شاخص های کلیدی عملکرد بازاریابی

اگر برای بازاریابی و استراتژی های کسب و کار خود زمانی زمانی صرف کرده اید، احتمالا می‌دانید که شما به یک سایت، وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی و محتوا نیاز دارید اما چگونه می‌توانید مطمئن شوید که استراتژی های شما موثر است و چطور میتوانید برای گام های بعدی تان برنامه ریزی کنید. پاسخ این سوال هایتان را می توانید از  شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) و سنجش آن‌ ها پرسید.

اگر این سوال را در ذهن خود دارید که: «KPI بازاریابی چیست؟» به‌جای درستی آمده‌اید ، که در ادامه به ان میپردازیم.

منظور از KPI بازاریابی  چیست؟

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) سنجه هایی هستند که مشخص می‌کنند آیا استراتژی های بازار یابی  شما میتواند کمک کننده برای توسعه کسب و کار شما باشد یا خیر. هرچند عوامل متعددی در موفقیت یک کمپین دخیل هستند اما KPI یکی ار مهمترین عوامل است.

بسته به اهداف و حوزه فعالیت شما معیار های متعددی دخیل هستند که باید مورد توجه قرار گیرند برای مثال اگر به بهبود سایت خود اهمیت می دهید KPI شما ممکن است سرعت سرور، سرعت بارگذاری و Bonus Rateباشد ….

کدام KPI ها مهم‌تر هستند؟

اگر چه امکان اندازه‌گیری انواع مختلف KPI ها وجود دارد، اما بهتر است فقط روی KPI هایی تمرکز کنید که با اهداف شما در هماهنگی هستند، سه نوع KPI، مالی، اجتماعی و عملکرد وب‌سایت از جمله مهم‌ترین نشانگرهای عملکرد کلیدی هستند که باید اندازه‌گیری شوند.

۱. مالی

افزایش کسب درامد یکی از مقصود های نهایی بازاریابی است پس باید ببینید کدام استراتژی منجر به افزایش درامد می شود.مثلا کدام KPI  های مالی را باید پایش کرد؟

به‌طور خاص، ارزش متوسط هر مشتری باید توسط شما سنجیده شود.اگر ارزش هر مشتری را پیش بینی کنید، می‌توانید میزان هزینه های لازم برای جذب آن‌ها را نیز پیش‌بینی کرد .سنجش مقدار هزینه های لازم برای هر مشتری با استفاده از متدهایی مثل تبلیغات PPC ، کار سختی نمی باشد.

۲. عملکرد وب‌سایت

بهتربن نشانگر موفقیت کلی کسب و  کار شما می تواند سایتتان باشد. همچنین می توان از طریق وب‌سایت ،اطلاعات (information) مورد نیاز را از مشتریان کسب کرد. با نگاهی به این اطلاعات می‌توانید مشتریان و نیاز های انها را بهتر بشناسید.
ترافیک یک وب‌سایت می‌تواند از شیوه هایی مثل لینک از سایر سایت ها، جستجوی ارگانیک و بسیاری دیگر از منابع تامین شود و دانستن اینکه بدانید بازدیدکننده ها از کدام منبع به سایت شما می‌آیند، می‌تواند در تصمیم‌گیری برای استراتژی مناسب، موثر باشد.

علاوه بر این موارد، شما می‌توانید فعالیت هایی که کاربران در  فضای سایت شما انجام می‌دهند را نیز زیر نظر بگیرید. Bonus Rate و نرخ‌های تبدیل به شما بگویند که آیا بازدیدکنندگان توانسته‌اند با سایت شما ارتباط برقرار کنند یا خیر.

۳. اجتماعی

هر چند تعداد فالور های بالا وسوسه کننده است اما در کنار ان باید میزان تعاملات را نیز زیر نظر داشت که به کمک KPI های اجتماعی می‌توان درصد پیشرفت بازاریابی شبکه‌های اجتماعی را اندازه گیری کرد.

در پلتفرمی مانند توییتر، لازم است مقدار منشن‌ها را مانیتور کنید. گفتگو با کاربران می تواند شما را با دیدگاه‌های واقعی اشخاص در مورد برند خود آشنا شوید.

در فیس بوک نیز، باید تعداد کامنت‌ها و مطالب اشتراک‌گذاری‌ شده را زیر نظر داشته باشید. هرچند تعداد پست ها و لایک‌های پیج می‌تواند نشان از آگاهی کاربران داشته باشد، اما اشخاصی که با محتوای سایت شما ارتباط برقرار می‌کنند، احتمال بیشتری دارد تا به مشتریانتان تبدیل شود.

همان‌طور که گفتم، بسته به حوزه کسب‌وکار خود می‌توانید KPI های مختلفی را موردسنجش قرار دهید؛ اما سه مورد گفته‌شده در بالا ازجمله مهم‌ترین‌ها هستند. هرچند که می‌توانید بر اساس یافته‌های خود و نیازهای کسب‌وکار، انواع دیگر KPI را هم اندازه‌گیری کنید.

چگونه می‌توان KPI های بازاریابی را اندازه‌گیری کرد؟

بعد از انتخاب نوع KPI ها، حالا باید برای مانیتور کردن و اندازه‌گیری آن‌ها نیز استراتژی داشته باشید. یک اندازه‌گیری اثربخش باید شامل سه مرحله زیر باشد:

۱. تعیین اهداف خاص

برای سنجش عملکرد باید دلیل داشته باشید. آیا می‌خواهید فروش را افزایش دهید؟ مشتریان بیشتری به دست آورید و یا هزینه به ازای هر مشتری را پایین بیاورید؟

تعیین کنید که اهدافتان چه هستند و سپس برای KPI های خود اهدافی خاص و قابل‌اندازه‌گیری تعیین کنید. بجای گفتن اینکه «می‌خواهم ترافیک وب را افزایش دهم» بگویید «می‌خواهم در این ماه، ده هزار بازدید منحصر به فرد کسب کنم»

۲. از ابزارهای آنالیز استفاده کنید

انواع مختلفی از ابزارها برای بازاریابان اینترنتی، اعم از رایگان و پولی، وجود دارد. قبل از لانچ کردن استراتژی بازاریابی خود، سعی کنید با هرکدام از این ابزارها آشنا شوید.

Google Analytics یکی از بهترین ابزارهایی است که می‌توانید جهت آنالیز KPI های خود از آن استفاده کنید. استفاده از این سرویس رایگان است و می‌تواند اطلاعات جامعی در مورد کمپین‌های شما به دست بدهد.

۳. نتایج را مانیتور کنید

مرحله نهایی این است که تلاش‌های خود را سنجش کنید. بازه زمانی این سنجش‌ها به خود شما و البته میزان بزرگی تیم بازاریابی نیز بستگی دارد. اگر شما مالک کسب‌وکار هستید، احتمالا وقت لازم برای چک کردن هرروزه نتایج را نخواهید داشت؛ بنابراین سعی کنید برای بازبینی نتایج یک برنامه زمانی مدون داشته باشید.

هنگام بررسی KPI ها، تمامی نتایج را مکتوب و سندسازی کنید. مکتوب کردن نتایج کمپین‌های قبلی به شما کمک خواهد کرد تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید و نقاط ضعف خود را در کمپین‌های جدید پوشش دهید.

همان‌طور که در ابتدا هم گفتم، نوع KPI ها از هر شرکت به شرکت دیگر و بسته به حوزه کاری، ممکن است متفاوت باشد؛ اما یک‌چیز در این‌ بین مشترک است و آن این است که KPI های خود را رهگیری کرده و از مزیت‌های آن بهره‌مند شوید.

