دسته‌ها
مدیریت عملکرد

۷۵ شاخص کلیدی عملکرد

شاخص‌ کلیدی عملکرد KPI را می‌توان به عنوان ابزاری قدرتمند و مهم برای مدیران سازمانی در راستای فهم میزان موفقیت و نیز انطباق با مسیر برنامه به شمار می‌رود.

مجموعه مناسبی از KPI دیدگاه روشنی پیرامون عملکرد سازمان در برابر مدیران روشن می‌نماید و مواردی از عملکرد سازمان را که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد، مشخص می‌کند. وجود داشتن KPI دقیق و شفاف، به مدیران قدرت تصمیم گیری  بهتری می دهد.

مدیران اثربخش به خوبی این نکته را درک کرده‌اند که با فهم دقیق ابعاد کلیدی عملکرد شرکت و تعیین KPI دقیق  برای آنها می‌توان عملکرد شرکت را به طور موثر و مفید تحت کنترل درآورد. مثلا یک دکتر می‌داند که با سنجش ضربان قلب، فشار خون، کلسترول و … می‌تواند وضعیت سلامت بیمار خود را در مرحله اول تشخیص دهد.

همانگونه که در مقاله قبل اشاره شد، در راستای تعیین KPI مناسب ، مدیران شرکت باید در مرحله اول استراتژی شرکت را به خوبی تعریف نمایند و سپس اهداف راهبردی شرکت را مشخص کنند. در مرحله بعد برای انجام هر یک از اهداف راهبردی، KPI های مناسبی که میزان تحقق آن هدف را نشان دهند  ، تعریف کنند. این اقدام سبب می‌شود KPI همسو با هدف های راهبردی شرکت و اولویت‌های اولیه کسب‌وکار باشد.

با تحقیق پیرامون KPIهای شرکت‌ها بدون توجه به نوع کسب‌وکار و اندازه آنها، این نتیجه تصورشده که زیادی از شاخص‌ها میان آنها مشترک است و برخی از شاخص‌ها که خاص نوع کسب‌وکار آنها است، متفاوت خواهد بود. در ادامه لیست قسمتی از مهم ترین شاخص‌ها که در بسیاری از شرکت ها کاربرد خواهد داشت و بررسی آنها باعث پیشرفت عملکرد شرکت  خواهد کرد، خواهد شد.

شاخص عملکرد

 شاخص‌های عملکرد مالی:  

۱-سود خالص(Net Profit)

۲-حاشیه سود عملیاتی (Operating Profit Margin)

۳-حاشیه سود خالص(Net Profit Margin)

۴-نرخ رشد درآمد(EBITDA)

۵-میزان بازگشت کل سرمایه سهامدار (Total Shareholder Return)

۶-میزان ارزش افزوده اقتصادی (Economic Value Added)

۷-میزان بازگشت سرمایه ( Return on Investment)

۸-میزان بازگشت سرمایه نیروی انسانی (Return on Capital Employ)

۹-میزان هزینه‌های عامل (Operating Expense Ratio)

۱۰-میزان بازگشت دارایی‌ها( Return on Assets )

۱۱-نرخ رشد درامد (Revenue Growth Rate)

۱۲-حاشیه سود ناخالص ( Gross Profit Margin)

۱۳-نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt-to-Equity Ratio)

۱۴-چرخه تبدیل وجوه نقد (Cash Conversion Cycle)

۱۵-میران سرمایه در حال کار   (Working Capital Ratio)

۱۶-نسبت درامد بر قیمت (Price Earnings Ratio)

۱۷-نسبت میزان سرمایه بر فروش (CAPEX to Sales Ratio)

۱۸-بازده حقوق صاحبان سرمایه (Return on Equity )

 

شاخص‌های مرتبط به مشتری:

۱۹-امتیاز ترویج مشتری  (NPS)

۲۰-نرخ نگهداری مشتری (Customer Retention Rate)

۲۱-شاخص میزان رضایت مشتری Customer Satisfaction Index))

۲۲-امتیاز میزان سوددهی مشتری (Customer Profitability Score)

۲۳-ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value)

۲۴-نرخ گردش مالی مشتری (Customer Turnover Rate)

۲۵-میزان تعامل مشتری (Customer Engagement)

۲۶-شکایات مشتری (Customer Complaints)

 

شاخص‌های مرتبط به بازار و بازاریابی:

۲۷-نرخ رشد بازار (Market Growth Rate)

