دسته‌ها
Uncategorized

انواع KPI چیست !؟

انواع Kpi 
۱ KPI های کسب و کار
۲ KPI های خاص بخش

در مورد دوم که KPI های خاص بخش بود میتوان به دو بخش KPI های خارجی و KPI داخلی تقسیم کرد .

از آنجایی که KPI یک کمیت قابل اندازه گیزی هستش میتوانیم انهارا با صورت عدد یا نسب های مختلف در نظر بگیریم .

-مثال Kpi های عددی : روزهای خرید ، بازدید هایی که مردم به منظور خرید کالا انجام میدهند ، درآماد شرکت و…

-مثال Kpi های نسبت: میانگین ، سرعت تبدیل ، تعداد سفارشات و…

چهارچوب Kpi کسب و کار

چهارچوب Kpi کسب و کار به تنظیم کسب و کار کمک میکند . برای مثال در شکل زیر میبینید :

نمونه کار از چهارچوب Kpi کسب و کار
Kpi کسب و کار

 

چهارچوب Kpi یک چهارچوب فکری و استراژیک برای کسب و کار هستش که صاحبان کسب و کار و مدیران بخش ها باید در آن نقش داشته باشند !

چگونه یک Kpi کسب و کار خوب پیدا کنیم ؟

kpi کسب‌وکاری که شما دارید انتخاب می‌کنید، باید تاثیر خاصی روی اهداف کلیدی کسب‌وکار متناظر با آن داشته باشد. این کار فقط در زمانی انجام میشود که Kpi مورد نظر بتواند پیشنهاد هایی درباره با کار های تاثیر گذار بر کسب و کارتان ارائه دهید.

در صورتی که از کارایی و فعالیت این Kpi اعتماد ندارید اول آن را با هدف های کلیدی کسب و کار متناظر ارتباط دهید و بعد مورد های پایین را بررسی کنید :

۱ تعیین اینکه آیا یک رابطه‌ی خطی بین kpi انتخابی شما و هدف های کلیدی کسب‌وکار وجود دارد .

۲ تعیین نقطه‌ی قوت مرتبط خطی بین kpi انتخابی و هدف های کلیدی کسب‌وکار متناظر با آن.

 

چهارچوب Kpi خاص تابع/بخش :

این چهارچوب به تنظیم Kpi های داخلی و خارجی کمک میکند . برای مثال در شکل پایین یک نمونه از چهارچوب Kpi خاص بخش را میبینید :

چهارچوب Kpi خاص تابع
چهارچوب Kpi خاص بخش

مثال‌هایی از kpi خاص تابع / بخش :
۱ Kpi های خرید و فروش
۲ Kpi های مالی
۳ Kpi های بازار
۴ Kpi های حمایت از مشتری

این kpi‌ های به اهداف داخلی (و نه لزوما به اهداف کلیدی کسب‌وکار) بستگی دارند و برای اندازه‌گیری فعالیت‌های بهینه‌سازی به‌کار می‌روند.
به این صورت نیست که Kpi های داخلی حتما باید روی اولویت های کسب و کار تاثیر بگذارند.برای مثال kpi های زیر می‌توانند برای ازمون عملکرد کمپین‌های جذب بک‌لینک برای وب‌سایت‌تان به‌کار بروند:

۱ سرعت تحویل؛
۲ فاصله‌ی زمانی ارسال ایمیل تا خوانده شدن آن از سوی مشتری؛
۳ سرعت پاسخ‌گویی؛
۴ سرعت تبدیل ایمیل‌های ارسالی.

نکته : یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات بیشتر بازاریابان این است که kpi‌ های داخلی را به مشتری یا مدیران ارشد گزارش می‌دهند .

تعریف Kpi های خارجی

kpi‌ های خارجی به اهداف خارجی وابسته هستند و برای تعیین چگونگی دستیابی شما یا تیم یا بخش‌تان به اهداف کلیدی کسب‌وکار به‌کار می‌روند. اینها همان kpi‌ هایی هستند که به‌طورکلی باید به مشتریان یا مدیران ارشد گزارش شوند. kpi های خارجی باید تأثیر زیادی بر اهداف کسب‌وکار داشته باشند. معمولا هدف از kpi، همان kpi خارجی است.

مثال هایی برای Kpi های خارجی :

۱ میانگین ارزش سفارش
۲ نرخ تبدیل
۳ درآمد
۴ درآمد بر جذب مشتری
۵ هزینه‌ی مصرفی برای هر جذب مشتری
۶ سرعت تکمیل وظایف

دسته‌ها
Uncategorized

شاخص های kpi در داشبورد هوش تجاری

داشبورد هوش تجاری یک ابزار مدیریت اطلاعات میباشد که برای ردیابی شاخصهای کلیدی عملکرد kpi ها معیارها و سایر اطلاعات کلیدی در رابطه با هر کسب و کار یا دپارتمان استفاده می شود. با استفاده از داشبورد هوش تجاری ، مجموعه وسیعی از داده های پیچیده بشکلی ساده با داشبوردهایی که به راحتی قابل درک هستند، به نمایش در می آیند تا کاربران تنها در یک چشم بر هم زدن نتایج مورد نظر خود را مشاهده نمایند.

گزارش گیری از داشبورد هوش تجاری :

داشبوردهای هوش تجاری به کسب و کارها جهت پایش شاخصهای کلیدی عملکرد کسب و کار (KPI ها)  با ارائه دیدی جامع از اطلاعات و آنالیز آنها کمک می کند. داشبوردهای هوش تجاری ، تصاویری جذاب از داده های بروز شده مرتبط با کسب و کار را برای شما فراهم می کنند تا بتوانند دقیقا در همان زمان بدرستی از وضعیت کسب و کارتان آگاه شده و تصمیمات لازم را اخذ نمایید.

برای ایجاد یک داشبور هوش تجاری موثر، ابتدا باید سوالاتی را که بدنبال جوابشان می گردید را پیدا کنید. این پرسش اساسی، نحوه ایجاد گزارش هوش تجاری شما را هدایت می کند. پاسخ به این سوالات عموما در داده های انبوه کسب و کار شما پنهان است. پس انتخاب این سوال داشبور هوش تجاری شما را طراحی می کند.

مرحله بعدی جهت استقرار هوش تجاری نحوه نمایش داده ها می باشد. نحوه نمایش گزارشات هوش تجاری برای دپارتمانهای مختلف با توجه به نوع نیازشان بسیار متفاوت خواهد بود. در طراحی این گزارشات دقت کنید  باید نتایج مدنظر هر دپارتمان را مستقیما منعکس کند و نیازی به آنالیز اطلاعات و صرف زمان زیادی نداشته باشد. قدم نهایی نیز اشتراک گذاری این داشبورد گزارشات با کاربران مربوطه می باشد.

 

شاخص KPI در داشبورد هوش تجاری

 

شاخص KPI در داشبورد هوش تجاری

شاخص KPI در داشبورد هوش تجاری

شاخص KPI در داشبورد هوش تجاری :

گزارشات ایجاد شده در راستای هوش تجاری باید عملی ، معنادار ، قابل درک و دقیق باشند. هر دپارتمان و کسب و کاری، شاخصهای کلیدی عملکرد KPI های خاص خود را دارا میباشند.  ایجاد و توسعه شاخص های کلیدی عملکرد KPI منحصر بفردی برای هر بخش در سازمان زمان زیادی میخواهد

 

انتخاب شاخص KPI مناسب در داشبورد هوش تجاری :

هنگام ایجاد یک داشبورد هوش تجاری ، انتخاب شاخصهای کلیدی عملکرد KPI مناسب جهت نمایش مخاطبان مختلف بسیار اهمیت دارد. مثلا هیئت رئیسه سازمانها به شاخصهای کلیدی عملکرد متفاوتی نسبت به متخصصان و مدیران اجرایی نیازمندند. نمایش KPI های نامرتبط و غیر ضروری می تواند برای مخاطبان گیج کننده بوده و باعث شوند تا داشبوردهای هوش تجاری جهت KPI ها، ضعیف به نظر برسند.

