرممکن نیست.

مرتبط: در دسترس ، واقع بینانه و مرتبط با هدف سازمان شما.  می توان آن را در زمان تعیین شده و با منابع موجود بدست آورد.

به موقع: با یک جدول زمانی مشخص مشخص ، از جمله تاریخ شروع و تاریخ هدف.  هدف ایجاد فوریت است.

در اینجا چند نمونه از KPI های تعمیر و نگهداری SMART آورده شده است:

خرابی بدون برنامه ریزی را در طول سال ۲۰۲۰ ۵۰٪ کاهش دهید.

سفارشات کار پیشگیری را تا ۲۰٪ از کل کارها افزایش دهید.

در مدت ۶ ماه آینده ۵۰٪ زمان لازم برای بازرسی ایمنی و نگهداری را کاهش دهید.

سفارشات کار واکنشی را در مدت ۸ ماه آینده ۶۰٪ کاهش دهید.

آماده باشید که هنگام نوشتن اهداف SMART سؤالهای زیادی از خود و دیگران بپرسید.  پاسخ ها به تنظیم دقیق استراتژی شما کمک می کنند تا بتوانید اهداف را بدست آورید.  این مهم است که اهداف خود را با نگرش مثبت دنبال کنید حتی اگر باید تا حد ممکن واقع بین باشید.  در پایان روز ، شما می خواهید نه تنها در مورد اهداف خود آرزو کنید بلکه به آن برسید!

۵ سنجه استارتاپی مهم

یکی از مهم ترين روش ها دقت در سنجه های استارتاپ و پيگيري و پردازش داده ها است.توجه به اتفاقاتي كه در حال رخ دادن در استارت آپ شما هستند بسيار حياتي است.اين كار به شما كمك خواهد كرد تا صحت فرضيات و استراتژی هاي مالي براي استارتاپ و كسب و كار خود را بسنجيد تا به انتخاب بهترين تصميمات منجر شود.در قسمت بعد به توضيح تعدادي از سنجه ها  كه درمراحل اوليه استارتاپ كاربرد دارند می پردازیم.

۱-جذب ( Acquisition ) :

جذب يكي از مهم ترين سنجه های استارتاپ در مراحل اوليه شروع يك استارتاپ است ،جذب به معني جلب نظر كاربر براي محصول شما نظیر بازديد از سايت و … از طريق روش هاي مختلف بازاريابي است.اگر درمراحل ابتدايي استارتاپ كارهايي كه در اين زمينه انجام ميدهيد به نتيجه نرسيد ،هيچ نگران نباشيد;كانال بازاريابي خود را عوض كرده و روش هاي متفاوتي را امتحان كنيد.شرکت ها و سازمان ها  جذب مشتری را به عنوان یک اقدام مهم در ارزش کسب وکار خود می دانند.پس از جذب مشتری نگهداری و حفظ رضایت مشتریان خود را فراموش نکنید.

۲- فعال‌سازی (Activation) :

پس از جذب مشتری نوبت فعالسازی و تلاش برای نگه داشتن مشتری تحت نفوذ شرکت می باشد.اکنون شما باید تلاش کنید تا بازدید کنندگان خود را به مشتریان و پس از آن به مشتریان وفادار تبدیل کنید.فعالساز مشتریان زمانی اتفاق می افتد که مشتریان بابت ارزش شما پول پرداخت کنند، و پس از آن شما یک مشتری به شرکت خود اضافه کرده اید.

چند روش برای فعالسازی مشتریان:

به مشتریان حس اعتماد بدهید.

سعی کنید نیاز آنها را برطرف کنید و استفاده از خدمات خود را در ساده ترین حالت ممکن قرار دهید.

همیشه در دسترس مشتریان باشید و راه های ارتباطی را پاسخگو باشید.

حالا نوبت آن است که با محصولات یا خدمات با کیفیت  ، مشتری را در مرحله جذب نگه دارید.

صرف نظر از مطلوبیت یا قابلیت فروش خدمات یا محصولات ، فعالسازی که مدیریت مناسب نداشته باشد شکست خواهد خورد.

۳- بازگشت (Retention):

این سنجه برسی مکند که چه میزان از مشتریان پس از مدتی دوباره از استارتاپ شما استفاده کرده اند.برای بازگشت مشتریان روش های متفاوتی وجود دارد که استفاده از آنها به افزایش فروش می انجامد ;البته باید همزمان از روش های گوناگون استفاده کرد تا مشتریان بیشتری را به استارتاپ بازگرداند.

بر اساس مدل mot سومین لحظه در خرید دیجیتالی (Tmot) لحظه ای است که مشتری با سایت به تعامل می پردازد و بازاریاب سعی می کند مشتری را  حفظ کند . می توان با ایجاد شبکه های تعاملی گوناگون این تعاملات را افزایش داد.

 

۴- توصیه(Referra)  :

نوعی بازاریابی موفق و ویروسی می باشد و باعث ایجاد رابطه  برد برد خواهد شد .اگر فرد از استارتاپ شما خوشش بیاید و موفق عمل کرده باشید افراد دوستانشان را دعوت خواهند کرد. تا آن ها هم از امکانات شما استفاده کنند . به این عمل توصیه گویند.در اکثر افراد این گونه است که دوست دارند بیشتر در چیز هایی شرکت کنند که دوستانشان یا آشنایانشان در آن شرکت کننده اند.یک استارتاپ موفق سعی می کند  به مرحله توصیه برسد.

ولی توصیه موفق چگونه است.

بهترین حالت در صورتی اتفاق می افتد که هر سه نفر سود ببرند هم صاحب استارتاپ هم شخصی که توصیه انجام می دهد و هم کسی که به آن توصیه شده است.این روش در این اواخر بسیار مرسوم شده برای مثال شرکت موفقی مانند اسنپ هم از آن استفاده می کند.شما با معرفی و توصیه اسنپ به یکی از دوستانتان می توانید از یک سفر مجانی بهره مند شوید و دوست شما هم یک سفر رایگان خواهد داشت .در این صورت اسنپ یک مشتری جدید دارد و هریک از شما یک سفر رایگان.

