شاخص های کلیدی فروش

چگونه معیارهای مناسب را برای تیم فروش خود تعریف کنیم

شناسایی و شناخت شاخص های عملکرد کلیدی فروش (KPI) میتوند همانند یک رژیم غذایی می تواند موثر باشد، همه ادعا می کنند که رژیم غذایی آنها بهتر از دیگران است، در نتیجه همه توصیع های متضاد در مورد غذا های خاص می کنند و یک سری منایع غذایی رو برای خوردن منع می کنند ، این عمل بسیار نا امید کننده است زیرا بهترین مواد غذایی ها و KPI پرورش ذهن شما می باشد! سوال واقعی این است که چیز هایی برای شما مناسب است و چه معیارهای فروشی به شما در دستیابی به اهداف شرکت کمک خواهند کرد؟

KPI ها هرگز با اندازه یکسان نیستند

بنابر این به جای اینکه سعی کنیم شما را ترغیب کنیم که KPI های خاص بهترین هستند، می خواهیم به شما در راه کمک کنیم که معیارهای مناسب را برای تیم فروش خود تعریف کنید. سپس لیستی از متداول ترین KPI های فروش را با هم بررسی خواهیم کرد.

 

تعریف KPI های مناسب

۱- بزرگ شروع کنید. اهداف کلی شرکت شما چیست؟ درآمد؟ رشد؟ کسب مشتری؟ حفظ مشتری؟ به طور معمول، شرکت ها یک هدف اصلی و یک یا دو هدف ثانویه دارند که زمینه را فراهم می کنند و هدف اصلی را پشتیبانی می کنند. در حالت ایده آل، همه افراد شرکت باید این موضوع را بدانند. به عنوان مثال، اهداف شرکت ممکن است به شرح زیر باشد :

  • هدف اصلی: درآمد سالانه را به مبلغ X افزایش دهید
  • هدف ثانویه / پشتیبانی: ماهانه ۶٪ رشد داشته باشید

۲- مشخص کنید. چه اهداف فروش به شرکت شما کمک می کند تا به اهداف کلی خود برسید؟ یک هدف گسترده مانند کل فروش ماهانه را در نظر بگیرید و آنرا محاسبه کنید. اندازه معامله شما (یا ارزش خرید) چقدر است ؟ متوسط طول چرخه فروش شما به چه میزان است؟ هزینه فروش شما چقدر است؟ مهم است که هدف اصلی خود (مثلاً کل فروش ماهیانه) را در زمینه صنعت و مشاغل خاص خود مشاهده و محاسبه کنید.

اهداف خاص فروش

  • هدف های فروش اولیه :  فروش ماهانه $
  • هدف های فروش ثانویه:٪ ماه رشد ماه

معیارهای متنی

  • اندازه متوسط معاملات ($)
  • متوسط چرخه فروش X روز / هفته / ماه
  • هزینه فروش ($)
  • نرخ برنده شدن در فرصت ها (٪)

۳- بر عمل متمرکز شوید. اهداف و معیارهای که در مرحله ۲ بیان شد را در نظر بگیرید و کارهایی را که تیم شما برای رسیدن به آن اهداف باید انجام دهد، تقطیر کنید. برای معاملات خود باید چند معاملات انجام دهید؟ براساس آن تعداد، چه تعداد فرصت باید در خطوط اهداف شما وجود داشته باشد؟ چند تماس / ایمیل / جلسات لازم خواهد بود؟ تیم بازاریابی شما برای ایجاد زمینه به چند تماس نیاز دارد؟ تا زمانی که درک کاملی از فعالیتهای کلیدی درآمد حاصل از درآمد خود نداشته باشید، دست از تلاش کردن بر ندارید.

جریان مسیر و هدف گذاری :

  • (#) برنده ها
  • (#) معاملات / فرصتها
  • (#) منجر به فروش می شود
  • (#) منجر به بازاریابی واجد شرایط می شود

اقدامات لازم:

  • ایمیل های X ارسال کنید
  • پیگیری های X ارسال کنید
  • تماسهای X برقرار کنید
  • جلسات X را برگزار کنید
  • پیشنهادهای X ارسال کنید

۴- معیارهای خود را در اولویت قرار دهید. پس از انجام تمرین در مرحله ۳ ، باید بحرانی ترین معیارها آشکار کنید. توصیه می کنم لیست کوتاهی از ۵-۸ KPI فروش را تهیه کنید که شامل معیارهای متنی و معیارهای مبتنی بر فعالیت  باشد. این به شما کمک می کند تا روی مهمترین داده ها بدون تحریف تأثیر آنها متمرکز شوید (این امر می تواند به راحتی اتفاق بیفتد اگر فقط روی ۱-۲ معیار متمرکز شوید). همیشه می توانید این لیست را سازگار ، اضافه یا حذف کنید.

  • مثال متنی: فروش ماهانه $ تا به امروز در مقابل هدف فروش ماهانه $
  • به عنوان مثال فعالیت: X پیگیری های مخالف (#) منجر به فروش شده است

۵- بر معیارهای خود نظارت کنید. پرش از این خیلی مرحله بسیار مهم است زیرا روزانه داشتن معیارهای کلیدی در مقابل تیم شما ،به آنها کمک خواهد کرد تا پیشرفت و اولویت بندی اقدامات را دنبال کنند. اگر آنها را در یک سند ثابت یا صفحه گسترده بایگانی کنید ، تعریف KPI های شما اتلاف وقت و انرژی است. KPI ها معیارهای زندگی مشترکی هستند که به طور مرتب به اشتراک گذاشته می شوند و تحت نظارت قرار می گیرند. بدیهی است ، ما اعتقاد داریم که یک راه عالی برای انجام این کار ، قرار گرفتن آنها در داشبورد تلویزیون در کف فروش شما است و می توانید نمونه ای از آنچه که این داشبورد در زیر مشاهده می کنید را مشاهده کنید.

 

شاخص های کلیدی عملکرد kpi

شما هم مثل من در مسیر یابی ضعیف هستید؟ یا فقط من باید به کمک نقشه به مقصدم برسم؟ به عنوان مثال وقتی میخواهم به جایی بروم باید هر ۳۰ ثانیه گوکل مپ را چک کنم و ببینم در کجای مسیر هستم؟ چون میدانم اگر حواسم پرت شود ممکن است راه را اشتباه بروم و مجبور شوم کلی راه را برگردم. حالا این یک پیاده ‌روی ساده است، که اگر اشتباه کنیم فوقش کمی خسته می‌شویم؛ ولی در رسیدن به یک هدف بزرگ، اگر اشتباه برویم چه اتفاقی می‌افتد؟

این‌ها را گفتم که بدانیم، برای همه اهداف باید شاخصی برای اندازه گیری وجود داشته باشد، که به ما بگوید: دقیقاً کجای کار هستیم؟ چقدر نزدیکیم؟ اشتباه می‌رویم یا درست؟ چقدر دیگر مانده تا به مقصد برسیم؟ و…
خوشبختانه شاخص کاربردی ای به نام شاخص های کلیدی عملکرد یا kpi وجود دارد.
در این مبحث قرار است بفهمیم:
((kpiچیست؟
انواع KPI چیست؟
چگونه KPIها را توسعه دهیم؟
گام های مهم در تعیین شاخص کلیدی عملکرد یا KPI چیست؟
تفاوتKPi) )و( (KRIدر چیست؟
چگونه kpi هارا گزارش دهیم؟

KPI چیست؟

شاخص کلیدی عملکرد یا Key Performance Indicator که به اختصار به آن KPI می گویند، یک متغیر قابل اندازه گیری است که به ما نشان می دهد یه شرکت یا استارتاپ چقدر در رسیدن به اهداف خود موفق بوده است. تعیین این شاخص بر عهده مشاور برنامه ریزی استراتژیک یا مدیریت برنامه ریزی استراتژیک سازمان است.