 

چه شاخص های را باید برای kpi داشبورد هوش تجاری انتخاب کنیم؟

۱- انتخاب شاخص کلیدی عملکرد KPI هایی که با اهداف استراتژیک کسب و کار شما منطبق باشند.

عملکرد یک کسب و کار به ماموریت و اهداف آن کسب و کار بر می گردد. پس شاخصهای کلیدی عملکرد KPI نیز باید بر همین اساس باشند. زیرا بسیاری از کسب و کارها دارای کوتاه مدت و بلند مدت هستند و همچنین این اهداف در سطوح مختلف سازمانی متفاوت می باشند.

– برای سطوح مختلف سازمانتان شاخص کلیدی عملکرد متفاوت را تعریف کنید. KPI های با اهداف بلند مدت تا میان مدت برای سطوح اجرایی خود و دارای اهداف کوتاه مدت تا میان مدت برای سطوح مدیریتی سازمان خود انتخاب کنید. به جای تلاش برای یافتن معیارهای چندگانه که در تمامی سطوح سازمان تعریف میشود، KPI ها را برای هر کاربر و براساس اهداف خود و تصمیماتی که مسئولیتشان با شماست انتخاب کنید.

دقت داشته باشید که سازمانتان و اهداف سازمان منحصر بفرد است، پس از بکار بستن KPI های آماده و یا سفارشی سازی شده برای استفاده در سازمانهای دیگر استفاده نکنید

 

۲- اطمینان حاصل کنید که شاخص های کلیدی عملکرد KPI هایتان قابل دستیابی هستند. اگر داده هایی که KPI براساس آنها ایجاد شده است، قابل دستیابی نباشند، سازمان شما از این شاخص هیچ بهره ای نخواهد برد. چرا که یا بسیار پر هزینه خواهد بود و یا منابع لازم را نخواهید داشت.

قبل از انتخاب یک KPI موارد زیر را در نظر بگیرید.

– چه نقاط داده ای در این KPI باید اندازه گیری شود؟

– جهت دسترسی بصورت منظم به این داده ها چه تکنولوژی و فرایندهایی نیاز است؟

– هزینه تمام شده برای این کار چقدر است و چه بازده بالقو ای برای سازمان خواهد داشت؟

 

۳- در انتخاب شاخصهای کلیدی عملکرد KPI ها، دقیق باشید.

تمامی KPI ها در یک صفحه جا شود و تنوع آنها به اندازه کافی باشد که اطلاعات موردنظر خود را از جنبه های گوناگون بررسی شده باشد. در صورتیکه یک KPI در سطوح بسیار بالا یا بسیار پایین تعریف شده باشد، می توان تفسیرهای زیاد و متنوعی از آنها داشت.

علاوه بر اینکه شاخصهای کلیدی عملکرد شما باید مختص خودتان باشد، تعداد KPI هایی را هم که می خواهید روی آنها تمرکز کنید را محدود نمایید. این محدود کردن KPI ها باعث تمرکز بیشتر و طولانی تر بر روی این شاخص ها می شود و باعث شناخت بهتر KPI هایی می شود که لازمه موفقیت شما هستند.

بهینه سازی مداوم KPI ها باید بصورت مستمر صورت بپذیرد و این هزینه بر است. پس KPI های بیشتر برای اصلاحشان نیاز به صرف هزینه و زمان بیشتری دارند.

 

۴- شاخصهای کلیدی عملکرد KPI تان را درست بیان کنید.

مطمئن شوید که شاخصهای کلیدی عملکرد KPI تان را بدرستی انتخاب کرده اید. آیا این شاخص KPI در پیش بینی عملکرد سازمان قابل اعتماد است ؟

– آیا شاخص KPI شامل تمامی اطلاعات مربوطه می شود؟

– آیا منابع داده به اندازه کافی تعریف شده اند و اطلاعات مازاد و شاخص های KPI را تحت تاثیر خود قرار نداده است؟

 

۵- KPI هایی را انتخاب کنید که قابل اجرا باشند.

در صورتیکه این شاخص را بتوان به روشهای مختلف تفسیر کرد، احتمالا شاخص مناسبی را انتخاب نکرده اید.

 

۶- KPI هایتان را بروز نگه دارید.

اینکه با یک سری KPI برای مدت زمان طولانی کار کنید برای شما ساده خواهد بود ولی در نظر داشته باشید که سازمانتان استاتیک نیست، پس KPI های شما هم نباید استاتیک باشد. همواره از خودتان چرایی انتخاب این شاخص ها را سوال کنید و ببینید آیا این شاخص ها هنوز هم موثر هستند؟

 

۷- KPI های مهم و حیاتی را به نمایش درآورید.

تنها نمایش شاخص های زیبا در داشبورد هوش تجاری تان کافی نیست و شما باید برای انتخاب نمایش این شاخص ها هدف داشته باشید. نتایج بررسی شاخص ها می باستی شما را به سمت تصمیمات عملیاتی راهنمایی کند و می بایستی این شاخص ها به شکل کاملا معناداری تعریف شده باشند

دسته‌ها
Uncategorized

انواع شاخص های کلیدی عملکرد کدام اند و باید دارای چه ویژگی هایی باشند؟

شاخص های کلیدی عملکرد یا همان Key Performance Indicators که به اختصار آن را KPIs می نامند،وسیله ای برای اندازه گیری میزان مثبت یا منفی بودن عملکرد افراد یا سازمان ها و یا حتی در نگاهی کلی تر دولت هاست.

بنا به گفته ی ویلیام تامسون:

“دانش در هر زمینه ای تنها در صورتی حاصل می شود که بتوان آن را انداره گیری نمود و تا وقتی که قابل اندازه گیری نباشد دانش شما ناقص است اگرچه کسب دانش را آغاز کرده اید ولی پیشرفت برای شما به ندرت اتفاق می افتد.”

البته برخی این جمله را منتسب به فردیناند دراکر،پدر علم مدیریت نوین میدانند اما به هرحال آنچه حائز هامیت است این است که بدانیم این جمله چه ارتباطی به بحث ساخص های کلیدی عملکرد یا KPIs دارد و اصولا انواع شاخص های کلیدی عملکرد کدام اند و هدف از تعریف آنها در یک سازمان چیست؟

KPIs ها ابزاری مدیریتی هستند که به طور گسترده‌ای توسط شرکت‌های مختلف در سراسر جهان برای اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد فرآیندها و مدیریت آن‌ها به صورت مؤثر و کارآمد و به منظور دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده، مورد استفاده قرار می‌گیرند و انواع مختلفی دارند که از هریک از آنها برای اهداف خاص و در شریاط متفاوتی مورد استفاده قرار میگیرد.هریک از این kpi های میتوانند کمی یا کیفی باشند و فرآیند را ارزیابی و کیفیت آن را اندازه‌گیری کنند.