این می تواند جزو یکی از بهترین راه های توصیه باشد . که هرسه طرف در آن سود می برند.

ویژگی های شاخص کلیدی عملکرد

شاخص های کلیدی عملکرد از هر نوعی که انتخاب شوند، باید انعکاس دهنده اهداف کسب و کارتان باشند و این نشان دهنده  موفقیت یک کسب و کار بوده و قابل اندازه گیری میباشند. شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) اکثرا مربوط به ملاحظات بلندمدت می شوند و تعریف و چگونگی اندازه گیری آن ها در طول زمان تغییر نمی کند. تنها زمانی که کسب و کار به اهدافش نزدیک تر شود یا اهدافش تغییر کند، احتمالا شاخص های کلیدی عملکرد آن نیز تغییر نماید. این شاخص ها نقش زیادی در نظم دهی و هماهنگی میان اجزای مختلف یک کسب و کار دارد.

شاخص های کلیدی عملکرد از هر نوعی که انتخاب شوند، باید انعکاس دهنده اهداف کسب و کارتان باشند و به عبارتی نشان دهنده موفقیت کسب و کارتان بوده و قابل اندازه گیری باشند.

مطابق تکنیک Smart ، شاخص کلیدی عملکرد باید دارای  ویژگی های زیر باشد:

۱- هر شاخص کلیدی عملکرد (KPI) باید یک هدف خاص را اندازه گیری کند.

۲-هر شاخص کلیدی عمکلرد (KPI) را باید بتوان در یک محدوده و دوره ی زمانی معین اندازه گیری کرد به طوری که بتواند گویای میزان پیشرفت در کار باشد.

۳- شاخص کلیدی عملکرد (KPI) باید به طور مستقیم با کارهای انجام شده در کسب و کار مربوط باشد و نه صرفا با نتایج کارهای انجام شده.

۴- بهترین شاخص کلیدی عملکرد (KPI)  را می توان با سطحی منطقی از تلاش، به دست آورد. در  واقع شاخص های کلیدی عملکرد  (KPI) باید خیلی دور از دسترس باشند.

چند مثال از شاخص های کلیدی عملکرد :

بسیاری از شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) برای کسب و کارها تعریف شده اند و همان طور که گفتیم، هر بخش از هر کسب و کار و هر شرکتی با توجه به موقعیت خود، شاخص کلیدی عملکرد (KPI) مخصوص به خود را دارد. مدیران با استفاده از «داشبوردهای مدیریتی» می توانند شاخص های کلیدی عملکرد هر کدام از بخش های کسب و کار خود را به صورت آنلاین و دقیق مشاهده نمایند.

اکنون  چند شاخص کلیدی عملکرد (KPI) از سازمان های مختلف را معرفی می کنیم، تا منظورمان از شاخص کلیدی عمکلرد مشخص تر شود:

۱-( شاخص رضایت کارمندان) برای بخش های مدیریتی مختلف سازمان (خصوصا بخش مدیریت منابع انسانی) می تواند یک شاخص کلیدی عملکرد مناسب باشد.

۲-در یک کسب و کار (درصد فروش حاصل شده از برگشت مشتریان ) می تواند یکی از شاخص های کلیدی عملکرد باشد.

۳-در یک مدرسه ممکن است شاخص کلیدی (نرخ دانش آموزان فارغ التحصیل) مورد توجه باشد.

۴-در یک کسب و کار پاسخگویی به مشتریان (درصد مشتریانی که در دقیقه اول به آن ها پاسخ داده می شود) می تواند یک شاخص کلید باشد.

۵-در یک سازمان خدمات اجتماعی (تعداد کاربرانی که طی یک سال به سازمان کمک کرده اند) می تواند  یک شاخص کلیدی باشد.

شاخص کلیدی عملکرد

نحوه طراحی و به کارگیری سنجه و شاخص کلیدی عملکرد (KPI) :

سنجه یک معنی عام دارد و ممکن است میان بسیاری از سازمان ها یکسان باشند. در نتیجه طراحی و بکارگیری آن ها نیز فرایند  پیچیده ای ندارد. ولی تعریف شاخص های کلیدی عملکرد مناسب برای یک کسب و کار، نیازمند دقت و ظرافت بیشتری است.

نکات مهم:

نکته اول در رابطه با طراحی شاخص کلیدی عملکرد (KPI) این است که مطابق یک فرآیند منطقی، مدیران ارشد سازمان باید در گام اول استراتژی یک کسب و کار را به خوبی تعریف نمایند و سپس اهداف راهبردی کسب و کار را مشخص کنند. در گام بعد برای تحقق هر یک از اهداف راهبردی، شاخص های کلیدی مناسبی که میزان تحقق آن هدف را نمایان کند، تعریف کنند. این اقدام سبب می شود شاخص کلیدی عملکرد همسو با اهداف راهبردی یک کسب و کار و اولویت های کسب و کار باشد.

نکته دوم  آنکه اکثر سنجه های مالی می توانند به عنوان شاخص کلیدی مطرح باشند. البته آنها گویای عملکرد نیستند بلکه بر نتیجه دلالت دارند. در عین حال، مدیران برای موفقیت کسب و کار خود نباید فقط به شاخص های مالی بسنده کنند، چرا که ارتقای شاخص های مالی، خود، محصول ارتقای سایر شاخص ها است.