KPI چه اطلاعاتی را به ما نشان می دهد؟

۱-اقداماتی که باید انجام شوند تا به تصمیم گیری بهتر کمک کنند را شناسایی می کند.
۲-بین شاخص های پیشرو و عقب مانده ایجاد تعادل می کند
۳-میزان تغییر عملکرد را در طول زمان نشان می دهد
۴-شواهدی عینی از مسیر پیشرفت برای دستیابی به نتایج مطلوب را فراهم می کند

۵-میزان کارایی، اثربخشی، کیفیت، مدت زمان، رفتار، کارایی پروژه، کارایی فردی و بهره برداری از منابع را نمایش می دهد

انواع KPI؟

ورودی ها : اطلاعاتی از مقدار، نوع و کیفیت منابع مصرف شده به ما می دهد
خروجی ها : مقدار کاری که انجام شده و چیزی که تولید شده را نمایش می دهد
عواقب یا نتایج : دست آورد ها یا تاثیرات نهایی را برای ما به نمایش در می آورد
پروژه : پاسخگو وضعیت تحویل پروژه و پیشرفت نقاط قوت پروژه است

مثال:

فرض کنید می خواهیم چای درست کنیم ورودی ما شامل خود چای،آب و مدت زمانیکه صرف ساخت آن می شود است.
فرآیند ما می تواند روش ساخت چای یا بهره وری تجهیزات باشد.
خروجی ما خود چای ساخته شده است که شامل : طعم،مقدار دمای چای و ….
عواقب و نتیجه می تواند رضایت مصرف کننده باشد و و اقدامات پروژه بر روی نتایج ارائه شده از هر پروژه یا طرح های بهبودی عمده، مانند یک کمپین بازاریابی جدید تمرکز می کنند.

چه گام هایی برای تعیین یک KPI خوب لازم است؟

1- معیار KPI دقیقا چه چیزی را اندازه بگیرد؟ (مثلا نرخ تبدیل مشتری را اندازه بگیرد)

2- این نتیجه چه اهمیتی دارد؟(هدف از تعیین شاخص های کلیدی عملکرد چیست؟)
3- اطلاعات شما از کجا به دست می آیند؟ (مثلا می توانید از گوگل آنالیتیکس برای تجزیه و تحلیل ترافیک وب سایتتان استفاده کنید)
4- هر چند وقت یکبار روند پیشرفت عملکردتان را اندازه گیری می کنید؟(مثلا هرماه نسبت به ماه قبل افزایش بازدید را اندازه گیری کنید تا نواقص کارتان مشخص شود)
5- KPI برای چه قسمتی از کسب و کار استفاده می شود؟(مثلا قرار است که نرخ تبدیل مشتری های سایت را اندازه گیری کنید(
6- چه کسی مسئول این کار است؟( برای مثال یکی از کارشناسان دیجیتال مارکتینگ را مسئول پیگیری این کار می کنید)
7- بدترین حالت و بهترین حالت در این هدف چیست؟( مثلا اگر عدد بازدید به کمتر از ۱۰۰ برسد ، شرایط خوب نیست و باید اعلام شود.)

چالش ها

مشکل اینجاست که هزاران شاخص وجود دارد و شرکت ها در تلاشند تا درست ترین شاخص ها را انتخاب کنند.
انتخاب نادرست KPI،باعث می شود افراد به مسیر نادرست هدایت شوند.
در حقیقت دلیل قدرتمند شاخص های کلیدی عملکرد این است که ما بفهمیم چه چیزی را باید مورد سنجش قرار دهیم.

اگر سازمانی در حال اندازه گیری شاخص های اشتباهی باشند که آن شاخص ها در راستای اهداف سازمان نباشد و برای رسیدن به آنها پاداش تعیین کند مانند این است که از خدمه کشتی بخواهد تا کشتی را در مسیر و جهت نا درست هدایت کند.

 

چطور در ۶ مرحله یک شاخص کلیدی عملکرد kpi را توسعه دهیم؟

اول: یک هدف واضح برای kpi مشخص کنید:

نوشتن یک هدف واضح و دقیق مرتبط با شاخص کلیدی عملکرد مهم ترین بخش توسعه KPI است.

دوم: kpi هارا با کارمندان و اعضای سازمان خود در میان بگذارید:

همه افراد سازمان یا شرکتتان باید علت انتخاب شاخص هارا بدانند. در غیر این صورت، آنها تنها اعدادی بی سَر و تَه روی صفحه نمایش هستند که هیچ معنایی برای کارمندان شما ندارند.
همچنین باید برای آنها توضیح دهید که چرا این شاخص را بر سایر شاخص ها ترجیح داده اید. بازخورد گرفتن از کارمندانتان به شما کمک می کند تا بفهمید کدام یک از اهداف سازمان قابل درک نیستند و از همه مهمتر اینکه یادتان باشد که شاخص های کلیدی عملکرد بدون خطا نیستند.

سوم : بررسی کنید که KPI های شما واقع بینانه تعیین شده باشند:

اگر از همان اول اهداف شما بزرگ باشند ممکن است کارمندانتان همان اول ناامید شوند اما برعکس اگر پله پله جلو بروید و کوچک تر اهدافتان را تعیین کنید میبینید که چقدر زود به اهدافتان می رسید.

چهارم: مطمئن شوید که اهداف مرتبط با KPI های شما قابل اجرا باشند:

با استفاده از مراحل زیر از عملی بودن شاخص های کلیدی عملکرد خود اطمینان حاصل کنید:

1- اهداف اصلی کسب و کارتان را مرور کنید
2- عملکرد کنونی سازمان خود را آنالیز کنید

3- برای KPI های خود اهداف کوتاه مدت و بلند مدت تعیین کنید
4- بار دیگر اهداف شاخص های عملکرد خود را با حضور افراد تیمتان چک کنید
5- روند پیشرفت خود را مرور کرده و در صورت لزوم دوباره اهداف و Kpi هارا تنظیم کنید.