 

راهنمای تعریف KPI برای کسب و کار

تعریف شاخص کلیدی عملکرد یا همان KPI  برای کسب و کار ها هیچگاه کار آسنی نبوده و نیست و نیاز به مهارت بالای شما دارد. KPI به این معناست که که شاخص های کلیدی عملکردی که تعریف میکنید باید در نهایت منجر به کسب درآمد و یا رسیدن به اهداف کاری تان گردد. KPI را معمولا با شاخص های کسب و کار اشتباه می گیرند هر چند که در بیشتر مواقع از این دو به یک منظور استفاده می شود.به طور کلی فراموش نکنید که شاخص های کلیدی عملکرد باید بر اساس اهداف اصلی شما در کسب و کار تعیین شود.

چگونه KPI  مناسب برای کسب و کارمان تعریف کنیم؟مراحل زیر را دنبال کنید:

هدف و خروجی مورد نظر شما چیست؟این هدف یا خروجی میتواند کسب درآمد،افزایش سهم کسب و کار شما در بازار،تعداد دنبال کننده ها یا هر هدف دیگری باشد

پس از انتخاب هدف بگویید که چرا این هدف را انتخاب کردید.به بیان بهتر چرا این هدف برای شما حائز اهمیت است؟

مراحل رسیدن به هدف خود را چگونه قرار است اندازه گیری کنید؟مثلا با استفاده از داده های آماری یا آمار و ارقامی که گوگل به شما میدهد.

چگونه میتوانید روند رسیدن به هدف خود را تسریع کنید؟مثلا راه اندازی کمپین های بازاریابی یک نمونه از فرایند هایی است که روند رسیدن شما به هدف تان را سرعت می بخشد.

چه نهاد یا گروهی مسئول پیشبرد اهداف شماست؟به عنوان مثال در کسب و کار شما،وظیفه افزایش فروش به عهده کدام گروه یا تیم است و چه کسی مسئولیت آن تیم را به عهده دارد؟

چگونه متوجه می شوید که به اهدافتان دست پیدا کرده اید؟به طور دقیق مشخص کنید که چه اتفاقاتی به معنای موفقیت شما در رسیدن به اهدافتان است.

هر چند وقت یکبار روند رسیدن به اهدافتان را را بازبینی میکنید؟

چه چیزی موجب موثر بودن شاخص های کلیدی عملکرد می شود؟

فراموش نکنید که ارزش یک KPI تنها به اندازه عملی است که موجب پیشرفت کسب و کارتان میگردد.گاها سازمان ها به طور کورکورانه  KPI را انتخاب میکنند و سپس از این اینکه شاخص های کلیدی که انتخاب نموده اند نتیجه مورد نظرشان را در بر نداشته خشمگین میشوند.یکی از مهمترین ابعاد انتخاب KPI  که اغلب مورد غفلت قرار میگیرد این است که آنها به نوعی زنجیره های ارتباطی هستند.هرچه اطلاعات واضح،مختصر و مرتبط باشد احتمال اینکه درک و به آن عمل شود بیشتر است.براین اساس اگر پیش از راه اندازی کمپین های تبلیغاتی خود،برای آن KPI مشخص میکنید شانس موفقیت آن کمپین تا حد زیادی افزایش پیدا میکند چرا که در این صورت به طور واضخ میدانید که باید بر روی چه چیز تمرکز کنید.

شاخص کلیدی عملکرد چیست؟ و ابزارهای مدیریتی برای بهبود فروش کدامند؟

شاخص کلیدی عملکرد

شاخص کلیدی عملکرد، شاخصی مالی و غیر مالی است . سازمان ها از آن برای تخمین موفقیتشان و بررسی اهداف بلند مدتشان ک ازقبل تعیین کرده اند استفاده می کنند. فرآیند سازمان دهی کسب و کارها برای تاسیس کردن و پی بردن به تاثیرات کارآمد، از طریقkpi انجام می شود.
۱- مشخصات K P I
شاخص کلیدی عملکرد یا KPI نوعی ابزار اندازه گیری اجرایی میباشد.KPI ها میزان موفقیت سازمان ها یا بخشی از یک عملکرد را اندازه گیری می کنند. اغلب موفقیت ها به سادگی تکرار می شوند و محصوب دستیابی دوره ای به سطحی از اهداف اجرایی است هم چنین گاهی اوقات موفقیت در شرایط فرآیندسازی اهداف استراتژیک معنی می شود. بر همین اساس انتخاب یک KPI مناسب به درک درست از ارزش های سازمان شما مربوط است. KPI های مالی تفاوت زیادی با KPI های فروش دارند. از همین رو باید نیاز های مهم سازمان را بشناسیم و این تشخیص ها، منجر به شناسایی پتانسیل های موثر می شود، بنابر این شاخص های عملکرد به طور معمول وابسته به بهبود عملکرد است. یکی از راه های رایج برای انتخاب KPI اعمال یک چهارچوب مدیریتی مانند یک کارت امتیاز بالانس شده است. در کسب و کارهای مختلف، شاخص عملکرد متفاوت است. در یک مدرسه ممکن است میزان عدم قبولی دانش آموزان به عنوان شاخص کلیدی عملکرد تعیین شود و ممکن است به مدرسه کمک کند تا وضعیتشان را در جامعه آموزشی بسنجنند و در کسب و کاری دیگر درصد مشتریانی که باز میگردند میزان سنجش باشد.
برخی از ویژگی های KPI :
– KPI باید با اهداف شرکت همسو باشد
– KPI باید توسط پرسنل مدیریتی(معمولا مدیر منابع انسانی) تعیین شود.
– KPI باید طوری طراحی شود که به راحتی قابل درک باشد
– بعضی KPI ها به طور ویژه برای هر کارمند طراحی می شوند
– KPI ها باید برای تعادل ارزیابی هر کارمند طراحی شوند
– KPI ها در مدت زمان بالا، دقت خود را از دست می دهند
– KPI ها دوره ای هستند
بخش مهم در شناسایی KPI ها : داشتن یک پیش تعریف برای کسب و کار(BP) ، داشتن الزامات برای BP ها، داشتن اندازه های کمی و کیفی از نتایج و مقایسه ها با هدف گذاری های مشخص شاخص کلیدی عملکرد برای دوره ارزیابی عملکرد سازمان ها، واحد های کسب و کار و دپارتمان ها کاربرد دارد. به همین منظور KPI هایی که کارایی بالاتری دارد به طور معمول برای کارایی های معنی دار و قابل اندازه گیری طراحی شده است.

KPI می تواند یک شاخص کمی یا کیفی باشد :

الف – استراتژیک – خیلی از آن ها KPI های مالی هستند.
ب – مدیریتی – دسترسی به منابع، برنامه ریزی در مقابل زمان، ارزش و درآمد در مقابل بودجه
ج – عملیاتی – برای دنبال کردن هر بخشجایگاه / کارمند / اطلاعات فردی/ فرآیندهای مشخص/ فعالیت ها/محصولات/ مشتریان جدید استفاده دارد.
تعدادی از پارامترهای شاخص عملکرد :
– مشاهدات استراتژیک را در بر می گیرد
– زمان فعالیت را مشخص می کند
– وضعیت فعلی در توسعه شرکت را مد نظر قرار می دهد(KPI می تواند از ضوابط هوشمندانه پیروی کند)
– به راحتی قابل درک و شناسایی است
– به راحتی قابل اندازه گیری است
– مرتبط با حوزه ای است که فعالیت می کنید
– وابسته به زمان است و بسته به آن تغییر می کند.