نکته سوم این است که مدیران یک کسب و کار ها باید مجموعه ای از شاخص ها را همزمان در نظر داشته باشند. مدیران در واقع پس از طراحی شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) مخصوص کسب و کار خود، لازم است که مفهوم آنها را برای کارمندان  بخش های مختلف تبیین کنند. آن ها همچنین باید به طور مستمر شاخص ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. ابزاری که در این راستا برای مدیران مفید و کمک کننده است داشبوردهای مدیریتی و تحلیلی نام دارد. به کار گرفتن این ابزار باعث می شود که مدیران سطح های مختلف و همچنین کارمندان با محور قراردادن این شاخص ها، به صورت هماهنگ تری رفتار نمایند.

 

بهترین شاخص های کلیدی عملکرد برای کسب وکار

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) جریان اطلاعاتی هستند که شما می توانید به طور مرتب برای ارزیابی صحت و سلامت کسب و کار خود آن را پیگیری کنید. شاخص کلیدی عملکرد(KPI) مفید، باعث افزایش بهره وری می شود. KPI  ها پیش بینی کرده و به مدیریت کمک می کنند تا مشکلات را قبل از آن که آسیب جدی وارد نمایند، پیدا کنند. یک ایده سریع در مورد پیشرفت کسب و کار شما می تواند به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه یا سالانه ارائه شود. این به معنی آن است که تغییر را می توان به سرعت انجام داد تا از فاجعه فاصله گرفت. آنها اقداماتی کارآمد، آسان و قابل دسترسی از نحوه عملکرد شما را پیش بینی می کنند و این در پیش بینی عملکرد بلند مدت برای کسب و کارتان ارزشمند است.

از آنجا که هر کسب و کار به نوعی خاص است، شاخص های کلیدی عملکردی که شما مشخص می کنید احتمال دارد با سایر کسب و کار های تجاری تفاوت داشته باشند. مجموعه شما باید زیرساخت داشته باشد که در آن هزینه ها و درآمد ها بتوانند به راحتی آنالیز و تحلیل شوند و در آن اعضای اصلی تیم اجرایی بتوانند زمینه های موفقیت در حوزه ها گوناگون را درک کنند.

شما می توانید با پنج نوع از داده های مالی و کیفی زیر کار کنید تا شاخص های کلیدی عملکزدی را که برای اهداف و تعیین شاخص های شما مناسب هستند سفارشی کنید.

۱-میزان درآمد

مانند هر صاحب کسب و کار ، درآمد خود را دنبال کنید تا اطمینان یابید درآمد شما ثابت است. با این حال، وقتی شما به عنوان یک شاخص کلیدی عملکرد (KPI  ) به درآمد نگاه می کنید، بیشتر درمورد روند نسبی نمودار هایتان نگران هستید. مثلا، درآمد شما ممکن است در پایان هر ماه روند نزولی پیدا کند، که نشان دهنده این است که به یک استراتژی بازاریابی جدید برای افزایش این سری از زمان ها با پیشرفت و شیب آهسته نیازمند هستید. یا وقتی که درآمد افزایش می یابد، می‌توانید دلایل را دقیق تعیین کنید و روند را حفظ کنید.

۲-هزینه های مستقیم

احتمالا در طول روز به این فکر کرده اید که هر روز چه مقدار در حال خرج کردن برای انجام درست کسب و کارتان هستید. مصارف مستقیم شما ممکن است شامل مواد و لوازم برای تولیدات، محصولات، بازاریابی و تبلیغات و سایر خریدهایی باشد که پس از آن به سود مطلوبتان تبدیل می شود. وقتی که شما در هزینه های مستقیم با توجه به شاخص کلیدی عملکرد (KPI) نگاه می کنید، روند رونق را در نظر می گیرید.

۳-هزینه های تحمیل شده یا سربارها

معمولا سربارها حاوی هزینه های کسب و کار فعلی شما هستند که مستقیم به سود نمی رسند، از جمله اجاره فضای اداری و پرداخت کارمندان شما که احتمال دارد این هزینه ها ثابت شود، یعنی هر ماه یک مقدار مشخص پرداختی داشته باشید یا متغیر باقی بماند؛ یعنی با نرخ های بازار یا تغییرات فصلی نوسان پیدا کند. مثلا، اگر شما در تعطیلات با هزینه کم افراد اضافی را استخدام کنید  و یا هر اقدام دیگری را در جهت کاهش یا تثبیت این هزینه ها انجام دهید، هزینه های سربار خود را می توانید تغییر دهید.

ثبت کردن این مدل هزینه ها به عنوان یک شاخص کلیدی عملکرد(KPI) به شما کمک خواهد کرد که نمودار در حال افزایش را کاهش دهید و یا در غیر اینصورت این افزایش و تغییرات را متوجه می شوید. به این ترتیب، تنظیمات را برای حفظ جریان نقدی و محدود کردن مواجهه با هزینه های اضافی می توانید انجام دهید.

۴– حاشیه سود ناخالص

درصد حجم پولی که پس از کم کردن هزینه های مستقیم درآمد کسب می شود حاشیه سود ناخالص نامیده می شود . این شاخص KPI  یک شاخص مهم برای عملکرد و تناسب درآمد و خروجی شما است. در بهترین حالت، می خواهید میزان روند صعودی را ببینید، اما افزایش قیمت از طرف تامین کنندگان شما ممکن است اثر متقابل داشته باشد. بالا بودن این شاخص کلیدی عملکرد (KPI) به این معنی است که شما می توانید قیمت محصول یا خدمات خود را تنظیم کنید تا حاشیه سود ناخالص تان را ثابت نگه داشته و یا حتی افزایش دهید.