  KPIs ها به انواع زیر تقسیم میشوند:

شاخص‌های اثربخشی
شاخص‌های سودآوری
شاخص‌های کارایی
شاخص‌های ظرفیت
شاخص‌های رقابت
شاخص‌های بهره‌وری
شاخص‌های کیفیت

برای درک بهتر، به بررسی هریک از انواع  این شاخص‌ها می پردازیم.

شاخص‌های اثربخشی:

کارایی و اثربخشی رابطه بین نتایج مورد انتظار و نتایج به‌دست آمده است یا به‌عبارت دیگر کار درست، دستیابی به نتایج مورد انتظار است. اثربخشی بر روی محصول و نتایج به دست آمده متمرکز است و می تواند منافع را از طریق سود بیشتر به ارمغان بیاورد.
رابطه بین نتایج به دست آمده و منابع استفاده شده، نمایشگر کارایی سازمان، فرآیند یا کارکنان می‌باشد. با توجه به تعریفی که در بالا ارائه شد کارایی مناسب مترادف است با ایجاد بهترین چیزها با استفاده از حداقل منابع بوده و تمرکز بر روند و منابع مورد استفاده راهی برای کاهش هزینه‌ها محسوب می‌شود.

شاخص‌های سودآوری:

این شاخص به درصد رابطه بین سود و کل فروش اشاره دارد. به عنوان مثال: یک شرکت که ۱۵۰،۰۰۰ دلار کالا فروخته و سود ۱۵،۰۰۰ دلار آمریکا را به‌دست آورده است. به میزان ۱۰ درصد به سودآوری رسیده است.

 

شاخص‌های ظرفیت:

به مقدار تولید در یک بازه زمانی مشخص اشاده دارد
به عنوان مثال، یک شرکت خودرو سازی قادر به تولید ۱۰۰ اتومبیل در هر ماه است و این عدد نشان‌دهنده ظرفیت این واحد تولیدی است.

شاخص‌های بهره‌وری:

نسبت بین خروجی تولید شده و منابع مورد استفاده برای انجام آن کاررا شاخص بهره وری گویند
به عنوان مثال: یک کارگر می تواند ۲۰ متر از کف‌پوش را در یک ساعت نصب کند و دیگری می‌تواند تنها ۱۰ متر از کف‌پوش در یک ساعت نصب کند. از این رو، کارگر اول دارای بهره‌وری بیشتری نسبت به کارگر دوم می‌باشد.

شاخص‌های کیفیت:

به نسبت بین خروجی مناسب (بدون هرگونه خطا و ایراد) برای استفاده و رابطه بین کل خروجی (مجموع تولید شده) اطلاق می شود
به عنوان مثال: ۹۰ قطعه مناسب در هر ۱۰۰ تولید، گویای ۹۰٪ انطباق است.

شاخص‌های رقابت پذیری:

این شاخص سهم بازاری که شرکت در مقایسه با سایر رقبا دارد قدرت رقابت‌پذیری شرکت را مشخص می‌کند.

KPIs ها علاوه بر اینکه ابزاری برای مدیریت فرآیندها می‌باشند، میتوانند وسیله ای برای ایجاد ارتباط در دردرون سازمان باشند ؛ از طریق شاخص‌های کلیدی عملکرد، مأموریت، چشم انداز، و ارزش های بنیادین شرکت به سایر کارکنان منتقل شده و موجب می‌شود از اهمیت نقش خود در راستای اهداف کلان سازمان مطلع باشند.

به‌طورکلی شاخص‌های کلیدی عملکرد یا همان  بر چگونگی انجام کار از طریق اندازه‌گیری عملکرد و سنجش میزان موفقیت در دستیابی به اهداف تعیین شده تمرکز می‌کنند. این شاخص‌ها باید توسط یک نسبت اندازه‌گیری شوند که نمایشگر روند کل فرآیند یا بخشی از آن می‌باشد.

در هر شاخص کلیدی عملکرد یا KPIs اهداف پیش‌بینی شده باید دارای ویژگی‌های زیر می‌باشند:

مشخص (Specific)
قابل اندازه‌گیری (Measurable)
قابل دستیابی (Acceptable)
مرتبط (Realistic)
دارای زمان‌بندی (Timely)

که مجموع این ویژگی ها را به اختصار SMART  می گویند.

 

دسته‌ها
Uncategorized

شاخص های کلیدی عملکرد بازاریابی

اگر برای بازاریابی و استراتژی های کسب و کار خود زمانی زمانی صرف کرده اید، احتمالا می‌دانید که شما به یک سایت، وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی و محتوا نیاز دارید اما چگونه می‌توانید مطمئن شوید که استراتژی های شما موثر است و چطور میتوانید برای گام های بعدی تان برنامه ریزی کنید. پاسخ این سوال هایتان را می توانید از  شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) و سنجش آن‌ ها پرسید.

اگر این سوال را در ذهن خود دارید که: «KPI بازاریابی چیست؟» به‌جای درستی آمده‌اید ، که در ادامه به ان میپردازیم.

منظور از KPI بازاریابی  چیست؟

شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) سنجه هایی هستند که مشخص می‌کنند آیا استراتژی های بازار یابی  شما میتواند کمک کننده برای توسعه کسب و کار شما باشد یا خیر. هرچند عوامل متعددی در موفقیت یک کمپین دخیل هستند اما KPI یکی ار مهمترین عوامل است.

بسته به اهداف و حوزه فعالیت شما معیار های متعددی دخیل هستند که باید مورد توجه قرار گیرند برای مثال اگر به بهبود سایت خود اهمیت می دهید KPI شما ممکن است سرعت سرور، سرعت بارگذاری و Bonus Rateباشد ….

کدام KPI ها مهم‌تر هستند؟

اگر چه امکان اندازه‌گیری انواع مختلف KPI ها وجود دارد، اما بهتر است فقط روی KPI هایی تمرکز کنید که با اهداف شما در هماهنگی هستند، سه نوع KPI، مالی، اجتماعی و عملکرد وب‌سایت از جمله مهم‌ترین نشانگرهای عملکرد کلیدی هستند که باید اندازه‌گیری شوند.

۱. مالی

افزایش کسب درامد یکی از مقصود های نهایی بازاریابی است پس باید ببینید کدام استراتژی منجر به افزایش درامد می شود.مثلا کدام KPI  های مالی را باید پایش کرد؟

به‌طور خاص، ارزش متوسط هر مشتری باید توسط شما سنجیده شود.اگر ارزش هر مشتری را پیش بینی کنید، می‌توانید میزان هزینه های لازم برای جذب آن‌ها را نیز پیش‌بینی کرد .سنجش مقدار هزینه های لازم برای هر مشتری با استفاده از متدهایی مثل تبلیغات PPC ، کار سختی نمی باشد.

۲. عملکرد وب‌سایت

بهتربن نشانگر موفقیت کلی کسب و  کار شما می تواند سایتتان باشد. همچنین می توان از طریق وب‌سایت ،اطلاعات (information) مورد نیاز را از مشتریان کسب کرد. با نگاهی به این اطلاعات می‌توانید مشتریان و نیاز های انها را بهتر بشناسید.
ترافیک یک وب‌سایت می‌تواند از شیوه هایی مثل لینک از سایر سایت ها، جستجوی ارگانیک و بسیاری دیگر از منابع تامین شود و دانستن اینکه بدانید بازدیدکننده ها از کدام منبع به سایت شما می‌آیند، می‌تواند در تصمیم‌گیری برای استراتژی مناسب، موثر باشد.