پنجم: به صورت هفتگی یا ماهانه KPI هارا ارزیابی کنید:

همه KPI ها موفقیت آمیز نیستتد . فقط با ارزیابی دوره ای آنهاست که می توانید بفهمید چه زمانی باید آنها را تغییر دهید.

ششم: مطابق نیاز های روز KPI هایتان را توسعه دهید:

هایی که به روز نمی شوند به سرعت قدیمی و بی مصرف تواهند شد.
این به این دلیل است که kpi ها شاخص های ثابتی نیستند.
آن ها همیشه نیاز به بروز رسانی و تغییر در صورت نیاز دارند.اگر آنها را تعیین کرده و سپس به حال خود رها کنید، ممکن است در حال تعقیب اهدافی باشید که دیگر ربطی به کسب و کار شما ندارند.

تفاوت شاخص های کلیدی عملکرد((KPI و شاخص های کلیدی نتیجه (kRI):

Kpi ها شاخصی برای اندازه گیری عملکرد است و ربطی به نتیجه ندارد..این یعنی نتایجی مانند افزایش درآمد و سود را نمی توانیم به عنوان kpi در نظر بگیریم.چرا؟
چون هر نتیجه ای که به دست می آوریم حاصل از انجام جندین فعالیت مختلف است.
بنابراین ما این موارد را شاخص کلیدی نتیجه یا KRI می نامیم .درواقع یک KRI به شما می گوید در کسب و کارتان چه نتیجه ای گرفتید؛ اما kpi به شما می گوید که باید چه کاری انجام دهید.

شیوه گزارش شاخص های کلیدی عملکرد :

گزارش، خلاصه ای از عملکرد فعلی شما در مقایسه با اهداف از پیش تعیین شده است.گزارش شاخص کلیدی عملکرد را می توان به روش های متفاوتی ارائه داد: استفاده از فایل اکسل، پاورپوینت یا نرم افزار مرتبط با کارت امتیازی متوازن که دارای داشبورد مدیریتی هستند.

 

۵ سنجه استارتاپی مهم

یکی از مهم ترين روش ها دقت در سنجه های استارتاپ و پيگيري و پردازش داده ها است.توجه به اتفاقاتي كه در حال رخ دادن در استارت آپ شما هستند بسيار حياتي است.اين كار به شما كمك خواهد كرد تا صحت فرضيات و استراتژی هاي مالي براي استارتاپ و كسب و كار خود را بسنجيد تا به انتخاب بهترين تصميمات منجر شود.در قسمت بعد به توضيح تعدادي از سنجه ها  كه درمراحل اوليه استارتاپ كاربرد دارند می پردازیم.

۱-جذب ( Acquisition ) :

جذب يكي از مهم ترين سنجه های استارتاپ در مراحل اوليه شروع يك استارتاپ است ،جذب به معني جلب نظر كاربر براي محصول شما نظیر بازديد از سايت و … از طريق روش هاي مختلف بازاريابي است.اگر درمراحل ابتدايي استارتاپ كارهايي كه در اين زمينه انجام ميدهيد به نتيجه نرسيد ،هيچ نگران نباشيد;كانال بازاريابي خود را عوض كرده و روش هاي متفاوتي را امتحان كنيد.شرکت ها و سازمان ها  جذب مشتری را به عنوان یک اقدام مهم در ارزش کسب وکار خود می دانند.پس از جذب مشتری نگهداری و حفظ رضایت مشتریان خود را فراموش نکنید.

۲- فعال‌سازی (Activation) :

پس از جذب مشتری نوبت فعالسازی و تلاش برای نگه داشتن مشتری تحت نفوذ شرکت می باشد.اکنون شما باید تلاش کنید تا بازدید کنندگان خود را به مشتریان و پس از آن به مشتریان وفادار تبدیل کنید.فعالساز مشتریان زمانی اتفاق می افتد که مشتریان بابت ارزش شما پول پرداخت کنند، و پس از آن شما یک مشتری به شرکت خود اضافه کرده اید.

چند روش برای فعالسازی مشتریان:

به مشتریان حس اعتماد بدهید.

سعی کنید نیاز آنها را برطرف کنید و استفاده از خدمات خود را در ساده ترین حالت ممکن قرار دهید.

همیشه در دسترس مشتریان باشید و راه های ارتباطی را پاسخگو باشید.

حالا نوبت آن است که با محصولات یا خدمات با کیفیت  ، مشتری را در مرحله جذب نگه دارید.

صرف نظر از مطلوبیت یا قابلیت فروش خدمات یا محصولات ، فعالسازی که مدیریت مناسب نداشته باشد شکست خواهد خورد.

۳- بازگشت (Retention):

این سنجه برسی مکند که چه میزان از مشتریان پس از مدتی دوباره از استارتاپ شما استفاده کرده اند.برای بازگشت مشتریان روش های متفاوتی وجود دارد که استفاده از آنها به افزایش فروش می انجامد ;البته باید همزمان از روش های گوناگون استفاده کرد تا مشتریان بیشتری را به استارتاپ بازگرداند.

بر اساس مدل mot سومین لحظه در خرید دیجیتالی (Tmot) لحظه ای است که مشتری با سایت به تعامل می پردازد و بازاریاب سعی می کند مشتری را  حفظ کند . می توان با ایجاد شبکه های تعاملی گوناگون این تعاملات را افزایش داد.

 

۴- توصیه(Referra)  :

نوعی بازاریابی موفق و ویروسی می باشد و باعث ایجاد رابطه  برد برد خواهد شد .اگر فرد از استارتاپ شما خوشش بیاید و موفق عمل کرده باشید افراد دوستانشان را دعوت خواهند کرد. تا آن ها هم از امکانات شما استفاده کنند . به این عمل توصیه گویند.در اکثر افراد این گونه است که دوست دارند بیشتر در چیز هایی شرکت کنند که دوستانشان یا آشنایانشان در آن شرکت کننده اند.یک استارتاپ موفق سعی می کند  به مرحله توصیه برسد.

ولی توصیه موفق چگونه است.

بهترین حالت در صورتی اتفاق می افتد که هر سه نفر سود ببرند هم صاحب استارتاپ هم شخصی که توصیه انجام می دهد و هم کسی که به آن توصیه شده است.این روش در این اواخر بسیار مرسوم شده برای مثال شرکت موفقی مانند اسنپ هم از آن استفاده می کند.شما با معرفی و توصیه اسنپ به یکی از دوستانتان می توانید از یک سفر مجانی بهره مند شوید و دوست شما هم یک سفر رایگان خواهد داشت .در این صورت اسنپ یک مشتری جدید دارد و هریک از شما یک سفر رایگان.

این می تواند جزو یکی از بهترین راه های توصیه باشد . که هرسه طرف در آن سود می برند.

نمونه های روش درآمد اینترنتی

همواره دیدن انسان های موفق و کسب و کار آن ها در هر ضمینه ای باعث می شود ایده های خوبی  کسب کنیم . و می توانیم بنا به کسب و کار های موفق و مدل آن ها سایت موفق تری را برای خود آماده کنیم .