این چند مورد به شما در افزایش رضایت مندی مشتریان کمک بسیاری میکند

۱- ارسال سریع محصولات
۲- تنظیم خدمات
۳- قیمت مناسب تر
۴- برنامه ای جذاب برای جایزه دادن (درمناسبت ها)
۵- محصولات با کیفیت تر
۶- بازاریابی و تجارت و ارتقا فعالیت های سازمان
۷- پاسخ سریع به درخواست ها
۸- انعطاف بیشتر – شرایط پرداخت ؛ پرداخت های معوق
۹- دسته بندی و طراحی جدید
۱۰- تحلیل سریع شکایات
۱۱- تعویض سریع محصولات
۱۲- اطلاع دقیق و سریع از مشتریان
۱۳- جایزه به هنگام تمام شدن موجودی انبار
۱۴- محدودیت افزایش قیمت
۱۵- جبران خسارت سهام باقی مانده
۱۶- صدور سریع پاداش خارج از فاکتور
۱۷-قابلیت انعطاف
۱۸- ایجاد انگیزه برای مشتریان
به همین دلیل مدیریت و منابع سازمان ها در جلسه ای با یکدیگر، اهدافی را برای فروش موثر تر وبهتر طراحی وراه اندازی می کند و پس از آن حجم فروش را در یک بازه زمانی افزایش می دهند.

برای افزایش عمر و موفقیت فروشگاه انلاین چه مواردی را برسی کنیم

اهداف و روند تنظيم kpi چيست ؟

روند تنظیم kpi !
برای تنظیم kpi‌ ها باید یک رویکرد بالا به پایین اتخاذ کنید. پیش از تنظیم kpi‌ ها باید ابتدا آنها را به‌طور دقیق برای کسب‌وکارتان تعریف کنید که البته این کار بدون شناخت کافی از اهداف کلیدی کسب‌وکارتان میسر نیست. اهداف کلیدی باید روشن و مشخص باشند. اگر در مقام مدیر اصلی سازمان یا شرکت، اهداف‌تان را به‌درستی درک نکرده باشید، حتی بهترین کارمندان یا اعضای تیم‌تان نیز نمی‌توانند به اهداف کسب‌وکارتان دست بیابند.

 

اهداف خارجی :

اهداف خارجی را میتوان گفت که به طور مستقیم به هدف ها های یک سازمان و یا یک شرکت وابسه است !
برای مثال : افزایش جذب مشتری ، کاهش هزینه جذب مشتری یک هدف کلیدی کسب و کار شما است و همینطور میتوان گفت یک هدف خارجی هستش .
اهداف خارجی از آن دسته اهدافی هستند که شما میتوانید با تخصصی که دارید به آن ها برسید.


اهداف داخلی :

اهداف داخلی را هم میتوان گفت که به طور مستقیم به هدف های بهینه سازی وابسته است .
این اهداف در بعضی مواقع میتوان با اهداف کلیدی کسب و کارتان هم وابسه باشد .
برای مثال : بهبود کیفیت ایمیل های ارسالی ، به نحوه ای که شما بتوانید برای سایت خودتان بتوانید بک لینک هایی با کیفیت بهتری به دست بیاورید و این به گونه خود ترافیک ورودی موتور های جست و جو گر را در وبسایت شما افزایش خواهد داد .

نقش KPI در بازاریابی شبکه های اجتماعی

شاخص های کلیدی عملکرد یا همان KPI در بازاریابی در بستر شبکه های اجتماعی و سوشیال نتورک ها در حقیقت به معنای فاکتور ها و ارزش های قابل اندازه گیری است که نشان میدهد یک سازمان یا یک کسب و کار تا چه اندازه در رسیدن به اهداف خود که اینجا به طور خاص کمپین کسب و کار ها در شبکه های اجتماعی مورد نظر است،موفق عمل کرده است.در بحث بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی شرکت ها می توانند از معیار های KPI برای سنجش میران موفقیت خود در این بستر استفاده کنند.در آغاز و برای ارزیابی موفقیت یک کمپین بازاریابی در شبکه های اجتماعی
می بایست پیش از اجرا و در مرحله ی طراحی ، چندین شاخص کلیدی عملکرد KPI مناسب تعیین کرد. این شاخص های کلیدی عملکرد بر اساس اهداف استراتژیک شرکت و همچنین اهداف اختصاصی آن کمپین تعیین و دنبال می شوند.

 

یک KPI مناسب برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی چه خصوصیاتی دارد؟

به طور کلی نظرات و  دیدگاه های مختلفی درباره تعیین KPI مناسب برای سوشیال مدیا مارکتینگ وجود دارد و هر یک از مدیران بازاریابی، فروش، برندینگ و … از جایگاه شغلی خود به قضیه نگاه می کنند و معیارهایی را مهم در نظر می گیرند. به طور کلی تعریف شاخص کلیدی عملکرد KPI برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی باید به گونه ای باشد که پاسخ مناسبی برای ۴ سوال زیر داشته باشد:

آیا به مخاطبان هدف خود دست پیدا می کنید؟

آیا با مخاطبان هدف خود تعامل ایجاد می کنید؟

چه تعداد از فالوورهای شبکه های اجتماعی شما در خصوص محصولات یا خدمات‌تان پرس و جو می کنند؟

چه تعدادی از آن ها واقعا به مشتری تبدیل می شوند؟

پاسخ شما به هریک از این سوالات موجب بوجود آمدن شاخص های کلیدی مناسبی میگردد هرچند باید توجه داشت که هر یک از شبکه های اجتماعی از اوضاع و احوال خاصی برخوردار بوده و نمیتوان برای همه آنها KPI های یکسانی تعریف کرد.

 

 

میزان دسترسی به مخاطبان هدف در شبکه های اجتماعی

در یک نگاه کلی به تعداد افرادی که صفحه شما را در شبکه های اجتماعی دنبال کرده صرف نظر از اینکه چه تعداد لایک و کامنت در صفحه شما ثبت میکنند،میزان دسترسی به مخاطبان گفته می شود.در عین حال ممکن شما دنبال کننده هایی نیز داشته باشید که به طور فعالانه از طریق لایک و کامنت و اشتراک گذاری محتوای صفحه شما در پی تعامل با شما باشند که به این دسته فالوور های فعال گفته می شود.

میزان تعامل کاربران شبکه های اجتماعی

میزان تعامل کاربران شبکه های اجتماعی با کمپین و یا صفحات شما در شبکه های اجتماعی یکی از پایه ای ترین معیارهای سنجش موفقیت یک کمپین دیجیتال مارکتینگ است. اینکه تعداد لایک، کامنت و به اشتراک گذاری محتوای صفحه شما توسط کاربران چقدر بوده است بیانگر این است که کاربران و دنبال کننده های شما تا چه حد با کمپین و محتوای شما درگیر شده اند. اگر تعداد فالوورهای شبکه های اجتماعی شما زیاد باشد و میزان تعامل آن ها کم، به معنی این است که مخاطبان هدف را به درستی انتخاب نکرده اید و یا پیام بازاریابی و محتوای تولیدی شما به صورتی نیست که سطح تعامل فالوورها را تقویت کند. به طور کلی می توان میزان تعامل کاربران با برند را از طریق معیار هایی همچون تعداد اشتراک گذاری پست ها،تعداد کامنت پست ها،تعداد نمایش پست ها،تعداد بازدید از پروفایل و یادآوری برند ارزیابی نمود.