۲۸-میزان سهم بازار(Market Share)

۲۹-نرخ مکالمه با مشتریان (Cost per Lead)

۳۰-میزان نفوذ برند در بازار  (Brand Equity)

۳۱-رتبه جستجوی برند در اینترنت (Search Engine Rankings)

۳۲-سطح مشارکت آنلاین مشتریان (Customer Online Engagement Level)

۳۳-نرخ کلیک در صفحه و مشاهده سایت از سوی مشتریان  (Page Views and Bounce Rate  )

۳۴-میزان مشارکت در شبکه‌های اجتماعی (Social Networking Footprint )

۳۵-سنجش عملکرد اجرایی شرکت     (Performance measurement Corporate Executive)*

۳۶-اشتراک گذاری صدای مشتری (Online Share of Voice)

۳۷-نرخ تبدیل    (Conversion Rate)

 

شاخص های مرتبط به عملکرد اجرایی :

۳۸-نرخ کمبود موجودی (Inventory Shrinkage Rate)

۳۹-نرخ استفاده از ظرفیت منابع موجود(Capacity Utilisation Rate)

۴۰-سطح موارد زائد و دور ریز در فرآیندها (Process Waste Level)

۴۱-زمان چرخه تکمیل سفارش (Order Fulfilment Cycle Time)

۴۲-نرخ ارائه به‌هنگام و کامل خدمت (Delivery In Full, On Time (DIFOT) Rate)

۴۳-میزان انحراف از برنامه زمان بندی شده پروژه (Project Schedule Variance)

۴۴-میزان انحراف از هزینه‌های پروژه ( Project Cost Variance)

۴۵-سطوح شش سیگما (Six Sigma Level)

۴۶-شاخص میزان ارزش حصول شده (Earned Value (EV) Metric)

۴۷-بازگشت سرمایه پیرامون نوآوری‌های مختلف (Return on Innovation Investment)

۴۸-میزان دوباره ‌کاری (Rework Level )

۴۹-شاخص کیفیت (Quality Index)

۵۰-شاخص اثربخشی تجهیزات(Overall Equipment Effectiveness)

۵۱-میزان زمان خرابی یا کار نکردن خرابی ماشین یا فرآیند(Process or Machine Downtime Level)

۵۲-نرخ اولین بازده (First Pass Yield (FPY))

۵۳-شاخص عرضه بازار (Time to Market)

۵۴-تفکیک پذیری اولین مخاظب (First Contact Resolution (FCR))

۵۵-شاخص‌های عملکرد کارکنان ()

 

شاخص عملکرد اجرایی کارکنان:

۵۶-میزان ارزش افزوده سرمایه نیروی انسانی( Human Capital Value Added (HCVA))

۵۷-شاخص رضایت کارمندان (Employee Satisfaction Index)

۵۸-نرخ آشفتگی کارکنان (Employee Churn Rate)

۵۹-میزان سود به ازای هر کارمند(Revenue Per Employee)

۶۰-امتیاز گذاری حمایت از کارکنان (Staff Advocacy Score)

۶۱-میانگین مدت زمان بودن کارمند در شرکت (Average Employee Tenure)

۶۲-میزان غیبت از کار (Absenteeism Bradford Factor)

۶۳-امتیاز بازخورد ۳۶۰ درجه (۳۶۰-Degree Feedback Score)

۶۴-نرخ رقابت پذیری میزان درامد  (Salary Competitiveness Ratio)*

۶۵-سطح مارکت کارمندان در کار (Employee Engagement Level)

۶۶-میزان بازگشت سرمایه‌های حاصل از آموزش نیروی انسانی(Training Return on Investment)

۶۷-زمان استخدام (Time to Hire)

 

شاخص عملکرد حفاظت از محیط زیست و پایداری اجتماعی :

۶۸-میزان استفاده آب(Water Footprint)

۶۹-میزان صرفه‌جویی(Saving Levels)

۷۰-میزان نرخ بازیافت(Product Recycling Rate)

۷۱-میزان استفاده از کربن(Carbon Footprint

۷۲-نرخ بازیافت زباله ( Waste Recycling Rate)

۷۳-میزان مصرف انرژی(Energy Consumption)

۷۴-نرخ کاهش ضایعات (Waste Reduction Rate)

۷۵-پشتیبانی از زنجیره میلز (Supply Chain Miles )*

 

پیشنهاد میکنم این مقاله ها را نیز بخوانید :

چگونه کسب و کار انلاین خود را راه اندازی کنیم

 

 

دسته‌ها
مدیریت عملکرد

۴ سنجه کلیدی عملکرد برای مدیران

در این مقاله میخواهیم چهار سنجه کلیدی عملکردی که هر مدیری نیاز دارد بداند را معرفی کنیم . تصور کنید شما در حال اجرای کسب و کاری هستید و می‌خواهید بدانید کیفیت کسب و کارتان چگونه است. شما می بایست KPI هایی را برای تجارت خودرا انتخاب کنید و این سنجه ها مشخص می کنند که کسب و کار شما چه وضعیتی دارند.