دیدن نمونه های روش درآمدی اینترنتی در این سایت ها باعث ایجاد دیدگاهی برای سایت های شخصی  می شود و میتواند راه شما را برای کسب درآمد اینترنتی هموار تر کند.

اصول کلی کسب در آمد ها

۱-تبلیغات

ساده ترین روشی که برابی معرفی کسب و کار به ذهن می رسد تبلیغات است .

تبلیغات روش مطمعنی می باشد به همین دلیل در کسب و کار شرکت های اینترنتی بزرگ همواره جایگاه ویژه دارد .

اکثر در آمد سایت های بزرگ مانند فیسبوک از تبلیغات است . برای مثال در آخرین آمار سال جاری میزان ۹۷ درصد درآمد شرکت فیسبوک از تبلیغات می باشد و  همچنین گوگل بیش از ۹۳ درصد از درآمد خود را از این طریق به دست می‌آورد .

این اعداد به راحتی میتوانند اهمیت تبلیغات را نشان دهند اعداد غیرقابل باور و بسیار زیاد مانند ثبت درآمد ۹۳ میلیارد دلاری توسط گوگل در سال ۲۰۱۶ و همچنین تبدیل کردن موسس فیسبوک به دومین ثروتمند جهان، تنها با کمی دقت میتوان  اهمیت آن را دریافت .

۲- فروش اطلاعات

اطلاعات همیشه برای دولت ها و بنگاه های تجاری اهمیت بسیار زیادی دارد . بسیاری از شایعات هستند که می گویند شرکت هایی مانند فیس بوک در مواقع اعتراضات مردمی اطلاعات را به دولت ها می فروشند و از این راه کسب در آمد زیادی دارند و به همین دلیل جریمه های سنگینی نیز شده اند.

یکی دیگر از راه های فروش اطلاعات به بنگاه ها از طریق فروش تعداد سرچ های منابع انسانی است مثلا اگر بنگاه اقتصادی بداند مردم چه میخواهند میتواند با سرمایه گذاری در آن سود زیادی به دست آورد پس برای بنگاه به صرفه خواهد بود اطلاعات بخرد !

۳- گرفتن هزینه به صورت مستقیم

شرکت ها برای قرار دادن یکسری اختیارات در دسترس شما به صورت مستقیم از شما پول می گیرند مانند بخش هایی از گوگل که به شما به صورت مستقیم خدمات می فروشند مانند تبدیل شدن به کاربر خاص گوگل آنالیز که به شما امکانات خاص میدهد ویا فروش بعضی از استیکر ها در واتس آپ که تبدیل به نوعی کسب درآمد برای هنرمندان فضای دیجیتال و شرکت های آن ها خواهد شد. شرکت هایی مانند واتس آپ در این ضمینه فعالیت ویژه بیشتری داشته اند و نشان داده اند این راه نیز یکی از راه های موفق کسب درآمد باشد .

۴- همکاری در فروش

شرکت های زیادی خارجی و داخلی وجود دارند  که مانند مارکت ها و فروشگاه های سنتی فروش محصولات انجام می دهند. مانند شرکت های دیجیکالا و آمازون . این کار مانند آن است که شما یک مغازه داشته باشید با تعداد بسیار زیادی مشتری این راه در آمد خوبی نیز دارد به طوری که صاحب شرکت آمازون را به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا تبدیل کرده است.

۵_خدمات

شرکت های زیادی وجود دارند که از طریق انتقال خدمات از شما به صورت مستقیم پول دریافت می کنند.

مثلا سایت هایی مثل اسنپ و تپ سی که به شما خدماتی بر پایه جابه جایی و حمل و نقل میدهند و از شما پول دریافت میکنند.

نکته

توقع نداشته باشید در نخستین روز های کار خود به در آمدهای بالا برسید این کار پروسه ای طولانی مدت دارد و نیاز به صبر زیاد!

صبور باشید 🙂

alireza

شاخص های کلیدی عملکرد ایمیل مارکتینگ

ایمیل یکی از موثرترین کانال های بازاریابی است که به طور مداوم قادر به جذب ترافیک بالا و تبدیل مخاطب به مشتری است.امروزه یکی از اجزای اصلی کمپین های بازاریابی دیجیتال، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی می باشد، که در تمام جهان مورد استفاده قرار می گیرد.

با توجه به گسترش روز افزون صنعت استارت آپ ها درایران، ایمیل مارکتینگ گزینه مناسبی برای کمپین های تبلیغاتی می باشد. اما آیا سنجه های کلیدی برای موفقیت این استراتژی تبلیغاتی وجود دارد؟

سنجه های ایمیل مارکتینگ
شاخص های کلیدی عملکرد ایمیل مارکتینگ

هنگام برنامه ریزی هر کمپین، در هر کانال بازاریابی، ابتدا اهداف خود را مشخص کنید. تلاش های بازاریابی تنها در صورتی بهبود می یابد که نتایج با اهداف مورد نظر شما مقایسه شود. برای کمک به شما در تعیین آنچه که باید اندازه گیری کنید، در اینجا لیستی از شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) برای بازاریابی ایمیل را بیان می کنیم.

نرخ بازشدن (Open Rate)

با استفاده از این شاخص شما می توانید تعداد افرادی که ایمیل شما را باز کرده اند بسنجید. انتخاب عنوان مناسب می تواند اولین قدم برای دیده شدن ایمیل و بازکردن آن توسط مخاطب باشد. درعین حال که نرخ بازشدن به تنهایی معیاری برای سنجش موفقیت ایمیل مارکتنیگ نیست، اما از این نظر که مخاطب تا ایمیل را باز نکند به قیف کمپین بازاریابی ایمیلی وارد نمی شود دارای اهمیت است.

نرخ کلیک پذیری (Click-through rate)

نرخ کلیک یا CTR نسبت تعداد افرادی است که روی یک لینک ایمیل کلیک کرده اند به کسانی که آن ایمیل را فقط مشاهده کرده اند. ایمیل های موثر با هدف کلیک کردن مشتری بر روی لینک های موجود در ایمیل نوشته می شود، که مشتری را به صفحه فرود مورد نظر هدایت کند. نرخ کلیک بهترین معیار در ارزیابی کمپین ایمیل مارکتینگ می باشد چون نشان دهنده ی توانایی شما در جذب مخاطب برای کلیک بر روی لینک هدف می باشد.CTR به صورت درصد بیان می شود و هر چه این مقدار بالاتر باشد نشان دهنده اثر بخشی بیشتر کمپین است.

نرخ لغو عضویت (Unsubscribe Rate)

میزان افرادی را نشان می دهد که تمایلی به دریافت ایمیل شما نداشته و دکمه لغو اشتراک را زده اند. توجه داشته باشید که ایجاد راهی آسان برای لغو اشتراک مخاطبین خود گزینه بسیار پر اهمیتی است.