اندازه گیری افزایش مشتری و فروش از طریق شبکه های اجتماعی

اندازه گیری آمار و ارقام مربوط به افزایش فروش شرکت از طریق بازاریابی در شبکه های اجتماعی کار چندان آسانی نیست از همین رو کمپین شما باید به گونه ای طراحی شود که کاربران را به صفحه لندینگ سایت شما هدایت کند تا از این طریق امکان آنالیز شاخص کلیدی عملکرد کمیپن در شبکه های اجتماعی ممکن شود.در همین راستا میتوانید از ابزار های آمارگیر وب مانند گوگل آنالیتیکس و گوگل وبمستر استفاده نمایید.به کار گیری این ابزار ها به شما کمک میکند تا بهترین شبکه اجتماعی را از نظر نرخ بازگشت سرمایه شناسایی و با تمرکز و انرژی بیشتر بر روی آن فعالیت کنید.اگرچه مهم ترین هدف بازاریابی افزایش فروش است، اما متخصصین بازاریابی اینترنتی معتقدند که هدف اصلی از بازاریابی در شبکه های اجتماعی لزوما افزایش فروش نیست، و رسیدن به سطح بالاتری از تعامل با مخاطبان هدف و بهبود برندینگ آنلاین شرکت در الویت قرار دارد.

شاخص های کلیدی عملکرد فرایند تولید

Key Performance Indicator Of Production Process

فرآیند های اصلی سازمان شامل فعالیت ها و فرآیندهایی هستند که عملیات تولید یا ارائه خدمات را شامل می شوند . فرآیندهای دیگری که میتوان نام برد فرآیندهای مدیریتی و مشتری مداری نیز میباشد.

در صورتی میتوان این امکان و توانایی را داشته باشید که نحوه و چگونگی مدیریت این فرآیند باعث کارا بودن و اثربخش بودن این فرآیند باشد. زمانی می توان با اطمینان گفت که جهت بقای سازمان در شرایط بحرانی امروز و برای توسعه و رشد آن در مراحل بعدی امیدوار بود .

موضوع مورد بحث ما پرداختن به فرآیند تولید به عنوان یک فرآیند اصلی و تعریف و ارائه شاخص هایی برای تحت کنترل گرفتن این فرآیند با هدف تعیین وضعیت و شرایط موجود ، شناسایی مشکلات احتمالی و رفع آنها و در صورت امکان طرح ریزی و عملیاتی ساختن برنامه هایی برای بهبود این فرآیند می باشد .

با تعریف شاخص های اندازه گیری عملکرد ، مقدار و میزان اثربخشی و کارایی را می توان محاسبه نموده با در اختیار داشتن داده های حقیقی از محاسبه این شاخص های کلیدی، امکان برنامه ریزی ، اجرا و بازبینی و اقدام اصلاحی به وجود می آید . تنها در این صورت است که برنامه های مدیریت عملکرد و بهبود ، پشتیبان مناسبی به لحاظ اطلاعات موثق پیدا کرده و نتیجه بخشی آنها افزایش می یابد .

گردآوری اطلاعات 

مراحل اولیه کار گردآوری اطلاعات صحیح و دقیق برای سازمان است سازمان هایی که گردآوری اطلاعات ، محاسبه شاخص ها و ترسیم نمودارها و تهیه گزارش های گوناگون بخشی از فعالیت های مدیریتی می باشد ، محاسبه این شاخص ها با صرف زمان و انرژی کمتری انجام می گیرد .

 محاسبه شاخص ها و ترسیم نمودارها ک  بایستی مبنای را به عنوان معیار پذیرش تعیین کرد. معیار پذیرش مقداری است برای شاخص که دستیابی به آن نشان دهنده تحقق حد معمولی از میزان دستیابی به اهداف عملکردی می باشد.

معیار پذیرش شاخص

جهت تعیین معیار پذیرش به این صورت عمل کنید که حداقل سه دوره ی مقدار شاخص را محاسبه کنید ، میانگین این سه مقدار را محاسبه کرده و آن به عنوان معیار پذیرش قرار دهید . به عنوان مثال اندازه گیری راندمان تولید در ماه های اول ، دوم و سوم این اعداد را به دست داده است . ۵۵ % ، ۶۵ % و ۶۰ % . میانگین این سه مقدار مساوی ۶۰ % می باشد . همچنین می توانید با در نظر گرفتن برخی شرایط مقداری بالاتر را در نظر بگیرید تا جهت رسیدن به معیار پذیرش قدری چالش وجود داشته باشد تا رسیدن به معیار پذیرش به راحتی قابل دستیابی نبوده باشد .در صورتی که مقدار بدست آمده شاخص معیار پذیرش انحراف داشت بایستی علت یا علت های عدم دستیابی به معیار پذیرش را مشخص نموده و دست به طراحی و اجرای اقدامات اصلاحی بزنید تا در دوره بعدی که شاخص را محاسبه می کنید ، معیار پذیرش به دست آید .

هدف معیار پذیرش

چالش بزرگتری می توانید ایجاد کنید و آن اقدام به تعیین هدف برای شاخص می باشد . درحالت عادی برای مالک فرآیند دستیابی به معیار پذیرش نشان دهنده عملکرد مناسب می باشد. عملکرد مناسب ، برآوردن حداقل های تعیین شده است . با تعیین هدف که مطمئنا بایستی بیشتر و بالاتر از معیار پذیرش باشد، شما انگیزه های لازم برای ایجاد بهبود را به وجود می آورید .

 به عنوان مثال اگر معیار پذیرش شما برای راندمان تولید۶۰% می باشد ، می توانید مقدار ۶۵ % یا ۷۰%  را به عنوان هدف قرار داده و جهت رسیدن به آن برنامه ریزی کنید .

شاخص های کلیدی عملکردkpi  فرآیند تولید

راندمان

دوباره کاری/بازکاری

ضایعات

سرانه تولید

راندمان

این شاخص، یکی از مهم ترین شاخص های فرآیند تولید می باشدو به طور کلی می توان آن را یک شاخص کلیدی عملکرد Key Performance Indicator دانست .

فرمول پیچیده ای ندارد مطابق تعریف عمومی راندمان و بازده هر سیستم دیگر در اینجا نیز میزان خروجی یک فرآیند به ورودی آن را راندمان می گوییم اما در عمل ، محاسبه ی این شاخص ساده نبوده وباید تلاش کرد، خصوصا در سازمان هایی که چند نوع محصول مختلف را تولید می کنند محاسبه آن اندکی پیچیده می باشد .

نحوه محاسبه راندمان تولید به این صورت است که تولید انجام شده یک محصول را در یک دوره ی زمانی مثلاً یک ماه بر توان تولید در همان دوره تقسیم می کنیم . حاصل ، راندمان تولید می باشد . با ضرب حاصل کسر در عدد۱۰۰ ، در صد راندمان به دست می آید .

مثال

تصور کنید مقدار تولید انجام شده که می تواند بر حسب تعداد و وزن باشد از محصولی مانند موتورخودروی پراید به تعداد ۸۰۰۰ عدد باشد ، توان تولید شرکت نیز ۱۰۰۰۰ عدد در ماه می باشد . راندمان تولید محصور موتور خودرو در این شرکت ۸۰% می باشد .