چالش پیش روی شما این است که  این چهار سنجه کلیدی عملکرد پیشنهادی ما را بپذیرید تا تصویر مناسبی پیش روی شما شکل گیرد.

 چهار سنجه کلیدی عملکرد عبارتند از:

  1.  رضایت مشتری
  2. فرآیند کیفیت داخلی
  3.  رضایت کارمندان
  4.  شاخص عملکرد مالی

دلایل تاکید بر چهار سنجه کلیدی عملکرد معرفی شده:

رضایت مشتری:

این موضوع به راحتی قابل درک است که بدون مشتری سازمان شما وجود نخواهد داشت. هر سازمانی دارای مشتریانی است که می بایست رضایت آنها جلب شود. به طور مثال شرکت اپل مشتریانی دارد که محصولات را میخرند، شرکت های IT  سرویس به مشتریان خود ارائه میدهند. هر تجارت، سازمان دولتی و یا غیر دولتی باید اطمینان یابند آنچه نیاز است را به درستی به مشتریان خود ارائه میدهند.

فرآیند کیفیت داخلی:

شرکت ها باید اطمینان یابند سرویس ها و محصولاتشان طبق استاندارد های مورد انتظارشان است و نحوه ی ارائه محصول و یا خدماتشان را بهبود بدهند. مهم نیست که شما اپل هستید و یا یک شرکت در زمینه IT  باید همه مطمئن باشند که فرآیند ها تا حد امکان کارآمد و تاثیر گذار باشند و کیفیت مورد انتظار مشتریان را ارائه دهند.

رضایت کارمندان:

بدون شک می توان گفت کارمندان مهمترین عناصر هر کسب و کار هستند. شرکت ها نمی توانند عملکرد مناسب و قابل قبولی داشته باشند اگر کارمندانشان خوشحال نباشند و این موضوع برای  تمام کسب ها صدق میکند.

شاخص های عملکرد مالی :

پول برای اپل یا یک شرکت IT   مهم است. اپل برای رضایت سهام داران نیازمند است که رشد گردش مالی و سود کافی ارائه دهد و شرکت های IT   نیز اطمینان دهند کنترل هزینه و بالا بردن بهره وری را رعایت میکنند.

بنا براین نتیجه میگیریم که چهارسنجه عملکرد برای هر مدیری مورد نیاز است اما اپل باید شاخص عملکرد مالی اش را از طریق رشد درامد با حاشیه های سود و EBITDA توسعه دهد.

تیم داخلی باید مسیر رضایت مشتری را از شاخص (NPS) بدست آورند.

مدیرانی که از  چهار KPI استفاده کردند متوجه شدند که متناسب با ۴ دیدگاه از کارت امتیاز متوازن  (BSC) هستند. نکته اینجاست که BSC  یک قالب کاری شهودی و بصری است  که باید توضیح بدیم چرا از محبوب ترین ابزار های مدیریتی است که امروز استفاده می شود. با این حال مشکلات مشابه KPIها را نیز دارند، اکثر scorecards از KPI های  نامفهوم پرشده اند.

بنابراین اگر شما به دنبال KPI های مرتبط و معنی دار هستید بسادگی می توانید از رضایت مشتری، فرآیند کیفیت داخلی ، رضایت کارمندان، شاخص عملکرد مالی شروع کنید.

دسته‌ها
مدیریت عملکرد

انتخاب KPI مناسب

نحوه انتخاب KPI از طریق معیارهای smart

یکی از روشهای بهرهمندی از یک KPI مناسب استفاده از مشخصه های smart  است، این واژه شامل حروف ابتدایی کلمات Specific به معنی ویژه،Measurable قابل سنجش، attainable قابل بهره گیری، Relevant مرتبط، Time-bound وابسته به زمان، می شود.