بهترین روش برای اینکه متوجه شوید که مخاطب چرا لغو اشتراک زده، این است که موقع لغو، دلیل لغو اشتراکش را بپرسید. توجه داشته باشید اگر نرخ لغو عضویت بالایی دارید در استراتژی ایمیل مارکتینگ خود بازبینی انجام دهید. به طور مثال

-طبقه بندی لیست ایمیل ها

-طبقه بندی محتوای ایمیل ها

-سفارشی کردن دفعات دریافت ایمیل

-ارائه دادن روش های ارتباطی گوناگون

-استفاده از نظرات

-پیشنهادات خاص به دریافت کنندگان ایمیل و ….

نرخ تبدیل

منظور از نرخ تبدیل تعداد مخاطبانی است که روی لینک هدف کلیک کرده و در صفحه فرود مورد نظر اقدام به عمل کرده اند به عنوان مثال یک اشتراک خبرنامه، یک برنامه دانلود تلفن همراه، دانلود یک مقاله، یک نظرسنجی پر شده یا اقدام و نهایی کردن خرید.برای افزایش نرخ تبدیل، صفحات فرود باید در زیباترین و بهترین حالت ممکن طراحی بشنوند و توجه مخاطب رو به هدف شما جلب کنند.­­

نرخ رشد لیست ایمیل

نرخ رشد لیست ایمیل یعنی تعداد ایمیل‌های جدیدی که به لیست ایمیل اضافه می‌شوند. مهم است که به طور مداوم تعداد مشترکین خود را افزایش دهید. این را می توان از طریق مشوق های مختلف، مسابقات، تبلیغات متقابل و ویدجت های ثبت نام ساده خبرنامه در سایت خود انجام دهید.

بانس ریت (Bounce Rate)

هر ایمیلی ممکن است به دلایل متفاوتی به مقصد نرسد، به این پیشامد بانس ریت گفته می شود. بانس ریت از طریق تقسیم تعداد ایمیل های ناموفق به تعداد کل ایمیل های ارسالی بدست می آید.بانس ریت گاها به دلیل مشکل در سرور ارسالی یا سرور ایمیل مخاطب، دریافت ایمیلهای نامعتبر و ایمیل هایی که اصلا وجود خارجی ندارن اتفاق می افتد.

در انتها،در هر کمپین بازاریابی شاخص های مختلفی با توجه به اهداف کمپین تعیین می شود که بررسی و انتخاب بهترین شاخص های کلیدی ما را در پیشبرد اهدافمان با صرف کمترین هزینه بسیار یاری می کند.

پول سازی با روش «CRM» در ۵ گام!

اصطلاح مدیریت ارتباط با مشتری یا Customer Relationship Management که معمولاً آن را به شکل مخفف CRM مورد اشاره قرار می‌دهند، یکی از مهم ترین روش های ارتباط با مشتری و کسب درآمد یا پول سازی می باشد.

نخستین گام: در CRM شناخت مشتری می باشد.

CRM به طور کلی بر پایه ارتباطات شکل میگیرد و مهم ترین نقش در ارتباط با مشتری وظیفه مسئول ارتباطات یا خدمات فروش شرکت شما می باشد که میتوان گفت با مهارت فروش نیز رابطه مستقیم دارد.

همان طور که میدانیم ارتباط موثر با مشتری عاملی برای بقاست زیرا ما به واسطه مشتریان راضی رشد می کنیم پس این ارتباطات دلیل سبقت گرفتن از رقباست. هر چه در جهت افزایش ارتباط با مشتریان بکوشیم و رضایت مشتریان را جلب کنیم احتمال موفقیت ما در بازار های کسب و کار بیشتر می شود.


گام دوم مدیریت ارتباط با مشتری(CRM): بررسی نیاز های مشتریان

پس از شناخت و ارتباط موثر با مشتری اصلی ترین گام بررسی نیاز های مشتریان می باشد. با بررسی الگو خرید و الگو مصرف مشتریان همچنین نیاز آنها در کسب و کارشان می توانیم خواسته های مشتریان را تحلیل کنیم و محصول یا خدمت مورد نظر آنها را پیشنهاد کنیم.

گام سوم در (CRM): پاسخگو نیاز مشتری به سرعت و با دقت باشیم

همان طور که میدانیم امروزه شاهد رشد روزافزون شرکت ها که به سرعت اتفاق می افتد هستیم  و رقبا هر لحظه برای پیشی گرفتن از شما منتظر هستند پس وقت را تلف نکنید و به سرعت پاسخگو نیاز مشتریان باشید چرا که هر لحظه در صورت تامل، احتمال از دست دادن مشتریان فعلی و یا مشتریان احتمالی وجود دارد.

گام چهارم در (CRM):توجه به شکایت های مشتریان و رفع هر چه سریع تر نقایص

با توجه به توضیحات گام سوم ، اهمیت این گام بسیار زیاد است زیرا وجود نقص یا احتمال هر گونه خطا در خدمات یا محصول می تواند تاثیر زیادی در کاهش مشتریان و متضرر شدن شرکت داشته باشد. هر کسب و کار موفق برای کسب رضایت مشتریان نیاز به تلاش برای بهبود محصولات یا خدمات خود و ارتقای کیفیت دارد. همچنین از بازخورد مشتریان در جهت پیشرفت و رفع نواقص احتمالی استفاده کنید بهتر است پس از شکایت مشتریان بلافاصله در جهت رفع مشکل تلاش کنیم تا همیشه مشتریان را در دایره نفوذ خود حفظ کنیم و آنها را تبدیل به مشتریان وفادار خود کنیم.

گام پنجم در (CRM): تولید یا ارائه محصولات و خدمات با کیفیت و جذاب

حفظ مشتریان در طولانی مدت با وجود افزایش رقابت بین شرکت ها ،می تواند اعتبار زیادی برای شرکت فراهم کند و این اعتبار با ارائه محصول یا خدمت با کیفیت امکان پذیر می باشد. همان طور که در بخش حمایت از مشتریان به طور کامل توضیح داده شده است ، مشتریان راضی میتوانند زمینه ساز فروش های بعدی شرکت و همچنین ایجاد زنجیره ای از مشتریان راضی باشند. آنها با رضایت خود بازاریابی رایگان برای شما انجام می دهند و به راحتی اعتبار و فروش شما را افزایش می دهند.

بهترین و ساده ترین روش برای حفظ مشتریان پرسیدن نظرات آنها در مورد خدمات یا محصولات شرکت شما می باشد. شرکت های بزرگ جهانی با در نظر گرفتن نظرات مشتریان و ارائه محصول یا خدمات با کیفیت و جذاب سعی در حفظ مشتریان قدیمی و همچنین جذب مشتریان جدید دارند و آنها را به مشتریان وفادار تبدیل می کنند و همچنین میزان محبوبیت برند خود را افزایش می دهند.

ما مجبور هستیم که با انتخاب معیارها و مدل های متناسب، به طور مداوم شاخص رضایتمندی مشتری را اندازه گیری کرده و با رفع نیازها وعملی کردن خواسته های مشتریان، بقای خود را در بازار تضمین کنیم و به راحتی پول سازی کنیم.