علاوه بر این موارد، شما می‌توانید فعالیت هایی که کاربران در  فضای سایت شما انجام می‌دهند را نیز زیر نظر بگیرید. Bonus Rate و نرخ‌های تبدیل به شما بگویند که آیا بازدیدکنندگان توانسته‌اند با سایت شما ارتباط برقرار کنند یا خیر.

۳. اجتماعی

هر چند تعداد فالور های بالا وسوسه کننده است اما در کنار ان باید میزان تعاملات را نیز زیر نظر داشت که به کمک KPI های اجتماعی می‌توان درصد پیشرفت بازاریابی شبکه‌های اجتماعی را اندازه گیری کرد.

در پلتفرمی مانند توییتر، لازم است مقدار منشن‌ها را مانیتور کنید. گفتگو با کاربران می تواند شما را با دیدگاه‌های واقعی اشخاص در مورد برند خود آشنا شوید.

در فیس بوک نیز، باید تعداد کامنت‌ها و مطالب اشتراک‌گذاری‌ شده را زیر نظر داشته باشید. هرچند تعداد پست ها و لایک‌های پیج می‌تواند نشان از آگاهی کاربران داشته باشد، اما اشخاصی که با محتوای سایت شما ارتباط برقرار می‌کنند، احتمال بیشتری دارد تا به مشتریانتان تبدیل شود.

همان‌طور که گفتم، بسته به حوزه کسب‌وکار خود می‌توانید KPI های مختلفی را موردسنجش قرار دهید؛ اما سه مورد گفته‌شده در بالا ازجمله مهم‌ترین‌ها هستند. هرچند که می‌توانید بر اساس یافته‌های خود و نیازهای کسب‌وکار، انواع دیگر KPI را هم اندازه‌گیری کنید.

چگونه می‌توان KPI های بازاریابی را اندازه‌گیری کرد؟

بعد از انتخاب نوع KPI ها، حالا باید برای مانیتور کردن و اندازه‌گیری آن‌ها نیز استراتژی داشته باشید. یک اندازه‌گیری اثربخش باید شامل سه مرحله زیر باشد:

۱. تعیین اهداف خاص

برای سنجش عملکرد باید دلیل داشته باشید. آیا می‌خواهید فروش را افزایش دهید؟ مشتریان بیشتری به دست آورید و یا هزینه به ازای هر مشتری را پایین بیاورید؟

تعیین کنید که اهدافتان چه هستند و سپس برای KPI های خود اهدافی خاص و قابل‌اندازه‌گیری تعیین کنید. بجای گفتن اینکه «می‌خواهم ترافیک وب را افزایش دهم» بگویید «می‌خواهم در این ماه، ده هزار بازدید منحصر به فرد کسب کنم»

۲. از ابزارهای آنالیز استفاده کنید

انواع مختلفی از ابزارها برای بازاریابان اینترنتی، اعم از رایگان و پولی، وجود دارد. قبل از لانچ کردن استراتژی بازاریابی خود، سعی کنید با هرکدام از این ابزارها آشنا شوید.

Google Analytics یکی از بهترین ابزارهایی است که می‌توانید جهت آنالیز KPI های خود از آن استفاده کنید. استفاده از این سرویس رایگان است و می‌تواند اطلاعات جامعی در مورد کمپین‌های شما به دست بدهد.

۳. نتایج را مانیتور کنید

مرحله نهایی این است که تلاش‌های خود را سنجش کنید. بازه زمانی این سنجش‌ها به خود شما و البته میزان بزرگی تیم بازاریابی نیز بستگی دارد. اگر شما مالک کسب‌وکار هستید، احتمالا وقت لازم برای چک کردن هرروزه نتایج را نخواهید داشت؛ بنابراین سعی کنید برای بازبینی نتایج یک برنامه زمانی مدون داشته باشید.

هنگام بررسی KPI ها، تمامی نتایج را مکتوب و سندسازی کنید. مکتوب کردن نتایج کمپین‌های قبلی به شما کمک خواهد کرد تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید و نقاط ضعف خود را در کمپین‌های جدید پوشش دهید.

همان‌طور که در ابتدا هم گفتم، نوع KPI ها از هر شرکت به شرکت دیگر و بسته به حوزه کاری، ممکن است متفاوت باشد؛ اما یک‌چیز در این‌ بین مشترک است و آن این است که KPI های خود را رهگیری کرده و از مزیت‌های آن بهره‌مند شوید.

 

دسته‌ها
Uncategorized

راهنمای تعریف KPI برای کسب و کار

تعریف شاخص کلیدی عملکرد یا همان KPI  برای کسب و کار ها هیچگاه کار آسنی نبوده و نیست و نیاز به مهارت بالای شما دارد. KPI به این معناست که که شاخص های کلیدی عملکردی که تعریف میکنید باید در نهایت منجر به کسب درآمد و یا رسیدن به اهداف کاری تان گردد. KPI را معمولا با شاخص های کسب و کار اشتباه می گیرند هر چند که در بیشتر مواقع از این دو به یک منظور استفاده می شود.به طور کلی فراموش نکنید که شاخص های کلیدی عملکرد باید بر اساس اهداف اصلی شما در کسب و کار تعیین شود.

چگونه KPI  مناسب برای کسب و کارمان تعریف کنیم؟مراحل زیر را دنبال کنید:

هدف و خروجی مورد نظر شما چیست؟این هدف یا خروجی میتواند کسب درآمد،افزایش سهم کسب و کار شما در بازار،تعداد دنبال کننده ها یا هر هدف دیگری باشد

پس از انتخاب هدف بگویید که چرا این هدف را انتخاب کردید.به بیان بهتر چرا این هدف برای شما حائز اهمیت است؟

مراحل رسیدن به هدف خود را چگونه قرار است اندازه گیری کنید؟مثلا با استفاده از داده های آماری یا آمار و ارقامی که گوگل به شما میدهد.

چگونه میتوانید روند رسیدن به هدف خود را تسریع کنید؟مثلا راه اندازی کمپین های بازاریابی یک نمونه از فرایند هایی است که روند رسیدن شما به هدف تان را سرعت می بخشد.

چه نهاد یا گروهی مسئول پیشبرد اهداف شماست؟به عنوان مثال در کسب و کار شما،وظیفه افزایش فروش به عهده کدام گروه یا تیم است و چه کسی مسئولیت آن تیم را به عهده دارد؟

چگونه متوجه می شوید که به اهدافتان دست پیدا کرده اید؟به طور دقیق مشخص کنید که چه اتفاقاتی به معنای موفقیت شما در رسیدن به اهدافتان است.

هر چند وقت یکبار روند رسیدن به اهدافتان را را بازبینی میکنید؟

چه چیزی موجب موثر بودن شاخص های کلیدی عملکرد می شود؟

فراموش نکنید که ارزش یک KPI تنها به اندازه عملی است که موجب پیشرفت کسب و کارتان میگردد.گاها سازمان ها به طور کورکورانه  KPI را انتخاب میکنند و سپس از این اینکه شاخص های کلیدی که انتخاب نموده اند نتیجه مورد نظرشان را در بر نداشته خشمگین میشوند.یکی از مهمترین ابعاد انتخاب KPI  که اغلب مورد غفلت قرار میگیرد این است که آنها به نوعی زنجیره های ارتباطی هستند.هرچه اطلاعات واضح،مختصر و مرتبط باشد احتمال اینکه درک و به آن عمل شود بیشتر است.براین اساس اگر پیش از راه اندازی کمپین های تبلیغاتی خود،برای آن KPI مشخص میکنید شانس موفقیت آن کمپین تا حد زیادی افزایش پیدا میکند چرا که در این صورت به طور واضخ میدانید که باید بر روی چه چیز تمرکز کنید.