۵- حاشیه سود خالص

حاشیه سود ناخالص شما به طور طبیعی بیشتر از حاشیه سود خالص است، زیرا هزینه های سربار و همچنین هزینه خدمات را در بر دارد که از آن کم می شود. پیگیری این شاخص کلیدی عملکرد (KPI) دیدی کاملی از کسب و کار و نحوه تغییر آن در طول زمان  به ما نشان می دهد. اگر حاشیه سود خالص شما در حال ضعیف شدن باشد، ممکن است نیاز به بررسی عملیات اجرایی خود داشته باشید که آن را با نگاه کردن به هزینه های کسب و کارتان و چیدمان ساختار و بازنگری ان باید راه تان را به پایان برسانید.

شاخص کلیدی عملکرد

از جمله شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) دیگر که روند حرکتشان قابل توجه است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

رشد

رشد کسب و کار شما یک شاخص کلیدی عملکرد(KPI) است که میزان پیشرفت شما در جهت هدف های تان را نشان می دهند.ممکن است رشد به معنای گسترش پایگاه های محبوب مشتری شما، اضافه کردن کالاها یا خدمات بهینه تر، افزایش درآمد شما یا گسترش شناختن نام تجاری تان در بازارهای جدید باشد.

مشتریان

برای صاحبان کسب و کار کوچک، معیار و ترازوی اندازه گیری پیشرفت شما در مسیر موفقیت مشتریان هستند. این شاخص کلیدی عملکرد(KPI) آهنگ تغییر در میزان پایه مشتری شما ومیزان درآمد متوسط کسب شده  از هر مشتری می گیرید.

 این شاخص های کلیدی عملکرد(KPI) می تواند به شما در موارد زیر کمک کند :

  • تغییرات جمعیتی مورد انتظارتان
  • میزان محبوبیت برندتان نزد مشتری
  • نرخ نگهداری و ثبات مشتری
  • تعداد مشتریان تکراری
  • میزان رضایت مندی مشتری

کارکنان

شاخص های کلیدی عملکرد کارمندان کسب و کار شما  معیار بسیار مهم و قابل توجهی از صحت و سلامت کلی کسب و کار شما را نشان می دهد. این شاخص کلیدی عملکرد (KPI) نه تنها اطلاعات حقیقی را نشان می دهد،( مثل درآمد متوسط ​​که یک کارمند تولید می کند)، بلکه دارایی های غیرمستقیم مانند چگونگی رضایت آنها از کار و نحوه مشارکت آنها در انجام وظایف روزانه شان را نشان می دهد. مشارکت کارمندان نشان دهنده افزایش بهره وری است و باعث کاهش میزان خستگی می شود که در آخر باعث  ارتقاء بیشتر کسب و کار شما می شود.

بازار

این شاخص کلیدی عملکرد (KPI) نشان می دهد که چگونه بازار در انتظار محصول و یا خدمات تان در حال رشد است و اینکه آیا سهم کسب و کار شما از بازار در حال افزایش است یا نه. زمانی که شما در مورد اتفاقاتی که در صنعت تان می افتد آگاه باشید، می توانید تصمیمات بهتری برای افزایش میزان رشد کسب و کارتان در اختیار داشته باشید.

 

در این مقاله سعی کرده ایم تا به شما کمک کنیم که بهینه ترین شاخص های کلیدی  عملکرد (KPI)  مورد نیاز کسب وکارتان را شناخته و بهترین راه رسیدن به موفقیت در کسب و کارتان را پیدا کنید.

شاخص های کلیدی عملکرد

 شاخص های کلیدی عملکرد

چگونه یک کسب‌وکار راه‌های دستیابی به اهداف خود را شناسایی و مورد سنجش قرار می‌دهد. یک کسب‌وکار شاخص‌های کلیدی عملکرد یا شاخص‌های کلیدی موفقیت (KSI) را شناسایی و کمک می‌کند تا پیشرفت دسترسی به اهداف کسب وکار را شناسایی کنند. یک کسب‌وکار هدف خود را تحلیل می‌کند و تمامی افرادی که سود میبرند را تعیین و اهداف آنان را شناسایی می‌کند، به روش‌هایی برای ارزیابی دسترسی به اهداف کسب وکار نیاز دارند. شاخص‌های کلیدی عملکرد نشانگر این ارزیابی هستند.

kpis

موارد شاخص‌های کلیدی عملکرد:

شاخص‌های کلیدی عملکرد مقیاس‌های قابل اندازه گیری هستند که توجه چشمگیری به آینده دارند که عوامل اصلی و موفقیت کسب‌وکار را منعکس می‌کند. این شاخص کلیدی بسته به نوع کسب‌و کار می‌تواند متفاوت باشد.

به عنوان نمونه درصد شاخص درآمد به دست آمده از برگشت مشتری در یک کسب‌وکار می‌تواند به عنوان شاخص کلیدی عملکرد شناخته شود. احتمال دارد یک کسب‌و‌کار در راستا با شاخص های کلیدی عملکرد باشد.

شاخص های کلیدی عملکرد اهداف یک کسب‌و‌کار را بازتاب می کند، برای موفقیت یک کسب‌وکار کلیدی، باید قابل سنجش و اندازه گیری می باشد. در بلند مدت شاخص کلیدی عملکرد خود را مورد توجه قرار می دهند.

  1. شاخص های کلیدی عملکرد اهداف کسب و کار را منعکس می کند

کسب وکاری که یکی از اهدافش را سودآور ترین کسب وکار معرفی می کند، برای سنجش میزان سودآوری می بایست شاخص های کلیدی در ارتباط با مقیاس های مالی، را بررسی کرد.

  1. شاخص های کلیدی عملکرد باید قابل اندازه گیری باشد.