برای مشخص کردن سنجه های کلیدی عملکرد خود می توانید از این سوالات بهره بگیرید و در نتیجه قادر خواهید بود بهترین شاخصه های عملکرد کسب وکار را برای اندازه گیری میزان پیشرفت خود در رسیدن به اهداف کسب وکارتان برگزینید.

  1. آیا اهداف کسب وکار خودرا تعیین و تعریف کرده اید؟ (آیا هدف شما صرفا بدست آوردن جایگاه مشخصی در بازار است یا به دست گرفتن سود و درآمدی تعیین و روشن )
  2. آیا قادر هستید فرایند طی شده توسط خودرا در مسیر تحقق اهدافتان اندازه گیری کنید؟ (برای مثال ممکن است هدف شما رسیدن به یک سهام مشخص یا میزان حاشیه سود تعیین شده ای باشد.
  3. آیا هدفی که تعیین کرده اید در دنیای واقعی قابل دسترس است؟ (هدفی را برای کسب و کار خود انتخاب نکنید که با توجه به امکانات و منابع فعلی توانایی تحقق آن وجود نداشته باشد.)
  4. در چه محدوده ی زمانی باید به اهداف تعیین شده دست بیابید؟ (تعیین بازه ی زمانی از جمله ملزومات تعیین KPI محسسوب می شود، حتما این مورد را در شاخص های ارزیابی عملکرد خود وارد کنید.)

در انتخاب شاخص های کلیدی عملکرد  از معیارهای SMARTER نیز می توان استفاده کرد.

انتخاب kpi

معیارهای SMART می­توانند به SMARTER به اضافه ارزیابی (Evaluate) و ارزیابی مجدد (Reevaluate ) توسعه یابند. این دوارزیابی بسیار مهم هستند، زیرا ارزیابی مدام KPIها و ارتباط شان با کسب و کارتان شرایط را آسانترمی­کند. به عنوان مثال اگر در سال جاری شما از درآمد هدفتان تجاوز کرده ­اید باید مشخص کنید که آیا به دلیل دست کم گرفتن هدفتان است یا شرایط دیگری دارد.

چگونه برای کسب و کار خود KPI تعریف کنیم ؟

تعریف KPI نیازمند دانش ومهارت نیازاست و میتواند بسیار سخت باشد. واژه ی Key به معنای کلیدی است. این نشان می دهد که سنجه های کلیدی عملکرد که توسط شما تعیین می شود باید به درآمد یا نتیجه ای که از کسب وکار خود بدست آورده اید مرتبط باشد.برخلاف آنکه این دو معمولا به یک منظور استفاده می شود، سنجه های کلیدی عملکردباید برپایه ی اهداف حیاتی  کسب وکار تعیین شود.

مراحل زیر برای تعریف KPI های مناسب در کسب و کارتان مورد استفاده قرار می گیرد:

  1. نتیجه مورد نظر شما چیست؟ (میتواند درآمد ، سود، سهم بازار بیشتر، تعداد فالوور و یا هرچیز دیری باشد.)
  2. چرا این نتیجه  برای شما اهمیت دارد؟ (دلیل انتخاب خروجی مطلوب خود را بازگو کنید.)
  3. چگونه میخواهید فرآیند رسیدن به اهداف خود را اندازه گیری کنید؟ (روش های ارزیابی خود راشرح دهید، مثلا با استفاده از اطلاعات آماری و تحلیل آنها یا تحلیل گوگل و …)
  4. چگونه میتوانید بر خروجی تعریف شده اثرگذارباشید؟ (مثلا با استفاده از اجرای کمپین های بازاریابی و تبلیغاتی بتواند روند رابهبود ببخشید یا ….)
  5. چه افرادی مسئول خروجی کسب و کار هستند؟ (بستگی به بزرگی سازمان شما دارد که چه اهدافی را تعیین می کنید، اهداف شما به کدام دپارتمان مربوط می‌شود و مسئولین هر دپارتمان چه کسانی اند ومشخص میشود مسئول خروجی کیست.)
  6.  چه چیزی نشاندهنده دستیابی شمابه اهدافتان است؟ (در این بخش باید مشخص کنید چه اتفاقاتی به معنای تحقق اهداف است، استفاده از معیار های SMART سبب میشود اهداف قابل اندازه گیری و ملموس را در نظر بگیرید.)
  7. چند وقت یکبار فرآیند تحقق هدف را بازبینی می کنید؟ (این کار سبب میشود گپ ها و عیب و ایرادات مربوط به فرآیند مشخص شود و با رفع آن روند تسریع شود.)