مقدار تولید یا خروجی فرآیند، به راحتی از آمار تولید انجام شده بدست می آید . اما برای محاسبه ی شاخص شما نیاز به دانستن توان تولید دارید . توان تولید همان ورودی سیستم می باشد که مفهوم آن توانایی و برآیند ورودی های فرآیند می باشد که شامل نیروی انسانی ، تجهیزات و دستگاه ها و . . می باشد . این توان تولید را ظرفیت بالقوه خط تولید می گوییم. توان تولید یا ظرفیت خط تولید با استفاده از روش های زمان سنجی و ظرفیت سنجی به دست می آید . ضمن آنکه بایستی از اطلاعات فنی مربوط به تجهیزات خط تولید که سازنده ی تجهیزات، آن را در مدارک، درج کرده استفاده نمایید .

هر چقدر مقدار محاسبه شده راندمان به عدد ۱۰۰ نزدیکتر باشد طبیعتا بهتر خواهد بود و نشانگر آن است که شما از امکانات تولید در اختیار سازمان که شامل تجهیزات و دستگاه های خط تولید ، نیروی انسانی و پرسنل تولید ، ابزار آلات تولیدی ، مواد اولیه و . . . بهتر استفاده کرده اید و از هزینه ی انجام شده برای تأمین منابع بهره ی بهتری گرفته اید .

در صورتی که راندمان تولید در شرکت شما پایین می باشد بایستی بررسی نمایید و مشخص کنید که عواملی که باعث شده اند تا شما نتوانید از ظرفیت ایجاد شده استفاده حداکثری را ببرید چه مواردی می باشند .

با استفاده از روش ها و تکنیک های حل مسئله اقدام نمایید و با محاسبه ی راندمان تولید در دوره های بعد نسبت به سنجش اثربخشی اقدامات طرای شده اطمینان حاصل نمایید .

دوباره کاری / بازکاری  Rework

یکی دیگر از شاخص های خوب و کلیدی عملکرد  فرآیند تولید، شاخص بازکاری می باشد. در ابتدا نیاز به این است که موارد بازکاری را در فرآیندهای خود مشخص کنید . این موارد شامل اقدام هایی مانند تعمیر ، اصلاح و یا انجام دوباره ی فرآیند های ساخت و تولید روی محصولاتی که سالم نبوده و معیوب می باشند اما با انجام برخی فعالیت ها روی اینگونه محصولات ، آنها به شرایط قابل قبولی به لحاظ کیفی رسیده و می توان ادامه فرآیندهای ساخت را روی آنها انجام داد یا اگر محصول نهایی می باشد که آنها را به فروش رساند .

به عنوان مثال از تعداد ۸۰۰۰ موتورخودرویی که تولید شده تعداد۸۰۰  عدد نیاز به انجام دوباره کاری برخی مراحل تولیدی دارند مثلا موتورها دچار نشتی روغن و آب می باشند ، فیلر زنی به صورت صحیح انجام نشده یا اینکه تورک و گشتاور پیچ ها مناسب نیست و بایستی دوباره تورک گیری شوند .

پس از تعیین مصداق های دوباره ، تعداد و آمار موارد دوباره کاری شده را ثبت کرده و گردآوری نمایید . میزان دوباره کاری کل محصولات را نیز از آمار تک تک محصولات بدست آورید . حاصل تقسیم مقدار کل موارد دوباره کاری بر میزان تولید انجام شده ضرب در عدد ۱۰۰ ، درصد دوباره کاری را به ما می دهد .

مقدار این شاخص برخلاف شاخص راندمان، هر چه کمتر باشد، بهتر خواهد بود و نشانه خوبی از اجرای صحیح فعالیت های تولیدی را در بار اول می باشد . درجهت مقابل، بالا بودن این شاخص نشان دهنده ی حجم بیشتر انجام نادرست فعالیت های ساخت دربار اول می باشد .

بنا به عواملی چون عدم مهارت اپراتورهای تولید ، خراب بودن یا تنظیم دقیق نبودن دستگاه های خط تولید ، کالیبره نبودن تجهیزات اندازه گیری ، شیوه های نادرست تولید ، مستهلک شدن ابزارآلات تولید مانند قالب ها و جیگ و فیکسچرها ، عدم انجام صحیح فعالیت های بازرسی و آزمون ، شرایط نامساعد محیط کار مانند نبود نور کافی ، مواد اولیه ی نامرغوب و بسیاری عوامل دیگر که بسته به شرایط سازمان شما می تواند متفاوت باشد ، میزان دوباره کاری افزایش می یابد .

در صورت بالا بودن میزان دوباره کاری بایستی نسبت به تعیین عوامل وقوع این مسئله و طرح ریزی اقدامات اصلاحی برای کاهش مقدار شاخص، اقدام نمایید . کاهش هر میزان از دوباره کاری به معنای افزایش همان میزان در راندمان تولید می باشد یعنی شما به جای انجام دوباره مراحل تولیدی برای تعدادی محصول خاص، همان وقت ، منابع و امکانات را صرف اجرای فعالیت های تولیدی برای همان میزان محصولات سالم دیگر می کنید .

ضایعات

درصد ضایعات، شاخصی است بسیار مناسب که نشان دهنده میزان انسجام فعالیت های مدیریتی در سطوح مدیریت ارشد و میانی ، کارشناسی و عملیاتی سازمان می باشد . مقدار این شاخص به طور شفاف و بی پرده به شما می گوید که تا چه حد در طراحی و اجرای فرآیندهای مدیریتی ، پشتیبانی و تولید، موفق عمل کرده اید .

محاسبه ی شاخص به این صورت است که مقدار ضایعات را بر میزان تولید تقسیم کرده و حاصل را در ۱۰۰ ضرب می کنیم . ضایعات را طبیعتا محصولاتی می دانیم که عیوب و عدم انطباق آنها در حدی است که قابل اصلاح ، تعمیر و بازکاری نمی باشد ، ضمن آنکه محصولات با درجه ی کیفی پایین تر را که مصارف دیگر دارد و با قیمتی کمتر از قیمت محصولات سالم به فروش می رسد را نیز جزء آمار ضایعات محسوب می نماییم .

فعالیت های تحلیل و تعیین علل به وجود آمدن ضایعات ، مشابه علت های به وجود آمدن موارد دوباره کاری می باشد . با این تفاوت که اثر آن عوامل شدیدتر بوده به طوری که محصول با ویژگی های تولید شده که امکان استفاده و فروش آنها از بین رفته است .

مشابه شاخص ضایعات از شاخصی دیگر به نام PPM نیز می توانیم استفاده کنیم . بدین صورت که تعداد محصولات معیوب و دارای عدم انطباق را تقسیم بر تعداد تولید کرده و حاصل را در عدد یک میلیون ضرب می کنیم ، بدین صورت عددی به دست می آید که آن را PPM داخلی می گوییم . یعنی تعداد قطعه ضایعات شده در هر میلیون قطعه part per million . این شاخص ، شاخصی استاندارد است که غیر از پایش نمودار روند آن در داخل سازمان ، قابلیت مقایسه با شرکت های دیگر را نیز در اختیار خواهید داشت ومی توانید عدد PPM داخلی خود را با شرکت های سطح بالا به لحاظ کیفیت و یا با میانگین صنعت خود مقایسه نمایید .

سرانه تولید

یک شاخص خوب و جالب دیگر برای پایش فرآیند تولید ، شاخص سرانه تولید می باشد . این شاخص میزان بهره وری جزئی یکی از عوامل تولید یعنی نیروی انسانی را اندازه گیری کرده و در اختیار ما قرار می دهد . با محاسبه ی این شاخص می توانید دریابید که تا چه حد در به کارگیری کارآمد نیروی انسانی جهت تولید با کمیت بالا ، موفق بوده اید .