    چنانچه یک شاخص کلیدی عملکرد در یک کسب و کار ارزشی را روشن می سازد ، روشی به منظور شناسایی و بررسی دقیق آن وجود داشته باشد.
    “ایجاد مشتریان بیشتر (به معنی بازگشت مشتری و استفاده مجدد از خدمات یا محصول در یک کسب و کار)” به عنوان یک شاخص کلیدی عملکرد بی نتیجه خواهد بود اگر دریک کسب و کار راهی برای تشخیص بین مشتریان جدید و مشتریان مجدد نداشته باشد.
    “معروف ترین شرکت بودن” به عنوان یک شاخص کلیدی عملکرد عمل نخواهد کرد تا وقتی که راهی به منظور تشخیص شهرت شرکت و مقایسه با دیگر شرکت ها وجود نداشته باشد.
    شناسایی شاخص های کلیدی عملکرد و باقی ماندن بر همان تعریف از یک سال تا سال بعد امری با اهمیت می باشد.
    برای هر شاخص کلیدی عملکرد به عنوان مثال “افزایش میزان فروش” روش ارزیابی از جمله تعداد فروش محصول یا ارزش ریالی فروش مورد توجه قرار گیرد و معین شود.
    هر شاخص کلیدی عملکرد به یک هدف نیاز دارد. یکی از شاخص های کلیدی عملکرد انتخاب شده توسط کارفرمای دریک کسب و کار می تواند “نرخ ریزش کارمندان” باشد. پس از آن شاخص کلیدی عملکرد به عنوان “تعداد استعفای داوطلبانه و پایان عملکرد تقسیم بر تعداد کل کارمندان” تعریف می شود و راه ارزیابی آن به منظور بازشناسی میزان دستیابی به این هدف نیز جمع آوری اطلاعات از سیستم اطلاعاتی منابع انسانی معرفی می شود. در این صورت هدف “پنج درصد کاهش نرخ ریزش کارکنان در هر سال ” برای هرکس هدفی روشن و واضح خواهد بود و به انجام رساندن آن با فعالیت هایی خاص امکان پذیر خواهد شد.

  2. چگونه شاخص‌های کلیدی عملکرد موجب موفقیت کسب‌وکار می شود

همه موارد قابل اندازه گیری در شاخص های کلیدی ضامن موفقیت کسب وکارتان نیستند. آنچه در انتخاب شاخص کلیدی عملکرد تاثیر گذار و مهم است این است که آنچه از شاخص ها موجود است را به فاکتورهایی محدود کنیم که به کسب وکار ما برای رسیدن به اهدافش کمک کنند به همین منظور شاخص های اصلی سازمان باید تعدادشان کم باشد، آنگونه که هر فرد از کسب وکار ما بتواند به تمام تمرکزش را روی آنها معطوف کند.

به این معنا نیست که به سه یا چهار شاخص های کلیدی عملکرد  محدود شود بلکه می توان این طور برداشت کرد که کسب وکار تان سه یا چهار شاخص کلیدی عملکرد داشته باشد و هر زیر مجموعه سه یا چهار شاخص کلیدی عملکرد متناسب با آنها داشته باشد آنگونه که هدف های اصلی کسب وکارمان را پشتیبانی نمایند و بتواند باعث رشد هرچه بیشتر کسب وکار شود.

ملاک های تشخیص شاخص های کلیدی عملکرد خوب و بد

بد

عنوان شاخص کلیدی عملکرد: افزایش فروش
تعریف : تغییر میزان فروش ماه به ماه
مقیاس : فروش کل یک منطقه به کل مناطق
هدف : افزایش در هر ماه
ماموریت چیست؟
مقیاس سنجش آن افزایش در واحدهای فروش یا ارزش ریالی آن است؟
اگر ارزش ریالی مد نظر است قیمت لیست در نظر گرفته می شود یا قیمت فروش؟
چطور می توانیم از میزان فروش در هر منطقه اطمینان حاصل کنیم؟
(به عنوان مثال از اینکه هیچ کالایی از قلم نیافتاده یا دو بار شمرده نشده است)
به دنبال افزایش چند درصد و به چه میزان ارزش ریالی یا تعدادی واحدهای فروش در ماه می باشیم؟

(توجه داشته باشید که برخی از این سوالات در روند های سازمان پاسخ داده می شوند).

خوب:
عنوان شاخص کلیدی عملکرد : ریزش کارکنان
تعریف: کلیه کارکنانی که به هر دلیل استعفا داده اند به علاوه تعداد کارکنانی که خاتمه کار آنها به دلیل ضعف عملکرد فرا رسیده است.
(کارکنان اخراجی) نسبت به تعداد کل کارکنان در شروع سال
(کارکنانی که بالاجبار به دلیل تعدیل نیرو از سازمان کنار گذاشته می شوند در این محاسبات وارد نمی شوند).
مقیاس: سیستم اطلاعات منابع انسانی شامل ثبت و ضبط اطلاعات هر کارمند می باشد. در واقع در بخش جدایی از سازمان، دلیل و تاریخ جدایی کارمند از سازمان ثبت می شود.
هدف: کاهش ریزش کارکنان به میزان پنج درصد در سال

با شاخص های کلیدی عملکرد چه کنیم؟

اگر شاخص های کلیدی عملکرد به خوبی تعریف شده، کمی و قابل سنجش بوده و نشان دهنده اهداف کسب وکار است، باید با آنها چه کرد؟
کسب وکار از ابزار مدیریت عملکرد مانند شاخص های کلیدی عملکرد استفاده می نماید.
شاخص های کلیدی عملکرد تصویر روشنی ازکسب وکاررابرای هر فرد در راستای آن می بایست به انجام می رسد، ارائه می دهد.
کسب وکار از شاخص های کلیدی عملکرد استفاده می نماید تا نحوه عملکرد خویش را مدیریت کند.
هر فرد در کسب وکار شما بر شاخص های کلیدی عملکرد متمرکز شده و از آن فراتر رفته است.
کسب وکار باید شاخص های کلیدی عملکرد خود را در معرض دید قرار دهد. شاخص های کلیدی عملکرد خودرا ارسال کند و به نمایش بگذارد.