مثلا درصورتیکه هدف شما افزایش درآمد در سال جاری است، بهتر رشد فروش را به عنوان KPI در نظر بگیرید. سپس طبق موارد زیر عمل کنید تا kpi شما به بهترین روش تعیین شود:

  1. پیش بینی می شود افزایش در آمد فروش شما در صورت داشتن یک خروجی مطلوب به میزان ۲۰% در سال جاری باشد.
  2. دستیابی به این هدف سبب سودآوری کسب و کار شما می شود.
  3. فرآیند تحقق هدف به عنوان افزایش در درآمد اندازه گیری میشود.
  4. اگر درآمد در سال جاری حداقل به میزان ۲۰% افزایش پیدا کند به معنای پیشرفت ما در فرایند تحقق اهداف ما است.
  5. KPI  موردنظر ماهانه اندازه گیری شده و بررسی می شود.

باتوجه به مثال های بالا، با تعیین درست هدف و KPI مناسب برای ارزیابی آن میتوانید تحقق اهداف کسب و کار خود را کنترل و مدیریت نمایید.

چه عواملی بر شاخص های عملکرد کلیدی (KPIs) تاثیرگذاراست؟

یک KPI به اندازه عملی که برمی­ انگیزد ارزشمند است. در بسیاری از مواقع سازمان ها  KPIهای به رسمیت شناخته شده در صنعت را اتخاذ می­ کنند و سپس تعجب می­ کنند که چرا آن KPI، هدف کسب و کار آنها را منعکس نکرده و در ایجاد  تغییرات مثبت شکست خورده است. از مهم­ترین جنبه ­های شاخصهای عملکرد کلیدی که نادیده گرفته می­شود به نوعی زنجیره های ارتباطی هستند. هر چه اطلاعات واضح، مختصر و مرتبط باشد احتمال اینکه درک شود و به آن عمل شود بیشتر است. اگر برای کمپین های بازاریابی خود شاخص های کلیدی عملکرد را تعیین کنید، امکان موفقیت های شما افزایش می یابد.

 

 

 

دسته‌ها
مدیریت عملکرد

kpi چیست و مراحل پنج گانه ساخت آن

سنجه های کلیدی عملکرد یک راه کار معتبر برای آگاهی از میزان موفقیت هر کسب و کار است. بنابراین با بهره بردن از آن می توان یک گام به اهداف خود نزدیکتر شد.

سنجه های کلیدی عملکرد چیست و چگونه ساخته می شود؟

شاخص کلیدی عملکرد یک سنجه قابل اندازه گیری است که برای یک شرکت نشان دهنده میزان موفقیت در رسیدن به اهدافشان می باشد. این سنجه میزان فعالیت های حیاتی و بنیادی شرکت را می سنجد، لازم به ذکر است سازمان ها از این سنجه برای بررسی موفقیت هایی که به آنها در راه دستیابی به اهدافشان یک قدم یاری می‌ رساند.

شاخص کلیدی عملکرد برای همه ی صنایع ، سازمان ها همچنین فعالیت های شخصی قابل استفاده است. ضروری است این سنجه در زمان های مشخص ارزیابی شود و با سنجه های عملکرد که در گذشته مورد استفاده قرار گرفته مورد مقایسه قرار دهد.

شرکت ها بی آنکه از از سنجش شاخص کلیدی کسب و کار بهره ببرند نمیتوانند انتظار بازخورد مناسبی از چگونگی عملکرد خود داشته باشند.

گاهی ممکن است در یک کسبو کار پس از مدتی احساس پیشرفت مشاهده شود اما بدون استفاده از شاخص های کلیدی عملکرد قادر نخواهند بود زمینه موفقیت را به طور واضح مشاهده کنند یا حتی با یک معیار مناسب مورد سنجش قرار دهند.با بهره گیری از kpi  قادر خواهند بود اهداف دقیق و درستی را برای خود مشخص کرده و روش های مناسبی را برای سنجش آن بیابد و همینطور شما قادر خواهید بود که پیشینه کسب و کار خود را دریافت کرده و  برای خود داشته باشید.