شاخص نرخ تولید conversion rate

همیشه دغدغه یک فرد که کسب وکار آنلاینی دارد این است که بداند در کسب و کار خود در چه مرحله قرار دارد و چه کارهایی را برای بهبود کسب و کار خود باید انجام دهد.

شاخص هایی که به این فرد کمک میکند تا این اطلاعات را دریابد kpi است.

یکی از مهم ترین شاخص های kpi نرخ تولید یا conversions rate است.

شاخص نرخ تولید یا conversion rate
شاخص نرخ تولید

منظور از تبدیل این است که یک بازدید کننده از سایت شما به یک مشتری تبدیل بشود و به میزان این تبدیل به مشتری شدن ها را به اصطلاح نرخ تبدیل می گویند.

روش بدست آوردن درصد نرخ تبدیل اینگونه است که تعداد مشتریان را بر افراد بازدیدکننده از سایت شما که باتوجه به تعداد کلیک ها است تقسیم کرده و عدد را در ۱۰۰ ضرب کنیم.

بهینه سازی کردن نرخ تبدیل یکی از مهمترین کارها در رابطه با کسب و کار است.

به فعالیت هایی که برای افزایش نرخ تبدیل انجام می دهیم بهینه سازی نرخ تبدیل نام دارد.

ابتدا باید بدانیم در برابر رقیبانمان در چه رتبه ای قرار داریم.

برای مقایسه خود با میانگین ها میتوانیم از بنچمارک ها (bench mark ) استفاده کنیم.

بنچ مارک ها سیستم هایی برای نمره دهی به سیستم ها است که با توجه به نوع کاربرد نمونه های متفاوتی موجود است.

همچنین برای بهبود نرخ تبدیل باید به آمار هایی که از مشتریان بدست می آید توجه کرد که میتواند:

میزان مشتریان جدید

میزان لاگین

نرخ فروش کل

تعداد افرادی که از حساب خود خارج شده اند

و  …

نرخ تبدیل مبحث گسترده ای است که فعالیت های زیادی بر روی آن تاثیر گذار است مانند:

ارزشمندی محتوای تولیدی ، استفاده از رنگ های زیبا وطراحی جذاب، واضح بودن متن،

پرهیز از اضافه گویی و محتوای تکراری و … .

یکی از مدل های معروف در رابطه با نرخ تبدیل mot یا moment of truth  است.

moments of trust
لحظات مختلف در خرید دیجیتالی

این مدل ۴ گام مهم در رابطه با خرید آنلاین از قبل از خرید تا بعد از خرید است این چهار گام عبارت اند از:

لحظه صفرم (zmot ) و لحظه اول (fmot )

در واقع این مراحل دلالت بر فعالیت های بازاریاب قبل از خرید دارد که مهمترین قسمت برای جذب بازدیدکنندگان و تبدیل آنان به مشتری دارد.

در این دو مرحله محتوای مناسب، طراحی جذاب و … بسیار تاثیر گذار است.

لحظه دوم (smot )

این مرحله زمانی است که محصول به دست مشتری رسیده و محصول استفاده میکند.

اینکه مشتری آن کیفیت و وعده هایی که در سایت داده شده است را تجربه کند در خرید مجدد خیلی تاثیر گذار است.

لحظه سوم (tmot)

آخرین مرحله در خرید است که مشتری با برند محصول به تعامل می پردازد و از اخبار و محصولات جدید آن اطلاعات بدست می آورد.

در این مرحله خیلی مهم است که با فعالیت های گوناگون مشتریان را دباره به سایت بر گردانیم.

استفاده کردن از این مدل و مدل های مربوط به آن خیلی کمک به افزایش نرخ تولید و در نتیجه افزایش فروش می کند.

برای اینکه دید کلی و جامع تری در رابطه با کسب و کار خود داشته باشیم مهم است که شاخص های دیگر مرتبط با بازاریابی را مورد توجه قرار داد.

 

حمایت مشتریان در کسب و کار

حمایت مشتریان بالقوه از طریق پشتیبانی تلفنی ،ایمیل یا … میتواند رضایت مشتری را در بر داشته باشد و همچنین از نگرانی و استرس آنها جلوگیری کند.

طبق آمار بدست آمده بازاریابی از طریق مشتریان راضی که تجربه خود را با آشنایان در میان می گذارند عملکرد بهتری نسبت به بازاریابی سنتی داشته است. که رقبا این فرصت را از دست می دهند

مشتریان راضی به خرید طولانی مدت ادامه میدهند و به آشنایان پیشنهاد خرید و استفاده از محصولات و یا خدمات آن شرکت را می دهند.

اثر تکنولوژی بر حمایت مشتریان

با توجه به شرایط دسترسی به اطلاعات نامحدود مشتریان می توانند تصمیمات بهتری بر اساس نظرات دیگران بگیرند و یا تجربه رضایت یا نارضایتی خود را با دیگران به راحتی به اشتراک بگذارند.

بنابراین، حواستان باشد که یک محصول یا خدمات چطور بر زندگی مشتریان شما تاثیر می‌گذارد. هر روز آنها چقدر زمان ذخیره می‌کنند؟ آنها چقدر پول در می‌آورند و ذخیره می‌کنند؟ با ذکر منابع و نشان دادن نتایج خاصی که از مدیریت مشتری با شرکت شما نشات می‌گیرد، می‌توانید ارزش واقعی را به شرایط قابل سنجشی ترجمه کنید که به سادگی قابل درک است.

مدیریت ارتباط با مشتری
مدیریت ارتباط با مشتری

شرکت های موفق اغلب تلاش می کنند تا مزایای رقابتی را از طریق روابط با مشتریان خود تضمین کنند. در نتیجه، مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) برای بسیاری از شرکت ها اهمیت اساسی ایفا می کند.

بسیاری از شرکت های فعال مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) را مجموعه نرم افزار ها یا خدماتی می دانند که به اتوماسیون بازاریابی ، فروش و خدمات کمک می کند.

برخی دیگر تاکید دارند که مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) بر ایجاد ،حفظ و توسعه رابطه با مشتری تاثیر گذار است.

طبق بررسی های انجام شده بیشتر مردم به همسن و سالان خود اعتماد می کنند.

مشتریان احتمالی تمایل دارند تجربه افراد حقیقی را بشنوند همچنین برند هایی که صداهای مشتریان را برای هدایت بازاریابی مهار می کنند،بهتر مجهز شده اند تا اعتماد مشتریان احتمالی را کسب کنند و آنها را در گفتگو های فروش شامل کنند.

CRM چیست و چه تاثیری در حمایت مشتریان دارد

استفاده از سیستم ارتباط با مشتری(CRM) نیاز مشتریان را شناسایی می کند و پاسخ مناسب برای نیاز های فعلی و آینده مشتریان در نظر می گیرد.

وقتی مشتریان می‌تواند به مزایای یک محصول یا خدمات به طور شفاف و ملموس دست‌ یابند و آن مزایا را درک کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که آنها از راه‌حل قدردانی کنند و به دیگران پیشنهاد دهند.