شاخص های کلیدی دزدان دریایی برای Saas

یکی از مهمترین فعالیتهایی که یک استارتاپ باید انجام دهد این است که داده های خودرا تحلیل کند. مهم است که درکسب وکار خود به دنبال شاخص های کلیدی و اینکه در کسب وکارتان چه می گذرد باشید و این به شما کمک می کند درستی فرضیه های تان در کسب وکار بررسی کنید و دریابید استراتژی های مالی و بازاریابی شما درست هستند یا نه و به شما اجازه می دهد بهترین تصمیم ممکن را برای کسب وکارتان را بگیرید.

شاخص های کلیدی عملکرد

دست یافتن به یک دستور العمل مناسب برای استارتآپ‌ها مشکل است، سنجه های عملکرد اندکی برای هر استارتآپ در مراحل اولیه کاربرد دارد. سنجه های عملکرد عبارتنداز:

۱- جذب (Acquisition)
۲-فعال‌سازی (Activation)
۳- بازگشت (Retention)
۴-توصیه (Referral)
۵- درآمد (Revenue)

موارد بالا به وسیله  Dave Mcclure در قالب مدل AARRR  مطرح شده است. Dave  با استارتاپ های زیادی به عنوان یکی از بنیانگذاران ۵۰۰Startups، یک سرمایه گذار فعال و یک کارآفرین موفق فعالیت کرده است. از نظر او تمرکز بر روی سنجه های کلیدی حیاتی است در صورتی می توانید متوجه مشکلات استارتآپ خود شوید که شاخص کلیدی عملکرد را درک کنید.

سنجه های کلیدی عملکرد عبارتند از:

۱-جذب: (Acquisition) 

به این معنی است که مشتریان را در مسیر استفاده از محصول شما و وارد کردن به سایت‌تان از طریق کانال بازاریابی از جمله SEO ارگانیک، بازاریابی محتوا، بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی، بازاریابی از طریق ایمیل و ….  جذب کنید. در مراحل اولیه یک استارتآپ، مهمترین مرحله جذب مشتریان است. فعالیت هایی که در این مسیر انجام می دهید، ایرادی ندارد که مشتریان شما را به ۱۰۰۰۰ نفر نرساند. رو به جلو حرکت کنید و کانال‌های مختلف را بررسی کنید.

۲-فعال‌سازی: (Activation)

مرحله بعدی فعال سازی است. در این مرحله، تبدیل بازدیدکنندگان شما به مشتریان فعال است. اگر مرحله جذب به این صورت است که کاربر یک فرم را در سایت شما پر می کند، اما فعال سازی زمانی است که مشتریان پول پرداخت می کنندو یک حساب کاربری برای خود بسازند. دومین مرحله به این معنا است که شما عالی کارکرده اید زیرا مشتری جدیدی جذب کرده اید.

۳-بازگشت : (Retention)

سومین مرحله و سخت ترین مرحله بازگشت است. هدف مرحله بازگشت این است که مشتری خود را راضی نگهدارید وبرای بازگشت مشتری به سمت شما بیشترین تمرکز داشته باشید. برای مرحله بازگشت، استراتژی های متفاوتی وجود دارد. استراتژی ها شامل یک برنامه برای توصیه (Referral) میباشد، به این صورت که مشتریان دوستان خود را برای استفاده از محصول دعوت کنند و App یک راه بسیار خوب برای افزایش نرخ بازگشت که شرکت‌های بزرگ نیز از آن استفاده می‌کنند بازاریابی از طریق ایمیل است. نگه داشتن مشتری در رسانه‌های اجتماعی و ایمیل، یکی از دلایل موفقیت است. از طریق نرمم افزارهای تحلیلی می توانید نرخ بازگشت خود را بررسی نمایید.

 

 ۴- توصیه: (Referral)

مرحله بعدی توصیه است. اگر مشتری تا  این مرحله جلو آمده باشد، خوشحال کننده است. یک راه مناسب که رایگان و موثرتر باشد بازاریابی دهان به دهان است. اگر دوستان مشتریان شما بدانند که آنها نیز از محصولات استفاده می کنند رغبت بیشتری پیدامی کنند. نزدیک شدن مشتریان به این مرحله نشان دهنده آن است که محصول شما را دوست دارند و تصورشان نیز این است که دوستانشان نیز از این ارزش بهره مند می شوند. یک برنامه مناسب برای این مرحله باعث ایجاد بازاریابی ویروسی می شود که باعث جذب مشتری و برندینگ برای استارتآپ می شود.

بهترین برنامه برای “توصیه” مشابه یک برد سه جانبه است، به این معنی که هم استارتاپ برنده است، هم مشتری و هم دوستان مشتری.

 ۵-درآمد: (Revenue)

آخرین مرحله برای استارتآپ ها و در عین حال سخت ترین مرحله است. بسیاری از شرکتهای بزرگ همچنان مشکل درآمدی دارند. این معنا نیست که نگران کسب درآمد نباشید. با داشتن داده های کافی بخش درآمد راحت خواهد بود. می توان مدل درآمد بهتری برای محصول و مشتریان داشت. در این مرحله باید در جهت درک نکات مهم از جمله ارزش مادام‌العم

(Life Time Value)، MRR (Monthly Recurring Revenue)  و دیگر شاخص‌های کلیدی داده های کافی داشت و باید مدل قیمت گذاری برای محصولتان مشخص باشد.

چگونه می توان سنجه کلیدی عملکرد خوب داشت:

برای تاثیر گذار بودن شاخص های کلیدی عملکرد باید معیارهای خاصی وجد داشته باشد و سنجه ها شبیه هم نباشند در این صورت سنجه ها در کسب وکار شما بدون نتیجه خواهد بود.