دسته‌ها
Uncategorized

شاخص کلیدی عملکرد چیست؟ و ابزارهای مدیریتی برای بهبود فروش کدامند؟

شاخص کلیدی عملکرد

شاخص کلیدی عملکرد، شاخصی مالی و غیر مالی است . سازمان ها از آن برای تخمین موفقیتشان و بررسی اهداف بلند مدتشان ک ازقبل تعیین کرده اند استفاده می کنند. فرآیند سازمان دهی کسب و کارها برای تاسیس کردن و پی بردن به تاثیرات کارآمد، از طریقkpi انجام می شود.
۱- مشخصات K P I
شاخص کلیدی عملکرد یا KPI نوعی ابزار اندازه گیری اجرایی میباشد.KPI ها میزان موفقیت سازمان ها یا بخشی از یک عملکرد را اندازه گیری می کنند. اغلب موفقیت ها به سادگی تکرار می شوند و محصوب دستیابی دوره ای به سطحی از اهداف اجرایی است هم چنین گاهی اوقات موفقیت در شرایط فرآیندسازی اهداف استراتژیک معنی می شود. بر همین اساس انتخاب یک KPI مناسب به درک درست از ارزش های سازمان شما مربوط است. KPI های مالی تفاوت زیادی با KPI های فروش دارند. از همین رو باید نیاز های مهم سازمان را بشناسیم و این تشخیص ها، منجر به شناسایی پتانسیل های موثر می شود، بنابر این شاخص های عملکرد به طور معمول وابسته به بهبود عملکرد است. یکی از راه های رایج برای انتخاب KPI اعمال یک چهارچوب مدیریتی مانند یک کارت امتیاز بالانس شده است. در کسب و کارهای مختلف، شاخص عملکرد متفاوت است. در یک مدرسه ممکن است میزان عدم قبولی دانش آموزان به عنوان شاخص کلیدی عملکرد تعیین شود و ممکن است به مدرسه کمک کند تا وضعیتشان را در جامعه آموزشی بسنجنند و در کسب و کاری دیگر درصد مشتریانی که باز میگردند میزان سنجش باشد.
برخی از ویژگی های KPI :
– KPI باید با اهداف شرکت همسو باشد
– KPI باید توسط پرسنل مدیریتی(معمولا مدیر منابع انسانی) تعیین شود.
– KPI باید طوری طراحی شود که به راحتی قابل درک باشد
– بعضی KPI ها به طور ویژه برای هر کارمند طراحی می شوند
– KPI ها باید برای تعادل ارزیابی هر کارمند طراحی شوند
– KPI ها در مدت زمان بالا، دقت خود را از دست می دهند
– KPI ها دوره ای هستند
بخش مهم در شناسایی KPI ها : داشتن یک پیش تعریف برای کسب و کار(BP) ، داشتن الزامات برای BP ها، داشتن اندازه های کمی و کیفی از نتایج و مقایسه ها با هدف گذاری های مشخص شاخص کلیدی عملکرد برای دوره ارزیابی عملکرد سازمان ها، واحد های کسب و کار و دپارتمان ها کاربرد دارد. به همین منظور KPI هایی که کارایی بالاتری دارد به طور معمول برای کارایی های معنی دار و قابل اندازه گیری طراحی شده است.

KPI می تواند یک شاخص کمی یا کیفی باشد :

الف – استراتژیک – خیلی از آن ها KPI های مالی هستند.
ب – مدیریتی – دسترسی به منابع، برنامه ریزی در مقابل زمان، ارزش و درآمد در مقابل بودجه
ج – عملیاتی – برای دنبال کردن هر بخشجایگاه / کارمند / اطلاعات فردی/ فرآیندهای مشخص/ فعالیت ها/محصولات/ مشتریان جدید استفاده دارد.
تعدادی از پارامترهای شاخص عملکرد :
– مشاهدات استراتژیک را در بر می گیرد
– زمان فعالیت را مشخص می کند
– وضعیت فعلی در توسعه شرکت را مد نظر قرار می دهد(KPI می تواند از ضوابط هوشمندانه پیروی کند)
– به راحتی قابل درک و شناسایی است
– به راحتی قابل اندازه گیری است
– مرتبط با حوزه ای است که فعالیت می کنید
– وابسته به زمان است و بسته به آن تغییر می کند.

این چند مورد به شما در افزایش رضایت مندی مشتریان کمک بسیاری میکند

۱- ارسال سریع محصولات
۲- تنظیم خدمات
۳- قیمت مناسب تر
۴- برنامه ای جذاب برای جایزه دادن (درمناسبت ها)
۵- محصولات با کیفیت تر
۶- بازاریابی و تجارت و ارتقا فعالیت های سازمان
۷- پاسخ سریع به درخواست ها
۸- انعطاف بیشتر – شرایط پرداخت ؛ پرداخت های معوق
۹- دسته بندی و طراحی جدید
۱۰- تحلیل سریع شکایات
۱۱- تعویض سریع محصولات
۱۲- اطلاع دقیق و سریع از مشتریان
۱۳- جایزه به هنگام تمام شدن موجودی انبار
۱۴- محدودیت افزایش قیمت
۱۵- جبران خسارت سهام باقی مانده
۱۶- صدور سریع پاداش خارج از فاکتور
۱۷-قابلیت انعطاف
۱۸- ایجاد انگیزه برای مشتریان
به همین دلیل مدیریت و منابع سازمان ها در جلسه ای با یکدیگر، اهدافی را برای فروش موثر تر وبهتر طراحی وراه اندازی می کند و پس از آن حجم فروش را در یک بازه زمانی افزایش می دهند.
دسته‌ها
Startup Uncategorized

برای افزایش عمر و موفقیت فروشگاه انلاین چه مواردی را برسی کنیم

دسته‌ها
Uncategorized

اهداف و روند تنظيم kpi چيست ؟

روند تنظیم kpi !
برای تنظیم kpi‌ ها باید یک رویکرد بالا به پایین اتخاذ کنید. پیش از تنظیم kpi‌ ها باید ابتدا آنها را به‌طور دقیق برای کسب‌وکارتان تعریف کنید که البته این کار بدون شناخت کافی از اهداف کلیدی کسب‌وکارتان میسر نیست. اهداف کلیدی باید روشن و مشخص باشند. اگر در مقام مدیر اصلی سازمان یا شرکت، اهداف‌تان را به‌درستی درک نکرده باشید، حتی بهترین کارمندان یا اعضای تیم‌تان نیز نمی‌توانند به اهداف کسب‌وکارتان دست بیابند.

 

اهداف خارجی :

اهداف خارجی را میتوان گفت که به طور مستقیم به هدف ها های یک سازمان و یا یک شرکت وابسه است !
برای مثال : افزایش جذب مشتری ، کاهش هزینه جذب مشتری یک هدف کلیدی کسب و کار شما است و همینطور میتوان گفت یک هدف خارجی هستش .
اهداف خارجی از آن دسته اهدافی هستند که شما میتوانید با تخصصی که دارید به آن ها برسید.