نحوه ی محاسبه شاخص به این صورت می باشد که میزان تولید را بر نفرساعت کاری کلیه پرسنل تولیدی تقسیم نمایید . به عنوان مثال اگر تعداد تولید یک محصول در ماه ۱۰۰۰۰۰ صدهزار قطعه باشد و مجموع نفر ساعت پرسنل تولید در همان ماه ۲۰۰۰۰ بیست هزار نفر ساعت باشد حاصل فرمول عدد ۵ می باشد . به این معنا که هر نفر ساعت منجر به تولید ۵ عدد قطعه می شود . یعنی یک نفر اپراتور در یک ساعت ، ۵ عدد قطعه تولید می کند .

ساعت کاری پرسنل شامل ساعات اضافه کار نیز می باشد . زمان های مرخصی ، تأخیر و غیبت نیز باید کسر گردد . همینطور ساعت توقف خط تولید و بیکاری پرسنل نیز از مجموع ساعت کاری باید کم شود یعنی ساعت های کاری خالص تک تک پرسنل تولید بایستی با هم جمع شود .

همانطور که دریافتید هر چقدر عدد حاصل یعنی سرانه تولید ، بزرگتر باشد بهتر خواهد بود . این شاخص به طور خاص نشان دهنده ی سطح عملکرد پرسنل تولید در ساعاتی که بدون مشکل امکان تولید را دارند می باشد  .

بهبود انگیزه ی پرسنل ، طراحی و اجرای سیستم های مناسب و اثربخش تشویق پرسنل می تواند این شاخص را بهبود دهد . یک راه مناسب ، آکورددهی به اپراتورهای تولید در ازای تولید بیشتر می باشد . بدین صورت که اگر اپراتور یا گروهی از اپراتورها از حد مشخصی در یک دوره ی زمانی ، بیشتر تولید کنند ، متناسب با مقدار اضافه تولید ، پاداش و آکورد دریافت نمایند . بدیهی است که قطعات تولید شده بایستی سالم بوده و معیوب و نامنطبق نباشد .

توجه داشته باشید که محاسبه و تحلیل این شاخص در سازمان های مختلف و حتی در یک سازمان با محصولات گوناگون ، شرایط خاص خود را دارد . در بعضی مواقع کاهش یا افزایش این شاخص به علت نیروی کمتر یا بیشتر یک محصول خاص است . سرعت و حجم تولید محصولات متفاوت نیز ممکن است باعث کاهش یا افزایش این شاخص شوند در حالی که عملکرد نیروی انسانی واحد تولید ثابت مانده است . پس به هنگام تحلیل نزولی یا صعودی بودن نمودار به این مسئه توجه خاص داشته باشید .

معرفی ۴ کتاب مرجع در زمینه شاخص های کلیدی عملکرد

امروزه بسیاری از شرکت ها و کسب و کار های کوچک و بزرگ در سرتا سر دنیا دریافته اند که برای پیشرفت و حرکت به سمت رشد و سودآوری و همچنین تدوین و اجرای موفقیت آمیر راهکار ها و استراتژی های سازمانی خود،راهی جز تمرکز بر روی شاخص های کلیدی عملکرد و نظارت و رصد مداوم این معیار ها ندارند و در این زمینه چاره ای جز صرف هزینه های فراوان و به کار گیری مشاوران برجسته و شاخص ندارند.در این مسیر وجود یک منبع و راهنمای عملی برای شناخت و بررسی شاخص های کلیدی عملکرد کاملا ضروری می باشد.کتاب میتواند یکی از منابع بینظیر و کم هزینه برای آشنایی مدیران با مفاهیم کلیدی عملکرد باشد.در این مقاله به معرفی ۴ کتاب با موضوع و محوریت شاخص های کلیدی عملکرد در سازمان ها و کسب و کار ها می پردازیم.

 

مرجع شاخص های کلیدی ارزیابی عملکرد سازمان

نویسنده: استیون براگ

مترجم: محسن قره خانی- حسین صامعی

این کتاب برای آن دسته از مدیران و صاحبان کسب و کار است که میخواهند از وضعیت عملکرد واحد های مختلف سازمان خود اطلاع پیدا کنند. در این کتاب علاوه بر شاخص های عمومی عملکرد سازمان، شاخص های خاص ارزیابی عملکرد واحدهای مختلف شامل حسابداری، مالی، مهندسی، لجستیک، تولید، بازاریابی و فروش ارایه شده است. شاخص های مطرح شده نه تنها بعد مالی سازمان را پوشش می دهند، بلکه کارایی، اثربخشی، ظرفیت و سهم بازار شرکت را نیز مورد بررسی قرار می دهند. مدیران می توانند با استفاده از این شاخص ها براساس ارزیابی مقدار شاخص در مقاطع زمانی خاص و یا دنبال کردن روند شاخص ها در طول زمان، سکان هدایت شرکتهای خود را در دست گرفته و در مسیر صحیح قرار دهند و در شرایط کسب و کار رقابتی و چالش زای کنونی، اثر تصمیمات راهبردی خود را ارزیابی کرده و تصمیمات مناسب را در زمان مناسب اتخاذ نمایند.

 

شاخص های کلیدی عملکرد

نویسنده:دیوید پارمنتر

مترجم:فرنوش باقری،مصطفی دزفولی

بررسی و سنجش عملکرد و نحوه اجرای آن همواره یکی از دغدغه‌ها و معضلات مهم مدیران سازمان‌ها و صاحبان کسب و کار بوده است و از این رو مدل‌های ارزیابی متعددی نیز طی سال‌های اخیر توسط مشاوران کسب و کار مطرح و در سازمان‌های شناخته شده دنیا به اجرا در آمده است. کشور ما نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه که از پتانسیل بالایی برای میزبانی از کسب و کار های مختلف برخوردار است نیز از این امر مستثنی نبوده و بنا به اهمیت موضوع سعی گردیده که این مهم به انحا مختلف صورت گیرد. فارغ از آنکه نوع مدل ارزیابی، شاخص محور و یا فرآیند محور باشد، مهمترین رکن یک سیستم ارزیابی عملکرد، تشخیص و تعریف شاخص‌های عملکردی مناسب در حوزه‌های مختلف سازمان می‌باشد. در این کتاب نویسنده با تکیه بر تجارب مشاوره‌ای خود در سازمان‌های متعدد، یک مدل ۱۲ مرحله‌ای کاملأ کاربردی را برای استخراج و تدوین شاخص‌های عملکرد سازمان‌ها مطرح کرده است و در ادامه ضمن تشریح کامل هر یک از مراحل ۱۲ گانه، فرم‌ها و چک لیست‌های مربوطه را نیز بطور کامل ارائه نموده است.