راههای دستیابی:

اگر افراد معنی سنجه ها را درک نکنند، این سنجه بی نتیجه است. شاخص های کلیدی عملکرد باید این قابلیت را داشته باشند ک افراد بتوانند روی آن بحث کنند، آنرا به یاد داشته باشند و در کارهای روزانه آنرا بکار گیرند. به این معنی است که شاخص باید یک توضیح کامل و قابل فهم به لحاظ محاسبه داشته باشید و باید در زمینه محصول و مشتریان معنی داشته باشد.

عملی بودن:
شاخص های کلیدی عملکرد هنگامی عملی است، که بتوانید بر اساس نتیجه آن تصمیم بگیرید. نقطه مقابل آن، سنجه فریبنده (Vanity) است که بعداً به توضیح آن می پردازیم.

قابلیت مقایسه:
اگر نتوانیم سنجه را در بازه زمانی دیگر و یا نسخه دیگری از محصول خود مقایسه کنید، هیچ چارچوب و مرجعی نخواهید داشت.

نرخ‌ها و نسبت ها‌:

محاسبه ارقام خاصی می‌تواند سودمند باشد. ولی نظارت بر نرخ تغییرات این ارقام و یا نسبت این اعداد به یکدیگر با ارزش تر است. دانستن سرعت یک ماشین خوب است، اما دانستن این‌که در حال شتاب گرفتن یا ترمز کردن است سودمند تر است.

فرق بین سنجه‌های عملی (Actionable) و فریبنده(Vanity)   :

سنجه‌های عملی، به تصمیم‌گیری‌های شما کمک می‌کنند. سنجه‌هایی هستند که باید واقعاً دنبال کنید. سنجه‌های فریبنده، باعث می‌شوند درک خوبی راجع به کارتان پیدا کنید، اما هیچ ارزش واقعی برای کسب و کار شما ندارند.

چه قبول کنیم یا نکنیم، همه دوست داریم خودنمایی کنیم. به عنوان مثال دوست داریم به دوستانمان بگوییم که App ما هفته گذشته ۱ میلیون بار دانلود شده و این رقم عالی است. سنجه‌های فریبنده برای خود در استارتاپ‌ها جایگاه ویژه ای دارند و برای زمانی هستند که می‌خواهید اغراق کنید و افرادی که اهمیت چندانی به پیشرفت استارتاپ شما نمی‌دهند را تحت تأثیر قرار دهید.
اما وقتی که بخواهید داده ها شما را به حرکت وادارند، به شما در مورد تصمیماتتان آگاهی دهند و به شرکت شما اجازه دهند هوشمندانه تر مدیریت شود، باید سنجه های عملی را به کار گیرید.

ساده‌ترین راه برای تشخیص یک سنجه عملی یا فریبنده این است که از خود بپرسید “من بر اساس نتایج این سنجه چه کاری را می توانم به نحو دیگری انجام دهم؟”. مثلا مدیران خیلی اوقات می‌پرسند “چه رسانه اجتماعی بیشترین ترافیک را برای ما فراهم می کند؟”. بنابراین ممکن است تصمیم بگیرید تعداد کل بازدیدکنندگان یکتا را که از طریق Twitter می آیند را دنبال کنید. اما این یک سنجه فریبنده است.
با این سنجه ها میتوانید تصمیم بگیرید بیشترین زمان را برای چه پلتفرمی صرف کنید.
اگر یک سنجه، یک عدد مطلق باشد که همیشه در حال افزایش است، تقریباً می توانید مطمئن باشید که یک سنجه فریبنده است. اگر سنجه، یک نرخ تبدیل باشد، مقایسه پذیر بوده و برای کسب و کار خاصی معنی دار باشد، به احتمال زیاد یک سنجه عملی است.

مثال‌های زیر را ببینید:
۱-تعداد کل ثبت نام ها: سنجه فریبنده
۲-ثبت نام های جدید در هفته گذشته: سنجه عملی
۳-ثبت نام های جدید در هفته گذشته از طریق Twitter: سنجه عملی
۴-درصد رشد هفتگی ثبت نام های جدید از طریق Twitter در هفته گذشته:  سنجه عملی

 

آخرین تذکر: برای موفقیت ، با یک سوال شروع کنید و سپس سنجه‌ای را خلق کنید که بهترین پاسخ را به سوال شما می‌دهد.

 

۱۵ سنجه کلیدی عملکرد

در این مقاله این فرصت برای شما فراهم شده است تا با شاخص های کلیدی عملکرد بیشتر و بهتر آشنا شوید،بدون اینکه مهم باشد تا چه حد با KPI آشنا هستید.

در مقاله زیر با ۱۵ شاخص کلیدی عملکرد در بخش های مختلف کسب و کارتان آشنا خواهید شد.

تعریف کلی KPI  عبارت است از:

در شرایط و ساختاری مشابه شاخص های کلیدی عملکرد یک معیار است که متوجه شویم بهره وری کسب و کار ما مثبت بوده یا منفی.

شاخص کلیدی عملکرد مطلوب همانند قطب نمایی است که تیم تان را راهنمایی میکند و میتوانید متوجه شوید راهی که میروید به اهداف استراتژیکتان منتهی می شود یا خیر.

مهم ترین ویژگی های شاخص کلیدی عملکرد مناسب

  • قابل سنجش و اندازه گیری
  • در کسب و کارتان مورد استفاده قرار گیرد
  • جهت رسیدن به اهداف قابل کارگیری باشد
  • در کل سازمان شما به کار گرفته شود.
  • برای دسترسی به اهدافتان ضروری باشد.
  • با کسب و کار شما سازگار باشد.

.

اما مشکلی وجود دارد و آن وجود هزاران انتخاب برای شاخص های کلیدی است پس اگر شما شاخص درستی را انتخاب نکنید در آینده شما موردی را می سنجید که با هدف سازمان و کسب و کارتان مرتبط نیست. حال به شما می گوییم چگونه میتوانید شاخص های کلیدی مناسبی انتخاب کرد!