اهداف داخلی :

اهداف داخلی را هم میتوان گفت که به طور مستقیم به هدف های بهینه سازی وابسته است .
این اهداف در بعضی مواقع میتوان با اهداف کلیدی کسب و کارتان هم وابسه باشد .
برای مثال : بهبود کیفیت ایمیل های ارسالی ، به نحوه ای که شما بتوانید برای سایت خودتان بتوانید بک لینک هایی با کیفیت بهتری به دست بیاورید و این به گونه خود ترافیک ورودی موتور های جست و جو گر را در وبسایت شما افزایش خواهد داد .

دسته‌ها
Uncategorized

نقش KPI در بازاریابی شبکه های اجتماعی

شاخص های کلیدی عملکرد یا همان KPI در بازاریابی در بستر شبکه های اجتماعی و سوشیال نتورک ها در حقیقت به معنای فاکتور ها و ارزش های قابل اندازه گیری است که نشان میدهد یک سازمان یا یک کسب و کار تا چه اندازه در رسیدن به اهداف خود که اینجا به طور خاص کمپین کسب و کار ها در شبکه های اجتماعی مورد نظر است،موفق عمل کرده است.در بحث بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی شرکت ها می توانند از معیار های KPI برای سنجش میران موفقیت خود در این بستر استفاده کنند.در آغاز و برای ارزیابی موفقیت یک کمپین بازاریابی در شبکه های اجتماعی
می بایست پیش از اجرا و در مرحله ی طراحی ، چندین شاخص کلیدی عملکرد KPI مناسب تعیین کرد. این شاخص های کلیدی عملکرد بر اساس اهداف استراتژیک شرکت و همچنین اهداف اختصاصی آن کمپین تعیین و دنبال می شوند.

 

یک KPI مناسب برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی چه خصوصیاتی دارد؟

به طور کلی نظرات و  دیدگاه های مختلفی درباره تعیین KPI مناسب برای سوشیال مدیا مارکتینگ وجود دارد و هر یک از مدیران بازاریابی، فروش، برندینگ و … از جایگاه شغلی خود به قضیه نگاه می کنند و معیارهایی را مهم در نظر می گیرند. به طور کلی تعریف شاخص کلیدی عملکرد KPI برای بازاریابی در شبکه های اجتماعی باید به گونه ای باشد که پاسخ مناسبی برای ۴ سوال زیر داشته باشد:

آیا به مخاطبان هدف خود دست پیدا می کنید؟

آیا با مخاطبان هدف خود تعامل ایجاد می کنید؟

چه تعداد از فالوورهای شبکه های اجتماعی شما در خصوص محصولات یا خدمات‌تان پرس و جو می کنند؟

چه تعدادی از آن ها واقعا به مشتری تبدیل می شوند؟

پاسخ شما به هریک از این سوالات موجب بوجود آمدن شاخص های کلیدی مناسبی میگردد هرچند باید توجه داشت که هر یک از شبکه های اجتماعی از اوضاع و احوال خاصی برخوردار بوده و نمیتوان برای همه آنها KPI های یکسانی تعریف کرد.

 

 

میزان دسترسی به مخاطبان هدف در شبکه های اجتماعی

در یک نگاه کلی به تعداد افرادی که صفحه شما را در شبکه های اجتماعی دنبال کرده صرف نظر از اینکه چه تعداد لایک و کامنت در صفحه شما ثبت میکنند،میزان دسترسی به مخاطبان گفته می شود.در عین حال ممکن شما دنبال کننده هایی نیز داشته باشید که به طور فعالانه از طریق لایک و کامنت و اشتراک گذاری محتوای صفحه شما در پی تعامل با شما باشند که به این دسته فالوور های فعال گفته می شود.

میزان تعامل کاربران شبکه های اجتماعی

میزان تعامل کاربران شبکه های اجتماعی با کمپین و یا صفحات شما در شبکه های اجتماعی یکی از پایه ای ترین معیارهای سنجش موفقیت یک کمپین دیجیتال مارکتینگ است. اینکه تعداد لایک، کامنت و به اشتراک گذاری محتوای صفحه شما توسط کاربران چقدر بوده است بیانگر این است که کاربران و دنبال کننده های شما تا چه حد با کمپین و محتوای شما درگیر شده اند. اگر تعداد فالوورهای شبکه های اجتماعی شما زیاد باشد و میزان تعامل آن ها کم، به معنی این است که مخاطبان هدف را به درستی انتخاب نکرده اید و یا پیام بازاریابی و محتوای تولیدی شما به صورتی نیست که سطح تعامل فالوورها را تقویت کند. به طور کلی می توان میزان تعامل کاربران با برند را از طریق معیار هایی همچون تعداد اشتراک گذاری پست ها،تعداد کامنت پست ها،تعداد نمایش پست ها،تعداد بازدید از پروفایل و یادآوری برند ارزیابی نمود.

اندازه گیری افزایش مشتری و فروش از طریق شبکه های اجتماعی

اندازه گیری آمار و ارقام مربوط به افزایش فروش شرکت از طریق بازاریابی در شبکه های اجتماعی کار چندان آسانی نیست از همین رو کمپین شما باید به گونه ای طراحی شود که کاربران را به صفحه لندینگ سایت شما هدایت کند تا از این طریق امکان آنالیز شاخص کلیدی عملکرد کمیپن در شبکه های اجتماعی ممکن شود.در همین راستا میتوانید از ابزار های آمارگیر وب مانند گوگل آنالیتیکس و گوگل وبمستر استفاده نمایید.به کار گیری این ابزار ها به شما کمک میکند تا بهترین شبکه اجتماعی را از نظر نرخ بازگشت سرمایه شناسایی و با تمرکز و انرژی بیشتر بر روی آن فعالیت کنید.اگرچه مهم ترین هدف بازاریابی افزایش فروش است، اما متخصصین بازاریابی اینترنتی معتقدند که هدف اصلی از بازاریابی در شبکه های اجتماعی لزوما افزایش فروش نیست، و رسیدن به سطح بالاتری از تعامل با مخاطبان هدف و بهبود برندینگ آنلاین شرکت در الویت قرار دارد.

دسته‌ها
Uncategorized

شاخص های کلیدی عملکرد فرایند تولید

Key Performance Indicator Of Production Process

فرآیند های اصلی سازمان شامل فعالیت ها و فرآیندهایی هستند که عملیات تولید یا ارائه خدمات را شامل می شوند . فرآیندهای دیگری که میتوان نام برد فرآیندهای مدیریتی و مشتری مداری نیز میباشد.

در صورتی میتوان این امکان و توانایی را داشته باشید که نحوه و چگونگی مدیریت این فرآیند باعث کارا بودن و اثربخش بودن این فرآیند باشد. زمانی می توان با اطمینان گفت که جهت بقای سازمان در شرایط بحرانی امروز و برای توسعه و رشد آن در مراحل بعدی امیدوار بود .

موضوع مورد بحث ما پرداختن به فرآیند تولید به عنوان یک فرآیند اصلی و تعریف و ارائه شاخص هایی برای تحت کنترل گرفتن این فرآیند با هدف تعیین وضعیت و شرایط موجود ، شناسایی مشکلات احتمالی و رفع آنها و در صورت امکان طرح ریزی و عملیاتی ساختن برنامه هایی برای بهبود این فرآیند می باشد .

با تعریف شاخص های اندازه گیری عملکرد ، مقدار و میزان اثربخشی و کارایی را می توان محاسبه نموده با در اختیار داشتن داده های حقیقی از محاسبه این شاخص های کلیدی، امکان برنامه ریزی ، اجرا و بازبینی و اقدام اصلاحی به وجود می آید . تنها در این صورت است که برنامه های مدیریت عملکرد و بهبود ، پشتیبان مناسبی به لحاظ اطلاعات موثق پیدا کرده و نتیجه بخشی آنها افزایش می یابد .