اپلیکیشن‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) که بر روی گوشی های هوشمند یا تبلت نصب می‌شوند، امروزه برای شرکت‌ها و متخصصان بازاریابی که می‌خواهند به اطلاعات مشتریان دسترسی داشته باشند و وقتی در دفتر کار نیستند هم وظایف‌شان را انجام دهند، یک نیاز ضروری شده‌ است. اپلیکیشن‌های تلفن همراه می‌توانند از مزایایی که مختص خدمات تلفن هوشمند هستند، مانند GPS و قابلیت‌های تشخیص صدا استفاده کنند تا با در اختیار گذاشتن این گونه اطلاعات به کارمندان بازاریابی و فروش، در خدمات‌رسانی بهتر به آنها کمک کنند.

هدف هر کسب و کاری ایجاد و نگه داشتن مشتری است. «پیتر دراکر»

 

در ادامه بیشتر در مورد CRM می خوانیم…

بررسی شاخص های عملکرد KPIدر بازاریابی محتوا

امروزه تولید و توزیع محتوای ارزشمند بخشی از استراتژی بازاریابی و توسعه کسب و کارهاست، در واقع بازاریابی محتوا یکی از بهترین روشها برای جذب مخاطبین جدید و حفظ مخاطبین قبلی در کمپین دیجیتال مارکتینگ می باشد.اما بعد از تولید محتوا معیارهایی برای سنجش موفقیت یک محتوا وجود دارد؟

آیا می شود تشخیص داد که محتوای تولید شده باعث جذب مخاطبین بیشتری شده و ما را به اهداف بازاریابی مان نزدیک تر کرده است؟

شاخص-کلیدی-عملکرد

نکته مهمی که باید مدنظر داشته باشید این است که درصورتی که از عملکرد واقعی محتوا تولید شده بدون اطلاع باشید، نمی توانید محتوا خود را در جهت پیشبرد اهدافتان بهینه سازی کنید.

شاخص های متفاوتی برای ارزیابی محتوا وجود دارد اما در حالت کلی در سه مرحله زیر گنجانده می شود:

مرحله اول) اندازه گیری ترافیک

مرحله دوم) اندازه گیری درگیری مخاطب

مرحله سوم) اندازه گیری همگرایی مخاطب

در هر مرحله برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوا باید معیارهای مشخصی را دنبال نمود.

 

مرحله اول

اندازه‌گیری ترافیک (Measuring Traffic)

در شروع کمپین بازاریابی محتوا طبیعی است که ترافیک زیاد نداشته باشیم، در نتیجه تمامی تلاش های ما برای جذب ترافیک وب سایتمان است. بعد از گذشتن از این مرحله می توانیم نرخ درگیری و نرخ همگرایی را دنبال کنیم.

مهم ترین معیارها برای بررسی در این مرحله شامل موارد زیر است:

– تعداد بازدیدکنندگان یونیک Unique Visitors

منظور از بازدیدکننده گان یونیک، تعداد کل بازدید کنندگان از یک صفحه خاص است که مهم ترین شاخص برای نتیجه بخش بودن تلاشهایمان در این مرحله می باشد.

روش اندازه‌گیری در گوگل آنالایتیکس:
Google Analytics – Audience > Overview > Top row, second from left

– تعداد بازدیدهای صفحه Page Views

تعداد کل صفحات وب سایت که توسط مردم بازدید شده،توسط این شاخص مشخص می شود، ولی عوامل موثری بر این شاخص تاثیر گذار است در نتیجه پیشنهاد می شود که این شاخص را اندازه گیری کنید ولی بر اساس آن درباره میزان موفقیت استراتژی محتوا تصمیم نگیرید.

روش اندازه‌گیری در گوگل آنالایتیکس:

Google Analytics – Behavior > Site content > All Pages tab

– تعداد کل بک‌لینک ها Total Backlink

یکی از مهم ترین فاکتورهای رتبه بندی گوگل بک لینک ها هستند، برای بدست آورد سئوی خوب به بک لینک های زیای نیاز دارید، که به عنوان شاخصی در عملکرد بازاریابی محتوا بررسی چند نکته لازم است:

  • تعدد بک لینک ها: هر چه تعداد بک لینک ها بیشتر باشد در نتیجه رتبه بندی در موتورهای جست و جو بهتر خواهد بود.
  • مرتبط بودن و کیفیت بک لینک سازی
  • تعداد دامنه های ارجاع دهنده بک لینک ها هم تاثیر گزار است مثلا تعداد ۱۰۰۰ بک لینک از ۱۰۰ سایت بهتر است از تعداد ۱۵۰۰۰ بک لینک از ۳ سایت

-منبع ترافیک Source of Traffic

کاربران و بازدیدکنندگان از چه طریقی به وب سایت شما مراجعه کرده اند، از طریق سرچ در اینترنت بوده یا از طریق شبکه های اجتماعی جذب سایت شما شده اند.

وقتی متوجه این موضوع شدید می توانید با تبلیغ و توزیع محتوا در این منابع ترافیک سایت خود را افزایش دهید.

 

مرحله دوم

اندازه‌گیری تعامل و درگیری مخاطب Measuring Engagement

تبدیل کاربران ساده به خواننده های سایت ، قدمی است که شما باید بعد از جذب ترافیک مورد نظر به سایت خود انجام دهید.اینکه یک کاربر صفحه ای رامی خواند و نتیجه می گیرد که آیا به دردش خورده یا نه و یا درباره آن نظر داده و آن را لایک کرده و به اشتراک گذاشته است کاملا با هم متفاوت است و همین موضوع کمک زیادی به ما در ایجاد محتوای تاثیرگذار می کند. اما برای ردیابی صحیح تر این موضوع نیاز است که در این زمینه چند شاخص زیر را بررسی نماییم:

-نرخ پرش bounce rate

بازدید کننده وارد سایت شما می شود و بدون اینکه عملی را انجام دهد یا ازدیگر صفحات سایت دیدن کند ، از سایت خارج می شود اینجاست که در واقع رش اتفاق می افتد و به آن نرخ پرش گفته می شود.نرخ پرش معمولا به صورت درصد نمایش داده می شود و عموما صفحه به صفحه مورد بررسی قرار می گیرد.

نرخ پرش: نسبت بازدیدکنندگانی که بدون درگیری با صفحه، از صفحه خارج می‌شوند به کل بازدیدکنندگان آن صفحه

هر چه نرخ پرش کمتر باشد به این معنی است که خوانندگان بیشتر با محتوای صفحه درگیر شده اند در نتیجه عملکرد صفحه وب سایت بهتر بوده است.