سنجه های مالی

سود

مهمترین سنجه در بین شاخص های کلیدی عملکرد سود است.حاشیه سود خالص و ناخالص باید بررسی شوند تا بفهمیم که کسب و کار ما در دستیابی به بازگشت سرمایه موفق بوده یا  نه.

هزینه ها

هزینه های خود را محاسبه کنید و تاثیر آنها را بسنجید و  بهترین راه حل جهت مدیریت هزینه ها و کاهش آنها بیابید.

درآمد کسب شده شما و درآمد پیش بینی شده

شما می توانید درآمد بدست آمده و  آن چه را پیش بینی کرده اید را مقایسه کنید و از ابزار نمودار جهت بررسی بیشتر استفاده نمایید که موجب میشود عملکرد کسب و کارتان را بیشتر و بهتر بسنجید.

هزینه محصولات

شما میتوانید با مطابقت دادن همه هزینه های تولید محصولی که میفروشید ایده های بهتری را برای تغییر قیمت محصولاتتان و همچنین میزان سود واقعیتان بدست بیاورید. این اطلاعات به شما کمک میکند تا بتوانید بیشتر از سایر رقبایتان فروش داشته باشید.

با تطبیق دادن همه هزینه هایی که تولید محصول فروشیتان ، برای شما ایجاد می کند ، ایده های عملیاتی و خوبی برای تغییر قیمت آن محصول بدست آورید و سود حقیقی را درست مشخص کنید.

و تمام اینها باعث میشود از دیگر رقیبان خود در فروش پیشی بگیرید.

جریان وصول مطالبات  فروخته شده

 

فرمول شاخص پیشرفت کسب و کارتان عبارت است از:

( مطالبات اخذ شده تقسیم بر کل فروش ) ضربدر تعداد روز های فروش

هرچه این عدد بدست آمده کمتر بود برای سازمان بهتر است تا فروش نقدی خود را بالا ببرد.

سعی کنید از این شاخص به صورت منظم استفاده کنید تا بیشتر و بیشتر پیشرفت کار خود را احساس کنید.

فروش ناحیه ای

میتوانید با تحلیل اهداف هر ناحیه فروش تان که تعیین کرده اید به تصویر درستی از فعالیت هر ناحیه فروش برسید و هر ناحیه که عملکرد پایین تری داشته را شناسایی کرده و راه حل برون از مشکلات را برای ان ناحیه پیدا کنید.

 

بودجه و هزینه خط تولید

 

بودجه ای را که پیش بینی کرده اید را با کل هزینه ها مقایسه کنید تا بتونید دلایل انحراف از راه هدف خود را بیابید تا به شما کمک کند تا کسب و کارتان در آینده درآمد بیشتری داشته باشد.

شاخص مشتریان

ماندگاری مشتری

 

کم کردن قیمت ها برای جذب مشتری راه درستی نیست.برای اینکه بتوانید با مشتری ارتباط طولانی مدت داشته باشید باید به شاخص مشتری توجه نمایید و با محدود کردن راه های ارتباطی مشتریان با ارزش را با قیمت های عالی پیدا کنیم.

هزینه های جذب کردن مشتری

 

برای  بدست آوردن شاخصی برای جذب مشتری میتوانید در بازه زمانی مشخص هزینه های جذب مشتریانتان را بر تعداد جدیدترین مشتریان تقسیم کنید،این شاخص بدست آمده بسیار مهم و تاثیر گذار در تجارت الکترونیک است و میتواند در ارزیابی هزینه های کمپین ها تاثیر مثبتی بگذارد.

رضایتمندی مشتری

با خوشحال و راضی نگه داشتن مشتری می توانید  همیشه انها را برای خود وفادار نگه دارید.این موضوع در رابطه با سهام داران نیز صدق میکند.شما میتوانید از راه های  گوناگون این مورد را از طریق شاخص رضایت مندی و بازگشت دوباره مشتری بررسی کنید.

 معرفی محصولات توسط مشتری

برای رشد طولانی مدت شرکتتان میتوانید از این روش استفاده نمایید.برای سنجش این شاخص نظر سنجی ترتیب داده و هر چهار ماه برای مشتریان خود بفرستید تا درک صحیحی از مشتریان و محصولات و خدمات خود بیابید. نظر سنجی را امروز استارت بزنید و به طور منظم هر ۴ ماه ارسال کنید.

 

تعداد مشتریان

 

با مشخص کردن تعداد مشتریان جذب شده و از دست داده شده میشود به این نتیجه رسید آیا لازم است با انها حضورا ارتباط بگیریم یا نه.

شاخص های نیروی انسانی

نرخ  کارمندان از دست داده شده

 

برای محاسبه نرخ کارمندان از دست داده شده می بایست،کارمندان ای که کار خود را از ترک کرده اند بر میانگین کارمندان خود تقسیم کنید.عدد بدست امده در صورتی که زیاد است می بایست فرهنگ محیز کسب و کار خود را بررسی نمایید.

درخواست ها شغلی

 

هنگامی که افراد زیادی برای کار در جایگاه شغلی در کسب و کار شما درخواست ارسال میکنند شما شرایط بسیار عالی برای انتخاب دارید و در نتیجه مصاحبه های بیشتری خواهید داشت که بسیار مثبت و عالی است.

رضایت کارمندان

کارمندان خوشحال سخت تر کار میکنند. اندازه گیری رضایت کارمندان از طریق نظرسنجی و روش های دیگر یک کار اساسی برای حفظ و افزایش سلامت شرکت و بخش سازمانی شما است.

کارمندان راضی و خشنود بهتر کار میکنند و برای بررسی بهتر وضعیت کارمندان میتوان نظر سنجی برای آنها ارسال کرد تا سلامت کسب و کارمان را تضمین کنیم.