چگونه شاخص کلیدی عملکرد می توان ساخت

به معرفی ۵ بخش اصلی برای ساخت یک KPI قابل اندازه‌گیری می‌پردازیم. KPI برای هر نوع کسب‌و‌کاری می‌تواند قابل استفاده باشد. ما در این ۵ مرحله سنجش عملکرد وب‌سایت را در نظر گرفته‌ایم .

 مرحله‌ی اول: تعیین کردن اهداف

قبل از اندازه‌گیری وب‌سایت، بهتر است که هدف را روشن کنیم. شاید انجام این کار ضروری نباشد. اما معمولا وب‌سایت‌ها با ۲ هدف: افزایش فروش یا کاهش هزینه‌ی حمایت از مشتری ساخته می شود.

مرحله دوم :مشخص کردن عوامل دستیابی به موفقبت

موارد نشان دهنده موفقیت شامل فعالیت های اساسی میشوند که یک شرکت ، سازمان یا هر فرد نیاز است برای دستیابی به موفقیت انها را مورد توجه قرار دهد.میتوان شرایط دستیابی به موفقیت را موارد مشخص شده ای دانشت که به ما نشان می دهند در یک بازه زمانی چه میزان به اهداف کسب و کار خود نزدیک شده ایم برای داشتن یک فاکتور کلیدی موفقیت خوب نیازمند فعل عملی است که شامل افعال :جدب کردن،عملی کردن،توسعه دادن،نظارت،مدیریت و افعالی این چنین است. شاخصه های موفقیت همواره شامل دو عنصر به صورت ترکیب با یکدیگر است که عبارتند از فعالیت هایی که میتوانم اندازه گیری کنیم و یک بازه زمانی تعیین شده.

مرحله سوم:تعیین kpi با استفاده از عوامل دستیابی به موفقیت

همه عوامل رسیدن به موفقیت لزوما شامل kpi  نمیشوند بلکه شامل عناصر حیاتی برای پیروزی یک استراتژی است. Kpi ها سنجه های محاسبه شده ای هستند که میتوان با بهره گیری از آنها کمیت مشخصه های موفقیت را مشخص کرد . سنجه های کلیدی عملکرد شامل محاسباتی از متریک ها میشوند که در مراحل بعد گفته خواهد شد.

در دو مرحله پیش رو که به شما ارائه خواهد شد سعی داریم به شما نشان دهیم که شاخصه ها و متریک های زیادی برای یک ارزیابی مناسب وجود دارد.هرچند به ندرت بتوان شاخصه ای را یافت که به ما داده مفیدی از چگونگی فعالیت یک وب سایت به ما ارائه دهد.تنها شاخصه های میتوانند داده های مفید به ما ارائه دهند که سنجه های کلیدی عملکرد باشند.لازم به توجه است که تمام kpi ها متریک هستند اما همه ی متریک ها kpi  نیستند.حال که شاخصه های کلیدی عملکرد مشخص شدند نیاز است معیار های معتبر این kpi ها را تعیین کنیم.

مرحله‌ی چهارم: جمع‌آوری معیارها

معیارها یکسری اعداد خام هستند که می‌توان اطلاعات مفیدی را از آن‌ها استخراج کرد. این معیارها اگر به هم مرتبط شوند، می‌توانند اطلاعات مفیدی را استخراج کنند. معیارها، پایین‌ترین سطح جزئیات در گزارش‌های تحلیلی وب‌سایت‌ها، پایگاه داده‌ی شرکت‌ها و گزارش ها هستند. ابتدا معیارها باید جمع‌آوری شوند تا بتوانیم متریک‌ها را در مرحله‌ی پنجم مشخص کنیم.

مرحله‌ی پنجم: محاسبه‌ی متریک‌ها از روی معیارها

متریک‌ها به‌عنوان نرخ، میانگین، نسبت یا درصد بیان می‌شوند. ما می‌توانیم معیارها را به روش‌های مختلف تحلیل کنیم در نتیجه بی‌نهایت متریک خواهیم داشت. متریک‌ها همچنین با یک بازه‌ی زمانی تعریف می‌شوند. همان‌طور که در مرحله‌ی سوم گفته شد، تمام شاخص های کلیدی عملکرد متریک هستند اما همه‌ی متریک‌ها شاخص های کلیدی عملکرد نیستند. یک متریک برای اینکه بتواند به شاخص های کلیدی عملکرد تبدیل شود باید اطلاعات مفیدی از عملکرد سایت در اختیار قرار دهد.

 

 

دسته‌ها
مدیریت عملکرد

تفاوت KPI با Keymetrics