-عدد مناسب bounce rate چه عددی است؟

این عدد بستگی به فعالیت وب سایت ها دارد ولی درحالت کلی این عدد بین ۰ تا ۱۰۰ می باشد. میزان نرمال نرخ پرش معمولاً بین ۴۰ تا ۵۰ درصد است ( نرخ پرش ۴۵% یعنی ۴۵ درصد مخاطبان شما پس از ورود، بدون هیچ کلیکی از سایت خارج شده اند). که اگر این عدد به بالای ۵۰ برسد باید به دنبال مشکلی در وب سایت یا صفحات سایت خود باشید و به آنها رسیدگی اورژانسی کنید.

روش اندازه‌گیری در گوگل آنالایتیکس:
Google Analytics – Behavior > Site Content > All Pages

 

-بازدیدکنندگان بازگشتی به نسبت بازدیدکنندگان جدید New vs. returning visitors

آیا کاربران برای بازدید مجدد به سایت شما مراجعه کرده اند؟

با استفاده از این شاخص، می توانیم تعداد بازدیدکنندگان برای بازدید مجدد با تعداد بازدید کنندگان جدید مقایسه کنیم. هر چه این نرخ بازگشت بیشتر باشد نشان دهنده این است که محتوای سایت برای کاربر جداب و مفید بوده است.

روش اندازه‌گیری در گوگل آنالایتیکس:
Google Analytics – Audience > Behavior > New vs. Returning

 

-زمان حضور در سایت Time Spent on website

طبیعی است که هر چه کاربر زمان بیشتری در سایت حضور داشته باشد بهتر است ، درواقع نشان می دهد که کاربر به محتوای سایت شما علاقه مند است. شما با استفاده از شاخص  Time Spent on website می توانید این مدت زمان را مورد بررسی قرار دهید و هم چنین با پیدا کردن صفحاتی که بیشتر زمان حضور کاربر در آنها بوده است و جذابیت خاصی برای کاربر داشته و بررسی  آن نسبت به صفحاتی که ضعیف عمل کرده اند اقدام به تولید محتوا مانند این صفحات کنید.

-تعداد اشتراک‌گذاری انواع محتوا Share by content type

محتوای هر سایت می تواند شامل فیلم ، عکس، اینفوگرافیک واسلاید و …. باشد ، که هر کدام کاربران خاص خودش را دارد. اما نظارت بر اینکه کاربران بیشتر چه چیزی را دوست دارند و آن را به اشتراک می گذارند می تواند شما را در استخراج بهترین محتوا کمک کند.

-تعداد کامنت‌ها Number of Comments

زمانی کاربر محتوای سایت شما را به صورت کامل می خواند و با آن ارتباط برقرار می کند،که محتوای مورد نظر برایش مفید بوده باشد در نتیجه برای آن مقاله، پست یا کامنت می گذارد و این کامنت ارزشی بیشتر از لایک کردن یا اشتراک گذاری محتوا دارد چون نشان دهنده درگیری مخاطب با محتوای سایت است. شمارش تعداد کامنت ها راهی برای اندازه گیری میزان درگیری و ارتباط مخاطبان است . هر چند این موضوع در بهبود سئو نیز تاثیرگذار است.

 

چگونه مارکت اینترنتی خود را آنالیز کنیم

برای فهمیدن اثر بخشی یک کار باید داده هایی را به دست آوریم و بر اساس آن ها یک نمودار قابل فهم طراحی کنیم و در آخر آن را تحلیل کنیم.

خوشبختانه در حال حاظر نیاز نیست شما این سه مرحله را طی کنید زیرا گوگل میتواند دو مرحله اول را برای شما طی کند .

 

شما با استفاده از تکنیک utm  میتوانید داده های آماری به دست آورید که کار شما را ساده کند . در واقعیت توانایی یافتن این اطلاعات از فرد خارج است .Utm  مخفف کلمه  urchin tracking module می باشد و  Urchin  یک شرکت نرم افزاری بود که در سال ۲۰۰۵ توسط گوگل خریداری شد که سازنده     utm ها می باشد و بعدا به Google analytic تبدیل شد .

Utmها تکه های کوچکی از اطلاعات هستند که به آخر لینک اضافه می شوند و اطلاعات بیشتری درباره آن لینک خاص به گوگل میدهند. ممکن است تا به حال به لینکی به صورت زیر برخورده باشید :

http://www.website.com/?utm_source=emailcampaign

قسمتی که بعد از علامت سوال آمده است یک پارامتر UTM است. وقتی کسی برروی این لینک کلیک میکند ، گوگل آنالیتیک اطلاعات آن پارامتر را برای آن وب سایت خاص می خواند و ذخیره میکند

Utm اطلاعاتی مانند :

+ترافیک سایت از کجاست

+چگونه به دست آمده

+چرا به سایت رسیده

+هر فرد چه مقدار در سایت بوده

+ و اطلاعات جزیی ولی مهم که می تواند سبب ارتقا شما شود

پنج پارامتر UTM

پارامترهای UTM  پنج عدد هستند که برای ردیابی اطلاعات مختلف در گوگل آنالیتیک استفاده می شوند.

Campaign Source (utm_source) – منبع کمپین  : می توان فهمید کاربران از کجا وارد سایت شده اند مثلا از فیسبوک بوده یا تبلیغاتی که در یک کانال تلگرامی انجام داده اید

Campaign Medium (utm_medium)نوع رسانه ی کمپین  :نشان میدهد از چه نوع لینکی استفاده کرده اید

مثلا با استفاده از لینک کلیکی بوده است یا بنری

Campaign Name (utm_campaign) –  نام کمپین  :  این مقدار به نام کلی کمپین تبلیغاتی شما اشاره میکند.  برای مثال میتواند به رونمایی از یک محصول  ، یک کمپین تبلیغاتی تابستانه و یا یک فروش خاص اشاره داشته باشد و متوجح شوید چه میزان کمپین شما موثر بوده

Campaign Term (utm_term) –  واژه کمپین  :  این پارامتر برای ردیابی کلمات کلیدی خاص زمانیکه در گوگل درخواست تبلیغی داده باشید استفاده میشود

Campaign Content (UTM_content) –  محتوای کمپین  :  این پارامتر زمانی مفید است که شما قصد ارزیابی محتوای تبلیغات خود را دارید. با این پارامتر شما می توانید هر تبلیغ را از لحاظ میزان ورود ترافیک به سایتتان ردیابی کنید.مثلا میخواهید ببینید لینک های کناره بیشتر مورد توجه کاربران بوده یا لینک هایی که در وسط بوده اند

چگونه utm   بسازیم

میتوان از روش دستی یا از ابزار هایی مانند سایت Raventoolsیا از افزونه گوگل کروم effin amazingاستفاده کنیم

از کجا نتایج utm  را مشاهده کنیم نخست باید یک اکانت در google analytic ایجاد کنید ولی برای ایجاد آن حتما از فیلتر شکن برای ورود استفاده کنید روش ورود و ثبت نام آن بسیار ساده است و اطلاعاتی از قبیل سایت و نام یک اکانت را از شما می خواهد و بعد از آن به شما یک لینک داده میشود که می توانید از طریق آن اطلاعات  ورودی سایت خود را به دست آورید