گردآوری اطلاعات 

مراحل اولیه کار گردآوری اطلاعات صحیح و دقیق برای سازمان است سازمان هایی که گردآوری اطلاعات ، محاسبه شاخص ها و ترسیم نمودارها و تهیه گزارش های گوناگون بخشی از فعالیت های مدیریتی می باشد ، محاسبه این شاخص ها با صرف زمان و انرژی کمتری انجام می گیرد .

 محاسبه شاخص ها و ترسیم نمودارها ک  بایستی مبنای را به عنوان معیار پذیرش تعیین کرد. معیار پذیرش مقداری است برای شاخص که دستیابی به آن نشان دهنده تحقق حد معمولی از میزان دستیابی به اهداف عملکردی می باشد.

معیار پذیرش شاخص

جهت تعیین معیار پذیرش به این صورت عمل کنید که حداقل سه دوره ی مقدار شاخص را محاسبه کنید ، میانگین این سه مقدار را محاسبه کرده و آن به عنوان معیار پذیرش قرار دهید . به عنوان مثال اندازه گیری راندمان تولید در ماه های اول ، دوم و سوم این اعداد را به دست داده است . ۵۵ % ، ۶۵ % و ۶۰ % . میانگین این سه مقدار مساوی ۶۰ % می باشد . همچنین می توانید با در نظر گرفتن برخی شرایط مقداری بالاتر را در نظر بگیرید تا جهت رسیدن به معیار پذیرش قدری چالش وجود داشته باشد تا رسیدن به معیار پذیرش به راحتی قابل دستیابی نبوده باشد .در صورتی که مقدار بدست آمده شاخص معیار پذیرش انحراف داشت بایستی علت یا علت های عدم دستیابی به معیار پذیرش را مشخص نموده و دست به طراحی و اجرای اقدامات اصلاحی بزنید تا در دوره بعدی که شاخص را محاسبه می کنید ، معیار پذیرش به دست آید .

هدف معیار پذیرش

چالش بزرگتری می توانید ایجاد کنید و آن اقدام به تعیین هدف برای شاخص می باشد . درحالت عادی برای مالک فرآیند دستیابی به معیار پذیرش نشان دهنده عملکرد مناسب می باشد. عملکرد مناسب ، برآوردن حداقل های تعیین شده است . با تعیین هدف که مطمئنا بایستی بیشتر و بالاتر از معیار پذیرش باشد، شما انگیزه های لازم برای ایجاد بهبود را به وجود می آورید .

 به عنوان مثال اگر معیار پذیرش شما برای راندمان تولید۶۰% می باشد ، می توانید مقدار ۶۵ % یا ۷۰%  را به عنوان هدف قرار داده و جهت رسیدن به آن برنامه ریزی کنید .

شاخص های کلیدی عملکردkpi  فرآیند تولید

راندمان

دوباره کاری/بازکاری

ضایعات

سرانه تولید

راندمان

این شاخص، یکی از مهم ترین شاخص های فرآیند تولید می باشدو به طور کلی می توان آن را یک شاخص کلیدی عملکرد Key Performance Indicator دانست .

فرمول پیچیده ای ندارد مطابق تعریف عمومی راندمان و بازده هر سیستم دیگر در اینجا نیز میزان خروجی یک فرآیند به ورودی آن را راندمان می گوییم اما در عمل ، محاسبه ی این شاخص ساده نبوده وباید تلاش کرد، خصوصا در سازمان هایی که چند نوع محصول مختلف را تولید می کنند محاسبه آن اندکی پیچیده می باشد .

نحوه محاسبه راندمان تولید به این صورت است که تولید انجام شده یک محصول را در یک دوره ی زمانی مثلاً یک ماه بر توان تولید در همان دوره تقسیم می کنیم . حاصل ، راندمان تولید می باشد . با ضرب حاصل کسر در عدد۱۰۰ ، در صد راندمان به دست می آید .

مثال

تصور کنید مقدار تولید انجام شده که می تواند بر حسب تعداد و وزن باشد از محصولی مانند موتورخودروی پراید به تعداد ۸۰۰۰ عدد باشد ، توان تولید شرکت نیز ۱۰۰۰۰ عدد در ماه می باشد . راندمان تولید محصور موتور خودرو در این شرکت ۸۰% می باشد .

مقدار تولید یا خروجی فرآیند، به راحتی از آمار تولید انجام شده بدست می آید . اما برای محاسبه ی شاخص شما نیاز به دانستن توان تولید دارید . توان تولید همان ورودی سیستم می باشد که مفهوم آن توانایی و برآیند ورودی های فرآیند می باشد که شامل نیروی انسانی ، تجهیزات و دستگاه ها و . . می باشد . این توان تولید را ظرفیت بالقوه خط تولید می گوییم. توان تولید یا ظرفیت خط تولید با استفاده از روش های زمان سنجی و ظرفیت سنجی به دست می آید . ضمن آنکه بایستی از اطلاعات فنی مربوط به تجهیزات خط تولید که سازنده ی تجهیزات، آن را در مدارک، درج کرده استفاده نمایید .

هر چقدر مقدار محاسبه شده راندمان به عدد ۱۰۰ نزدیکتر باشد طبیعتا بهتر خواهد بود و نشانگر آن است که شما از امکانات تولید در اختیار سازمان که شامل تجهیزات و دستگاه های خط تولید ، نیروی انسانی و پرسنل تولید ، ابزار آلات تولیدی ، مواد اولیه و . . . بهتر استفاده کرده اید و از هزینه ی انجام شده برای تأمین منابع بهره ی بهتری گرفته اید .

در صورتی که راندمان تولید در شرکت شما پایین می باشد بایستی بررسی نمایید و مشخص کنید که عواملی که باعث شده اند تا شما نتوانید از ظرفیت ایجاد شده استفاده حداکثری را ببرید چه مواردی می باشند .

با استفاده از روش ها و تکنیک های حل مسئله اقدام نمایید و با محاسبه ی راندمان تولید در دوره های بعد نسبت به سنجش اثربخشی اقدامات طرای شده اطمینان حاصل نمایید .

دوباره کاری / بازکاری  Rework

یکی دیگر از شاخص های خوب و کلیدی عملکرد  فرآیند تولید، شاخص بازکاری می باشد. در ابتدا نیاز به این است که موارد بازکاری را در فرآیندهای خود مشخص کنید . این موارد شامل اقدام هایی مانند تعمیر ، اصلاح و یا انجام دوباره ی فرآیند های ساخت و تولید روی محصولاتی که سالم نبوده و معیوب می باشند اما با انجام برخی فعالیت ها روی اینگونه محصولات ، آنها به شرایط قابل قبولی به لحاظ کیفی رسیده و می توان ادامه فرآیندهای ساخت را روی آنها انجام داد یا اگر محصول نهایی می باشد که آنها را به فروش رساند .

به عنوان مثال از تعداد ۸۰۰۰ موتورخودرویی که تولید شده تعداد۸۰۰  عدد نیاز به انجام دوباره کاری برخی مراحل تولیدی دارند مثلا موتورها دچار نشتی روغن و آب می باشند ، فیلر زنی به صورت صحیح انجام نشده یا اینکه تورک و گشتاور پیچ ها مناسب نیست و بایستی دوباره تورک گیری شوند .