 

مرجع شاخص های کلیدی عملکرد سازمان

تالیف و ترجمه: بابک پیروز

در یک تعفریف ساده و کلی KPI را می توان شکلی از اندازه گیری عملکرد کسب و کار ها دانست که به مدیران سازمان ها و صاحبان کسب و کار این فرصت را میدهد تا نسبت به عملکرد واحد تحت مدیریت خود آگاهی یابند.یک شاخص عملکرد خوب در حقیقت هماند یک قطب نما مدیران را برای حرکت به سمت پیشرفت راهنمایی میکند.
یکی از چالش های جدی مدیران و مشاوران عدم دسترسی به یک مرجع جامع از شاخص های کلیدی عملکرد در حوزه های مختلف است. در کتاب «مرجع شاخص های کلیدی عملکرد سازمان»، تلاش بر آن بوده است که شاخص های مهم از حوزه های مالی، منابع انسانی، بانک، بیمه، فناوری اطلاعات و… به صورت متمرکز در یک جا گردآوری شود تا مدیران با نگرشی جامع‌تر در انتخاب شاخص مناسب در حوزه تحت مدیریت خود قدم بردارند و با تصمیم گیری های درست و به هنگام بتوانند سازمان را به سودآوری برسانند. مديران مي توانند با استفاده از اين شاخص ها براساس ارزيابي مقدار شاخص در مقاطع زماني خاص و يا دنبال کردن روند شاخص ها در طول زمان، سکان هدايت شرکتهاي خود را در دست گرفته و در مسير صحيح قرار دهند و در شرايط کسب و کار رقابتي و چالش زاي کنوني، اثر تصميمات راهبردي خود را ارزيابي کرده و تصميمات مناسب را در زمان مناسب اتخاذ نمايند.

 

شاخص‌های بهبود عملکرد سازمان‌ها

نویسنده:فرزاد فخر آل علی

ناشر:انتشارات ماهواره

 

در کتاب “شاخص‌های بهبود عملکرد سازمان‌ها” به بررسی تاثیر فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی بر عملکرد شرکت ها و کسب و کار ها پرداخته می شود. با توجه به در دسترس بودن اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی مدیران رده بالای این شرکت ها می باشد، تعداد کل مدیران رده بالا ۵۸۰ نفر بوده است که این افراد جامعه آماری ما را تشکیل می دهند. با توجه به زیاد بودن حجم جامعه آماری، حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان تعیین شده و در انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. در این تحقیق از یک پرسشنامه استفاده شده که با توجه به فرضیات و اهداف تحقیق در تهیه آن از سوالات و گزینه های پرسشنامه های معتبر استاندارد استفاده شده است.

از جمله سر فصل های کتاب که به طور مشروح و کامل در مورد آنها بحث شده است می توان به اصول و کلیات،فناوری اطلاعات و ارتباطات و اهمیت آن،چالش های مدیریت فناوری های جدید،مدیریت ریسک و چرخه ایجاد سیستم،عوامل و ویژگی های موثر بر اثربخشی سیستم‌های ارزشیابی عملکرد،پیوند میان برنامه ریزی استراتژیک و منابع انسانی جهت بهبود عملکرد و روش ها و مدل ها اشاره نمود.

 

 

داشبورد KPI در کسب و کار های آنلاین چیست؟

در یک کسب و کار آنلاین وجود یک متر و معیار به منظور اندازه گیری میزان موفقیت کاملا ضروری و بدیهی به نظر میرسد.البته شاخص های کلیدی عملکرد در سازمان ها و نهاد های متخلف کاملا متفاوت می باشد به طور مثال KPI یا شاخص عملکرد در یک شرکت ممکن است میزان درآمد خالص یا میزان وفاداری مشتریان به آن برند باشد در حالی که شاخص کلیدی عملکرد یک دولت میتواند نرخ بیکاری باشد.

داشبورد KPI یا شاخص عملکرد روشی ساده و کم هزینه برای رصد کسب و ار های آنلانی میباشد که صاحبان این کسب و کار ها میتوانند از آن برای آنالیر مسیر پیشرفت و اشتراک گذاری اطلاعات کسب و کار با شرکا و کارمندان خود استفاده نمایند.

طراحی داشبورد KPI برای هر سازمانی متفاوت و منحصر به فرد است چرا که هر نوع از کسب و کار دارای فرهنگ سازمانی و نیاز های متفاوتی است که تنها مختص به همان کسب و کار است انعطاف پذیری و خلاصه سازی داده ها به منظور ارائه طرحی خوب از اطلاعات و آسان سازی دست یابی و فهم داده ها در تمام سطوح ضروری است.

مخترع داشبورد KPI کسب و کار کیست؟

فردی به نام پیتر دراکر ،نویسنده،فیلسوف،مشاور کسب و کار و گفته خودش اکولوژیست اجتماعی،کسی است که از او به نام پدر KPI و داشبوردهایی که آن را رصد میکنند یاد میشود وی معتقد است که یک استراتژی  بدون شاخصی برای سنجش تنها یک آرزوست و استفاده از شاخص هایی که منطبق با استراتزی نباشند فقط و فقط هدر دادن وقت است.ف

به رغم پیشرفت سریع فناوری، داشبوردها تا اواخر سال ۱۹۹۰ به محبوبیت چندانی در میان صاحبان کسب و کار نرسیدند، و تا بعد از اختراع KPI و معرفی کارت امتیاز متوازن s.KAPLAN و DAVID P.NORTON  به این توفیق دست نیافتند. امروزه استفاده از داشبوردها، یکی از اجزای اساسی مدیریت بر مبنای هدف (مدلی مدیریتی که تلاش میکند با تعریف اهدافی که مورد توافق مدیریت و کارکنان است و یکپارچه ساختن آن با اهداف سازمانی، عملکرد را بهبود بخشد) را شکل داده است.

 یک چارچوب KPI چه مزیت هایی دارد؟

آخرین گزارشات موسسه KPI در آمریکا در رابطه با بهبود عملکرد و شاخص های کلیدی عملکرد نشان میدهد که بیش از ۶۸ درصد از افرادی که از این شاخص های در کسب و کار خود استفاده کرده اند شاهد تاثیر مثبت آن بر روی تجارت خود بوده اند.۴۳ درصد از پاسخ دهندگان در ارزیابی نتایج موفقیت های خود شاهد پیشرفت و بهبود بوده اند و ۳۳درصد اذعان داشتند که از ساخص های KPI در تصمیم گیری های خود استفاده کرده اند.یک چارچوب KPI، شاخص های کلیدی مرتبط با هم را در یک گروه قرار میدهد تا ساختاری بهتر ایجاد کند و تلاش ها را بهینه سازی میکند و فهمی از نحوه تأثیر عملکرد KPI مشخص بر روی دیگر KPI ارائه میکند.

یک داشبورد خوب،ارزیابی شاخص های عملکرد و شاخص های بین سازمان و فرد و استفاده از اطلاعات را بسیار ساده تر و اسانتر میکند و به شما این امکان را می دهد که با استفاده از ابزار ها مقایسه کنید روند پیشروفت کار ها رو ببینید و ارتباطات بین اجزای مختلف سازمان را مشاهده کنید.این داشبوردها اشتراک گذاری اطلاعات در بین بخش های مختلف سازمان، حل مسئله منظم، همکاری و پیش بینی را تسهیل میکنند.

ویژگی های یک داشبود KPI ایده آل

 

۱-خواندن و فهم آن آسان باشد

داده ها  و KPI ها را باید به صورت منطقی گروه بندی کنید و مصورسازی نمود که درک سریع مطالب آن ممکن باشدیکی از راههای انجام این کار این است که از TEMPLATE های وبسایت های بزرگی مثل آمازون و یاهو استفاده کنید. از آنجایی که این وبسایت ها دائما توسط متخصصان تست می شوند، منبعی خوب برای طراحی و ایده های راهبری هستند.

۲-به روز رسانی آن آسان باشد

هرچه کسب و کار شما رشد میکند و شرایط تغییر میکند،به همان نسبت شما باید از پلتفرمی حسی تر و شهودی تر استفاده کنید. بازبینی آسان همچنین مقبولیت و رضایت بیشتری را ایجاد خواهد کرد.