پس از تعیین مصداق های دوباره ، تعداد و آمار موارد دوباره کاری شده را ثبت کرده و گردآوری نمایید . میزان دوباره کاری کل محصولات را نیز از آمار تک تک محصولات بدست آورید . حاصل تقسیم مقدار کل موارد دوباره کاری بر میزان تولید انجام شده ضرب در عدد ۱۰۰ ، درصد دوباره کاری را به ما می دهد .

مقدار این شاخص برخلاف شاخص راندمان، هر چه کمتر باشد، بهتر خواهد بود و نشانه خوبی از اجرای صحیح فعالیت های تولیدی را در بار اول می باشد . درجهت مقابل، بالا بودن این شاخص نشان دهنده ی حجم بیشتر انجام نادرست فعالیت های ساخت دربار اول می باشد .

بنا به عواملی چون عدم مهارت اپراتورهای تولید ، خراب بودن یا تنظیم دقیق نبودن دستگاه های خط تولید ، کالیبره نبودن تجهیزات اندازه گیری ، شیوه های نادرست تولید ، مستهلک شدن ابزارآلات تولید مانند قالب ها و جیگ و فیکسچرها ، عدم انجام صحیح فعالیت های بازرسی و آزمون ، شرایط نامساعد محیط کار مانند نبود نور کافی ، مواد اولیه ی نامرغوب و بسیاری عوامل دیگر که بسته به شرایط سازمان شما می تواند متفاوت باشد ، میزان دوباره کاری افزایش می یابد .

در صورت بالا بودن میزان دوباره کاری بایستی نسبت به تعیین عوامل وقوع این مسئله و طرح ریزی اقدامات اصلاحی برای کاهش مقدار شاخص، اقدام نمایید . کاهش هر میزان از دوباره کاری به معنای افزایش همان میزان در راندمان تولید می باشد یعنی شما به جای انجام دوباره مراحل تولیدی برای تعدادی محصول خاص، همان وقت ، منابع و امکانات را صرف اجرای فعالیت های تولیدی برای همان میزان محصولات سالم دیگر می کنید .

ضایعات

درصد ضایعات، شاخصی است بسیار مناسب که نشان دهنده میزان انسجام فعالیت های مدیریتی در سطوح مدیریت ارشد و میانی ، کارشناسی و عملیاتی سازمان می باشد . مقدار این شاخص به طور شفاف و بی پرده به شما می گوید که تا چه حد در طراحی و اجرای فرآیندهای مدیریتی ، پشتیبانی و تولید، موفق عمل کرده اید .

محاسبه ی شاخص به این صورت است که مقدار ضایعات را بر میزان تولید تقسیم کرده و حاصل را در ۱۰۰ ضرب می کنیم . ضایعات را طبیعتا محصولاتی می دانیم که عیوب و عدم انطباق آنها در حدی است که قابل اصلاح ، تعمیر و بازکاری نمی باشد ، ضمن آنکه محصولات با درجه ی کیفی پایین تر را که مصارف دیگر دارد و با قیمتی کمتر از قیمت محصولات سالم به فروش می رسد را نیز جزء آمار ضایعات محسوب می نماییم .

فعالیت های تحلیل و تعیین علل به وجود آمدن ضایعات ، مشابه علت های به وجود آمدن موارد دوباره کاری می باشد . با این تفاوت که اثر آن عوامل شدیدتر بوده به طوری که محصول با ویژگی های تولید شده که امکان استفاده و فروش آنها از بین رفته است .

مشابه شاخص ضایعات از شاخصی دیگر به نام PPM نیز می توانیم استفاده کنیم . بدین صورت که تعداد محصولات معیوب و دارای عدم انطباق را تقسیم بر تعداد تولید کرده و حاصل را در عدد یک میلیون ضرب می کنیم ، بدین صورت عددی به دست می آید که آن را PPM داخلی می گوییم . یعنی تعداد قطعه ضایعات شده در هر میلیون قطعه part per million . این شاخص ، شاخصی استاندارد است که غیر از پایش نمودار روند آن در داخل سازمان ، قابلیت مقایسه با شرکت های دیگر را نیز در اختیار خواهید داشت ومی توانید عدد PPM داخلی خود را با شرکت های سطح بالا به لحاظ کیفیت و یا با میانگین صنعت خود مقایسه نمایید .

سرانه تولید

یک شاخص خوب و جالب دیگر برای پایش فرآیند تولید ، شاخص سرانه تولید می باشد . این شاخص میزان بهره وری جزئی یکی از عوامل تولید یعنی نیروی انسانی را اندازه گیری کرده و در اختیار ما قرار می دهد . با محاسبه ی این شاخص می توانید دریابید که تا چه حد در به کارگیری کارآمد نیروی انسانی جهت تولید با کمیت بالا ، موفق بوده اید .

نحوه ی محاسبه شاخص به این صورت می باشد که میزان تولید را بر نفرساعت کاری کلیه پرسنل تولیدی تقسیم نمایید . به عنوان مثال اگر تعداد تولید یک محصول در ماه ۱۰۰۰۰۰ صدهزار قطعه باشد و مجموع نفر ساعت پرسنل تولید در همان ماه ۲۰۰۰۰ بیست هزار نفر ساعت باشد حاصل فرمول عدد ۵ می باشد . به این معنا که هر نفر ساعت منجر به تولید ۵ عدد قطعه می شود . یعنی یک نفر اپراتور در یک ساعت ، ۵ عدد قطعه تولید می کند .

ساعت کاری پرسنل شامل ساعات اضافه کار نیز می باشد . زمان های مرخصی ، تأخیر و غیبت نیز باید کسر گردد . همینطور ساعت توقف خط تولید و بیکاری پرسنل نیز از مجموع ساعت کاری باید کم شود یعنی ساعت های کاری خالص تک تک پرسنل تولید بایستی با هم جمع شود .

همانطور که دریافتید هر چقدر عدد حاصل یعنی سرانه تولید ، بزرگتر باشد بهتر خواهد بود . این شاخص به طور خاص نشان دهنده ی سطح عملکرد پرسنل تولید در ساعاتی که بدون مشکل امکان تولید را دارند می باشد  .

بهبود انگیزه ی پرسنل ، طراحی و اجرای سیستم های مناسب و اثربخش تشویق پرسنل می تواند این شاخص را بهبود دهد . یک راه مناسب ، آکورددهی به اپراتورهای تولید در ازای تولید بیشتر می باشد . بدین صورت که اگر اپراتور یا گروهی از اپراتورها از حد مشخصی در یک دوره ی زمانی ، بیشتر تولید کنند ، متناسب با مقدار اضافه تولید ، پاداش و آکورد دریافت نمایند . بدیهی است که قطعات تولید شده بایستی سالم بوده و معیوب و نامنطبق نباشد .

توجه داشته باشید که محاسبه و تحلیل این شاخص در سازمان های مختلف و حتی در یک سازمان با محصولات گوناگون ، شرایط خاص خود را دارد . در بعضی مواقع کاهش یا افزایش این شاخص به علت نیروی کمتر یا بیشتر یک محصول خاص است . سرعت و حجم تولید محصولات متفاوت نیز ممکن است باعث کاهش یا افزایش این شاخص شوند در حالی که عملکرد نیروی انسانی واحد تولید ثابت مانده است . پس به هنگام تحلیل نزولی یا صعودی بودن نمودار به این مسئه توجه خاص داشته باشید .