۳-محل ذخیره ای برای روند های تاریخی و تصاویر فعلی

استفاده از طبقه بندی هایی که شناسایی کرده اید و یک تا سه KPI شما را قادر می سازد که پیشرفت انجام شده، چیزهایی که در گذشته بدست آمده و اتفاقاتی را که می بایست بیافتد تا به هدف برسید؛ سریعاً درک کنید.

۴-اطلاعات را به بهترین شکل ارائه دهد

تزئینات را کنار بگذارید و صرفا بر روی ارائه صحصح اطلاعات تمرکز کنید. داشبوردهای موجود در خودرو سرنخ خوبی برای طراحی داشبورد خوب است. فقط زمانی از انیمیشن یا دیگر تزئینات استفاده کنید که به فهم بیشتر منجر شود.

۵-به صورتی ساخته شود که تصمیم گیری در لحظه را امکان پذیر سازد

یک قانون ساده این است که بیشتر از ۷ شیء در داشبورد نباشد. ولی تراکم در صفحه نمایش بستگی به کاربر و نمایش اطلاعات در طول زمان دارد. مبتدی ها ممکن است با دیدن اطلاعات به صورت یکجا گیج شوند ولی می بایست  شرایطی را فراهم کنید که با تعداد کمی کلیک به اطلاعات مورد نظر خود دست پیدا کنند.

 

منظور از سنجه‌های کلیدی (Key Metrics) در بوم ناب چیست ؟

آیا میدانید بوم ناب چیست ؟ بدون شک همگی راجع به طرح کسب و کار (Business Plan) شنیده ایم. اما بوم ناب شاید  نیاز به معرفی داشته باشد. بوم ناب برداشتی است از بوم مدل کسب و کار (Business Model Canvas) نوشته الکساندر استروالدر است که توسط اش موریا ساخته شده است. بوم ناب بهترین روش در مسیر خلق و ارزیابی طرح کسب و کار است. کسب و کارها می بایست در فازهای متعدد، بوم ناب خود را طوری تنظیم کنند که در نهایت محصول مناسب و منطبقی برای ارائه به بازار در زمان و مکان مناسبی داشته باشند  و بتوانند کسب و کار خود را گسترش دهند.

استارتاپ ها و کسب و کار های نوپا همواره نیاز به بررسی مدل، خدمات و محصولات خود دارند تا بتوانند درصد پیشرفت خود را از طریق بازخوردها و فیدبک های معتبر از سوی مشتریان اندازه گیری نمایند. منظور از استارتاپ ها تنها شرکت هایی کوچک نبوده و این باور که فکر کنیم آن ها همان فرآیندهای جاری در شرکت های بزرگ را در مقیاس کوچک تر انجام می دهند صحیح نیست. در شرکت های بزرگ هسته مرکزی کسب و کار، اجرای یک طرح اجرایی و عملیاتی است؛ در حالی که اولین هدف یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا یافتن مدل کاری مخصوص به خود می باشد. شرایط و ملاحضات شرکت ها و کمپانی های  بزرگ تفاوت چشمگیری با واقعیات هر روزه یک استارتاپ و کسب و کار نوپا دارد.استارت آپ جایی است که هیچ چیز هنوز تعریف نشده، نه مشتری و نه بازار، نه محصول و نه تکنولوژی مربوط به آن، نه رقبا و نه منابع مالی. در مراحل ابتدایی استارتاپ ها و کسب و کارهای نوپا نیازمند ابزاری ویژه به منظور برنامه ریزی برای آینده خود هستند. هدف بوم ناب، ایجاد یک ابزار ساده و روان ،  انعطاف پذیر و سودمند برای یک کسب و کار نوپا است تا بتواند مدل کسب و کار خود را عینی ساخته و آن را بهبود دهد. بوم ناب اولین ارتباطات با مشتریان واقعی یک کسب و کار نوپا را تسهیل و تسریع می کند و به تیم اجازه می دهد تا بر روی تحقق MVP (اولین نسخه از محصول که کمک به دریافت بازخورد از بازار می نماید) خود تمرکز کنند. بوم ناب دقیقاً همان ابزاری است که به کسب و کارهای نوپا کمک می کند تا به همراه تیم خود تمام جوانب ساخت یک استارتاپ را در نظر بگیرند.

سنجه‌های کلیدی (Key Metrics)

به عنوان یک کسب و کار نوپا از کجا بدانیم در مسیر درستی قرار داریم ؟ سرعت پیشرفت کسب و کار چگونه است ؟ سریع، کند یا یکنواخت . در هر مرحله از استارتاپ شما باید بدانید که در حال رشد هستید یا نه برای همین از یکسری از سنجه هایی باید استفاده کنید تا بتوانید رشد خود را بررسی کنید. اما دقیقا چه چیزهایی را باید لحظه به لحظه رصد کنیم ؟ برای جواب دادن به این ابهامات و سوالات نیاز به یک داشبورد اطلاعاتی است که نتایج فعالیت ها و برنامه های کسب و کار شما را مشخص کند. به این پارامترها، سنجه‌های کلیدی عملکرد یا (Key Metrics) گفته می شود.ضروری است که برای اندازه گیری میزان موفقیت یا حتی شکست کسب و کار خود، سنجه‌های کلیدی عملکرد را تعریف کنید. یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا می تواند تنها بر روی یک سنجه تمرکز کند. فقط می بایست آن را مشخص کرده و تنها به آن بپردازید. سنجه‌های کلیدی عملکرد شامل محدوده محصولات و خدماتی می شوند که شما آن ها را فراهم و ارائه می کنید. در انتخاب سنجه‌های کلیدی عملکرد بایستی دقت لازم را داشته باشید، در غیر این صورت ممکن است دچار خطا و اشتباه در تصمیم گیری شوید و در نهایت کسب و کار شما با شکست مواجه شود. این موضوع منجر به فعالیت های بی فایده مانند خوش بینی زودرس یا اتمام منابع می شود در حالی که به دنبال هدفی نادرست هستید. تعداد کاربران جذب شده (Acquisition)،تعداد کاربران فعال (Activation)، تعداد کاربرانی که دائماً در حال استفاده از سیستم هستند (Retention)، میزان درآمد (Revenue) و کسانی که توسط معرفی افراد وارد سیستم شما می شوند (Referral) مثال های برای سنجه ها هستند که همگی از جنس پارامتر و عدد هستند.

معرفی چارچوب AARRR

این یک عبارت مخفف است، ۵ معیار و مقیاس در این چارچوب مطرح شده است که برای استارتاپ ها میتواند خیلی مفید باشد و کسب و کارها بایستی در استارتاپ خود یک داشبورد طراحی کنند تا مشخص شود که در هر یک از معیار ها در چه مرحله ای قرار دارند .

قابل توجه : در چرخه حیات استارتاپ شما هر کدام از این معیارها و سنجه های کلیدی عملکرد بسته به ماهیت کسب و کار ممکن است مهم تر از بقیه باشد.

تمرکز بر روی سنجه های کلیدی عملکرد بسیار مهم است در صورتی که این سنجه ها درست فهمیده و درک شوند، می‌توانید تشخیص دهید استارتاپ شما با چه مشکلاتی مواجه است. این سنجه‌های ۵ گانه عبارتند از:

جذب (Acquisition)

فعال‌سازی (Activation)

بازگشت (Retention)

درآمد (Revenue)

توصیه (Referral)